ناشناس

سوال 16733

شدیدا تحت فشار روانی هستم و این فشار برای سال اخیر نیست و حدود ۸ سال طول کشیده ینی از زمانی که من در سن ازدواج قرار گرفتم، من ۲۵ سال دارم با تحصیلات از دانشگاه دولتی در تهران و زیبایی زیادبا وجود خواستگار های فراوان بدلیل فراهم نکردن شرایط از طرف خانواده که ۹۵ درصد مالی بوده و محل بدنامی که زندگی میکردیم تمام خواستگارها رو با دلایل منطقی رد میکردم و دست و پا میزدم تا بتونیم از اون محله به جای بهتری منتقل بشیم و اونجا که در شان من و خانواده قرار بگیریم ولی اوضاع بهتر نشدتو این ۷،۸ سال من تمام انرژی هام رو از دست دادم و دارم از دست میدم و جز این هزینه ای که از طرف خودم دارم میدم تمام افراد خانواده به نوعی قربانی شدن و دارن درگیر مسائل جدی روانی و بیماری میشن شرایط اقتصادی هم که کمر خانواده رو شکسته ،پدر و مادری که بعد از اونهمه زحمت کشیدن بچه هاشون رو بزرگ کردن و به جای خوب رسوندن افسرده شدن که ۳ فرزند دم بخت دارن و توانایی مقابله با مشکلات اطراف رو ندارن و از طرفی شاکر خدا بودم به خاطر ویژگی های مثبت و سلامت جسمی و روانی خودم و خانواده اما این سال ها قربانی شدم و دیگه این مسائل ساده نیستند و پیچیده تر از قبل و من به اندازه ی یه خانم ۳۵ ساله جز خودم دغدغه بقیه افراد خانواده رو هم دارم که دارن غرق میشن و به بن بست رسیدم و دوباره دارم به این فکر میکنم که چرا باید بدنیا میومدم الان تصمیمم بر این شده که هر موردی اومد باهاش وصلت کنم و ازین وضعیت خلاص بشم اما هر دفعه فکر اینکه طرف مقابل بدبخت بشه یا خودم بدبخت بشم اجازه نمیده تصمیم بگیرم و هیچ اتفاقی نمیفته خانواده ی من از داشتن خواستگار زیاد خسته شدن و مادرم از انتخاب نکردن های من عصبیمیترسم از ازدواجی که زندگیم رو بدتر کنه

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
profile-photo

با سلام دوست خوبم شرایطتتن رو درک می کنم و با وضعیتی که بیان کردید و ممکنه بسیاری از خانواده های دور و اطرافمون با آن مواجه باشن می دونم که درگیری های زیادی ایجاد خواهد شد

اما عزیز بدونید در هر شرایطی تا زمانی که بخواهیم اون رو با دو دو تای چهارتای عقلی خودمون حلش کنیم و یا به اون مساله فکر کنیم احساس استیصال بهمون دست خواهد داد چون توانایی همه ما محدود هست. ولی بلید به وعده های خداوندی دلخوش باشیم و توکلمون رو تقویت کنیم اوست که ورای پیش بینی های ذهنی ما قادر است از هیچ همه چیز رو بسازد. و دقیقا همین امیداست که دلخوشی ها رو برای ما ایجاد می کند

زانوی غم بغل گرفتن و غصه خوردن راه حل نیست توکل و تلاش ارزشمندترین مسیری است که می تونید انتخاب کنید.

مسوولیت روزی و رزق همه ما بااوست چه رزق مادی و چه روزی معنوی.

profile-photo

باسلام

دوست گرامی بسیار تمایل دارم معیارهای شما از انتخاب همسر را بدانم

دختر خانمی که خواستگار زیاد دارد طبیعتا باید از میان این همه خواستگار، بتواند یک مورد را انتخاب کند مگر اینکه معیارها با واقعیت هماهنگ نباشد

نمی خواهم نقش محل زندگی را کلا رد کنم اما عامل شکست یا موفقیت ازدواج نیست

یعنی تمام جوانانی که در استان‌های محروم یا مناطق پایین شهر هستند، محکوم به شکست و افسردگی هستند؟؟؟؟

آیا تمام بالای شهر نشینان خوشبخت هستند؟؟؟ پس آمار بالای طلاق در مناطق بالای شهر تهران و کمبود شدید زاد و ولد به چه دلیل است؟

مشکلات اقتصادی و مالی را به هیچ عنوان انکار نمی کنم اما تصور می کنم به امید اینکه به منطقه ای بهتر بروید و خواستگاران خاص تری داشته باشید، فرصت سوزی کرده اید و موارد مناسب را نادیده گرفته اید

توصیه جدی دارم مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته باشید تا معیارهای تان مورد بررسی و در صورت نیاز اصلاح شود

موفق باشید 🎯🎯🎯🎯

سلام وقتتون بخیر، چه شرایطی رو میخواید که خانواده فراهم کنه؟ شما از منطقی ومعمولا بودن شرایطی که مدنطرتون هست اطمینان دارید؟

چرا سعی دارید شرایط رو تعییر بدید؟ شرایطی که تغییرش در توان شما نیست. همین مساله هم باعث شده فقط توان شما هدر بره وفشار روانی روتون باشه.

خواهر من خودت رو بشناس از زندگی چی میخوای؟ از بین خواستگارا سعی کن ببینی با کدوم میتونی بسازی ازدواج کن. و فکر نکن در زندگی متاهلی همه چیز باب میل ما خواهد بود واگر نبود به راحتی قابل تغییر هست چون اگر اینطور فکر کنی باید منتظر فشار های روانی جدید بعد متاهلی هم باشی.

همه ما انسان ها در زندگی شرایط وموقعیت هایی داریم که بعضی از آنها بای مبل ما هست وبعصی نیست ، تلاش برای تغیییر خوبه وباید باسه. اما جنگیدن های زیادی والای نتیجه های جز فشار روانی نداره.بعصی موقعیت هارو باید پذيرفت و در بهترین حالت با آنها زندگی کرد

شاید همه ما در زندگی و یا عمری که خدای عزیز به ما می دهد فرصت های طلایی داشته باشیم که به دلایلی منطقی و یا غیر منطقی و یا توجیحات خاصی از آن استفاده نکرده باشیم وقتی بر می گردیم و به قبل می نگریم افسوس و ای کاش و اما اگر ها یی که هیچ فاییده ای جز غصه خوردن و مریضی هایی که می توان به دوش کشید برای خود و اطرافیانمان نخواهد داشت .

اگر این مسائل را و این طرز فکر های بی فاییده را از خود دور نکنید نمی توانید به آرامش نسبی و تصمیم گیری مناسب برسید

و این را بدانید که غیر از حرف های بنده بود و شما فکر کردید به گذشته تان برگردید برای شما دردی را دوا کرد سخت در اشتباه و گمراهی به سر می برید.

انسان می تواند در بدترین محیط'و شرایط سالم و خوشبخت در پیشگاه خدا باشد.

در آخر امید داشته باشید به خدای مهربان