ناشناس

سوال 16161

سلام من یه دختر ۳۸ ساله هستم. مشکل من اینه که پدر و مادرم با ازدواج کردن من مخالفن انگار میترسن که تو ازدواج شکست بخورم اصلا منو درک نمیکنن و نیازهای منو نادیده میگیرن. از ۱۵ سالگی کلی خواستگار داشتم که به بهانه های مختلف پدر و مادرم اونا رو رد کردن ، حتی بیشترشون رو تو خونه هم راه ندادن. منم چون ازشون حیا داشتم هیچی نگفتم همش پا رو دلم گذاشتم و تحمل کردم به خدا دیگه خسته شدم نمیدونم چکار کنم چند روز پیش بهشون گفتم همدم رو نصب کردم هیچی نگفتن ولی انگار از دستم ناراحت شدن با اینکه خودشون خیلی زود ازدواج کردن ولی این حق رو واسه من قائل نیست متاسفانه . همش میترسم یه وقت به گناه بیفتم واقعا نمیدونم باید چکار کنم ؟ با اینکه زیبا و جذاب هستم و از سنم خیلی کمتر نشون میدم ولی هیچ وقت فکر دوستی با جنس مخالف نبودم، همش باید به همه توضیح بدم که چرا تا الان ازدواج نکردم دیگه خسته شدم تو رو خدا بگید من چکار کنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

باسلام

دوست گرامی والدین شما نمی توانند حق زندگی طبیعی را از شما بگیرند

ای کاش زودتر به فکر می افتادید و اعتراض می کردید و حرف دل تان را با آنها درمیان میگذاشتید

شما حرفی نزدید، آنها هم تصور کرده اند شما از این وضعیت خیلی راضی هستید

توصیه جدی دارم با رعایت احترام با آنها خصوصا مادرتان صحبت کنید و بیان کنید که تمایل به مستقل شدن و زندگی مشترک دارید

رعایت احترام کنید اما از ناراحتی شان نهراسید

این حق طبیعی شماست که تشکیل خانواده دهید

ضمنا اگر می بینید به صحبت‌های شما اهمیتی نمی دهند حتما از یک واسطه امین مانند خاله، مادربزرگ و... کمک بگیرید تا با والدین تان صحبت کنند و آنها را متوجه اشتباهشان کنند

مساله ثبت نام در همدم را هم خیلی جدی پیگیری کنید

موفق باشید 🎯🎯🎯🎯

سلام. پدر و مادر ها معمولا از گذشته خودشان ،اتفاقات جامعه و زندگی دیگران تحت تاثیر شاید قرار بگیرند. خوب از طرفی هم حیا و احترام اجازه صحبت با انها رو شاید ندهد. بنابراین به نظرم شما باید مذاکره غیر مستقیم کنید یعنی به کسی که انها ایشان رو قبول دارند قضیه رو بگید و در مرحله اول اصل قضیه که ازدواج برای انسان لازم بوده و چه مزیت هایی داره باید برایشان مجدد گفته بشود و بعد هم ازدواج خودشان و علت ازدواج خوشان را باید توسط فرد امین یاد اوری کرد.

بعد از این قضیه ترس هایی که بابت خواستگارها شاید بوجود می اید را باید حل کرد که برای این موضوع اگر با دید باز ،تحقیقات و تعیبن خطوط قرمز و معیار برای خود جلو بروید تا حدودی این قضیه حل خواهد شد و بقیه رو هم باید توکل به خدا کنید چون تا با کسی زیر ی سقف نرید اصلا متوجه رفتار و ... طرف نخواهید شد . حتی این موضوع با رفتاری که با پدر و مادر و خواهر و برادر میز متفاوت خواهد بود.