ناشناس

سوال 161574

به نام او گره مشكلات در دست اوست<br />با سلام و خسته نباشید.مدتی طولانی است كه روحیه ام به خاطر بعضی مسائل بین همسرم و خودم كسل شد ه است. و امروز بسیار خسته شده ام. نا امید نیستنم اما بسیار نگرانم نگران آینده بچه ام خودم زندگیم .از دست رفتن آرامش و عشقی كه همیشه بین ما بوده است.این بود كه به یاد شما افتادم.امیدوارم مرا مفصل و جزیی راهنمایی كنید. چون مشكلم را با كسی دوست ندارم مطرح كنم.<br />من شدیدا مقید به مسائل دینی هستم .لقمه حلال و حرام برایم بسیار مهم است. نماز برایم بسیار مهم است. رفت و آمد با افراد معیارهای خاصی دارد. استفاده از تلویزیون ضبط و كامپیوتر و اینترنت و این چنین وسایل نیز همین گونه است.مناسبتهای مذهبی برایم مهم است. شادی شادی غیر شادی هم همان. و بیشتر حساسیتهای من بخاطر تربیت بچه است. دوست دارم بچه ام در یك محیط مذهبی رشد كند. بگذریم. اما رفتار های همسرم مرا به شدت ناراحت می كند.مخصوصا كه سابق این جوری نبوده و مرتب داره عوض میشه. هر وقت هم با او صحبت می كنم میگه تو دیدت از اسلام سطحی است.طوری صحبت میكنه كه انگار فقط شراب زنا ... را كه انجام ندهیم خدا از ما راضی است. نمی دانم منظورم را متوجه می شوید یا نه؟ در ثانی اگر او الان این حرف را به من میزند چرا قبلا رفتارش طور دیگری بوده؟ پس او عوض شده .من همان ادم هستم.ن<br /> در گذشته نماز صبحش قضا نمی شد. اما حالا یك روز بخوان دو روز نخوان. او كسی نبود كه هرشعر وترانه ای را گوش بدهد اما حالا می بینم روی گوشی همراه&lt; حافظه كامپیوتر داشبورد ماشین پر از این مزخرفات است. مزخرفات زننده صدای زنهای مختلف حتی با تصاویر .اینها مال كسی بوده كه قفسه كمدش با دهها نوار مذهبی پر بوده است.پیامهایی كه از طریق گوشی برایش فرستاده می شود آنقدر مستهجن و زشت است كه وقتی من چند نمونه از آنها را دیدم شاخ درآوردم كه آیا این گوشی همسر من یا نه؟ حالا نمیدانم كه خودش هم از این دست پیامها می فرستد یا نه؟ استفاده او از اینترنت بجای استفاده كاری یا علمی شده خواندن جك و لطیفه. من واقعا ناراحت می شوم میبینم اینطوری داره وقتش و شخصیتش را از بین می بره. ولی او میگه تو نمی خواهد من را اصلاح كنی. او اینطوری نبود نبود. عوض شده . می ترسم بدتر بشه. چند وقتی هم هست كه میگه من یك ماهواره می خرم. حالا هم به بهانه جام جهانی تكرار می كنه. من آنقدر به تربیت بچه حساس و آو آنقدر بی توجه .هرچی شد. شد. مسافرت میریم چه درون شهری چه بیرون شهری. باید از اول تا اخر ترانه های بی سر و ته تو ی گوش بچه ام بره. چقدر ساكت باشم؟ چقدر با خودم حرف بزنم. بچه معصومم كه خدا به من امانت داده چی؟ دیگه اسم ائمه فقط زمانی توی خانه ما می آید كه تلویزیون یك چیزی بگه و همسرم در خانه نباشد.پسر من كه مرتب از كارهای پدرش الگو میگیره وقتی می بینه مثلا موقع پخش یك سخنرانی اذان و ... تلویزیون را بابایش خاموش می كنه. اینها برای من جای نگرانی داره. وقتی اختلاف بین ما را علنا در كارهایمان می بیند .<br />خلاصه من نگران و بسیار ناراحتم.دلم می خواهد همیشه عاشق همسرم باشم. اما وقتی این چیزها را از او میبینم سرد میشم. خیلی احساسات بدی دارم. فكر می كنم او خیلی بی اراده است كه با این سن و سال عوض شده. مرا راهنمایی كنید هرچه زودتر جوابم را بدهید. <br />با تشكر از اینكه توجه كردید.منتظرم<br />راستی من با كارشناسان تبیان آشنا نیستم امیدوارم فقط با حرفهایشان مشكلم را بتوانم حل كنم. بنابراین انتخاب من روی شناخت نبوده.<br /> - دیپلم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
دوست عزیز
شما باید بیشترمراقب همسر خود باشید تا بیشتر از این بین شما فاصله ای ایجاد نشود.شاید در ابتدای زندگی با هم تفاهم داشتید اما ازدواج مانند گیاهی است كه باید از آن مراقبت كنید تا بارور شود و هر روز با هم اشتراك بیشتری داشته باشید و گذشت ایام بین شما فاصله نیندازد.
حتما از همسرتان بخواهید برای رفتارش توضیح بدهد و یا این مساله را یكی از بزرگترها كه می تواند به شما كمك كند مطرح كنید .كمك خواستن از دیگران اشكالی ندارد ممكن است زمانی مجبور شوید در مورد این مساله صحبت كنید كه خیلی دیر شده باشد.
حتما این مساله را پیگیری كنید
موفق باشید