ناشناس

سوال 164010

با عرض سلام<br />بنده در یك مساله ای خیلی درمانده شده ام و از شما خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید. هر وقت به زندگی علما نگاه میكنیم میبینیم كه از تعلقات زندگی به دورند و كاملا به معنویات توجه دارند و از طرفی در روانشناسی و یا كلا افراد مذهبی دیگری را میبینیم كه در عین حالی كه به زندگی مادی خود میرسند به واجبات و تا حدی مستحبات هم توجه دارند و از طرفی برای اینكه انسان منتظر واقعی حضرت حجت (عج) باشد نباید زیاد در این دنیا سر خود را گرم كند تا بتواند كمبود آقا را حس كند حالا سوال من این است كه من كه در سن جوانی به سر میبرم وظیفه ام چیست اگر بخواهم جوری زندگی كنم كه به روح و روان و تزكیه نفس خود بپردازم خیلی زود افسرده حال میشوم و بیحوصله و پریشان میگردم و اگر هم بخواهم هم به امور مادی و هم به امور معنوی با هم برسم احساس میكنم دیگر وقتی برایم نمیماند كه غیبت امام زمان را حس كنم و منتظر واقعی ایشان باشم چون برای تمامی عمرم برنام ریزی این دنیایی میكنم. لطفا این مسائل را برای من تحلیل كنید تا من از این سردرگمی بیرون بیایم و راه خود را پیدا كنم. از كمك شما سپاسگزارم.<br /> - 22 ساله - لیسانس

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
توجه به اموری مادی هرگز به معنی غرق شدن در مادیات نیست. نگاهی به سیره عملی ائمه(ع) نگاه كنیم.
امیرالمومنین(ع) به شغل كشاورزی می پرداختند و از این راه ثروت فراوانی هم به دست آوردند؛ هر چند بسیاری از این اموال را هم وقف می نمودند. و یا در زندگی امام باقر(ع) نقل است كه با مشقت فراوان به زمین های كشاورزی خود سركشی می نمودند؛ به گونه ای كه گاه مورد اعتراض بعضی از خشكه مقدس ها واقع می شدند.
آنچه مذموم است هدف و غایت دانستن مادیات است و غفلت از معنویات. اگر كسی برای تأمین معاش خود و خانواده اش از راه حلال از مستحبات باز بماند، یقینا از كسی كه در تأمین معاش خود نیازمند دیگران است و دائم به مستحبات توجه دارد برتر است. به این سخن در روایات نیز اشاره شده است.
دیگر این كه توجه به مادیات در حد معقول و مشروع، پاسخ به نیاز فطری انسان است. خداوند انسان را به گونه ای آفرید كه نیازمند خوراك، پوشاك، مسكن و ... باشد؛ حال به نظر شما بی توجهی به مادیات امر معقولی است!؟ در حالی كه خداوند دین خود را دینی فطری برشمرده است. "فأقم وجهك للدین حنیفا فطرة الله التی فطر الناس علیها"
دوست خوب!
به چند نكته در راستای هدف بلندی كه دارید توجه كنید.
1. كسی كه تازه قدم در راه سیر و سلوك معنوی می گذارد و به فكر و ذكر علاقمند می شود، نباید از همان اول انتظار داشته باشد بتواند به مانند پیران راه به مقامی برسد كه توجه به دنیا را بتواندبا توجه به آخرت و معنا یكسره جمع كند.
در این راه باید صبور بود و به تدریج منتظر رشد معنوی بود.
2. قدم اول التزام كامل به انجام واجبات و ترك محرمات است. در این مرحله از ما مستحبات نمی خواهند، مگر در مواردی كه اقبال قلبی كامل و اشتیاقی در خود احساس می كنیم؛ و حتی گفته اند قبل از این كه سیراب شوید دست از ادامه آن بكشید تا این اشتیاق در شما بماند و تشنگی تان از دست نرود.
اگر در این مقدار به خوبی عمل كردید، كم كم این اشتیاق در شما بیشتر می شود، به گونه ای كه كارهای نیك برای شما عادت می شود و فضائل اخلاقی در شما به ملكه تبدیل می شود. یعنی به گونه ای می شوید كه عدم توجه به معنویت برای شما مشكل می شود.
3. افسرد گی ای كه از آن یاد كرده اید سخن درستی است. كسی كه به تدریجی كه گفتیم ملتزم نباشد، و بخواهد در همان ابتدا بر خود بار سنگین فكر و ذكر افراطی را تحمیل كند، دچار این افسردگی می شود. به همین خاطر هم گفته اند در انجام مستحبات قبل از آن كه شوق شما كم نشود، دست بكشید تا تشنگی در شما بماند.
4. هیچ كس در هیچ مرحله ای قرار نیست، به دنیا پشت كند یا به آن بی اعتنا باشد. رهبانیت در اسلام مطلوب و مقبول نیست. عدم علاقه به دنیا باید تقویت نشود، نه عدم توجه به آن.
عارفی كه نمی تواند در كنار توجه به معنویت به دنیای خود هم در حد نیاز برسد، در نیمه راه مانده است، و بهتر است دست از آن ادعا و طلب بكشد و هر دو رویه زندگی خود را در حد ممكن برای خود حفظ كند.
البته بسیاری از بزرگان چنان در امور معنوی غرق شده بودند كه توجه آنها به مادیات در حداقل ممكن ـ و در حد ضروریات زندگی ـ بوده است؛ ولی این به معنی عدم توجه آنها به مسائل مادی نیست.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذكر ـ قم.
باستانی.