سوال 16202
این دوروز یه خواستگار بهم معرفی شد که شغلش شاگرد عینک فروشی بود و یه سابقه عقد ناموفق یکماهه داشته بود مامانم اجازه داد باهاش صحبت کردم و بعد یکدفعه در یه روز دوبار بهم زنگ زد نظر خانوادم رو بدونه اعصبانی شدن و گفتن این شاگرد مغازه هست نمیشه باهاش ازدواج کنی منم دیروز قبول کردم و جواب رد دادم حالا مدام میگن اینجوری تو اونجوری حتی تاکید داشتن شغل طرف رو بزنم تو سرش و غرورش رو بابت شغلش خورد کنم من فکر کردم چه جوری جواب رد بدم گفتم عقد ناموفق داشتنتون مشکله و تا قبل از این موضوع میگفتن تو خواستگار داری نمیتونیم بگیم تو باید صبر کنی تا خواهر بزرگترت که فرزند ارشد هست بره و بعد از این موضوع میگن تو چندسال صبر کن تا این بره بعد تو بری چون خواهر دومت ازدواج کرده این مونده الانم تو بری تو فامیل کلی حرف میشه تو تا ۵ سال دیگه هم بگذره همینجور خواستگار داری و من بهشون گفتم یادتونه یه آقایی متولد ۵۵ بود به آبجیم میخورد تا گفتی دوتا دختر دارم متولد ۶۱ و ۷۰ گفتن اون ۷۰ رو میخوایم جواب منفی دادم من گفتم چند سال دیگه کسانی که به من میخورن میگن ما دهه ۸۰ یا ۹۰ میخوایم ولی بخاطر یه خطا دارن سرزنشم میکنن میگم آدم جایزالخطاس میگن تو تو کار عرضه نداری نمیدونم تو زندگی چی میشی اینا سرکوفت زدنه بخدا میشه راهنماییم کنین چه کار کنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
دوست گرامی منتظر ماندن هر یک از فرزندان برای ازدواج خواهر یا برادر دیگر، کاملا اشتباه است، هر کس فرصت ازدواج مناسب داشت باید اقدام کند و ازدواج نماید
شما هم از اشتباهات والدین خود ناراحت نشوید و مقاومت کنید و سعی کنید با صحبت و گفتگوی دوستانه آنها را مجاب کنید که اگر فرصت مناسب و شایسته برای تان مهیا شد، بهتر است شرایط را بررسی کنید
من تصور می کنم این واکنش خانواده تان به این خاطر است که خواستگار اخیرتان شرایط مطلوبی نداشته و در همان روز اول پا را از گلیم فراتر گذاشته
لذا هم خودتان گزیده تر و هوشمندانه تر رفتار کنید و هم سعی کنید مشکلاتی که با خانواده دارید را با صحبت دوستانه حل کنید
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
