سوال 16817

سلام من یک ازدواج نا موفق داشتم راستش دیگه میترسم ازدواج کنم خیلی از ازدواج ترس دارم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
لطفا بررسی،شود که چه مشکلاتی در ازدواج تان وجود داشته و ایا الان به برطرف کردن انها تلاشی کردید ؟و اینکه چقدر از زمان جدایی تان میگذرد ؟چون ابتدا باید به خودتان کمک کنید که دوران سوگ عاطفی ناشی از رابطه را بررسی کنید و سپس وارد یک رابطه دیگر بشوید
profile-photo

باسلام

دوست گرامی عجله و شتابزدگی در انتخاب، عدم کسب شناخت کافی در جلسات آشنایی، تمرکز زیاد بر روی برخی معیارها و بی توجهی به معیارهای اساسی و مهم، عدم مهارت مدیریت درست روابط در زندگی مشترک و عواملی مشابه

از علل اصلی جدایی ها به شمار می رود

شما باید در گام اول سعی کنید دلایل مهم طلاق تان را بررسی کنید و بشناسید. اگر نقاط ضعف انتخاب قبلی را بشناسید و سعی کنید در انتخاب بعدی ضعفها را رفع کنید، امکان بروز مشکل در انتخاب به شدت کاهش می یابد

توصیه می کنم 👇

📌در مورد معیارهای صحیح انتخاب همسر زیاد مطالعه کنید، این معیارها را دقیق تیتر بندی کنید و در جلسات خواستگاری تمام این موارد را دقیق بررسی کنید

باید با طرف مقابل به توافق و تفاهم 70الی 80درصدی برسید

📌بعد از جلسات اولیه شناخت حتما تحقیقات کامل در محل زندگی و در میان دوستان و آشنایان خانواده طرف مقابل داشته باشید

📌حتما چند جلسه مراوده و رفت و آمد بیرون از خانه و در مکان‌های عمومی و همچنین ارتباط خانوادگی با هم داشته باشید

📌در نهایت اگر به نتیجه مطلوب رسیدید، قبل از اتخاذ تصمیم نهایی حتما از جلسات مشاوره قبل از ازدواج بهره ببرید

موفق باشید 🎯🎯🎯🎯

با سلام و احترام

اگر انسان هدفش ازدواج پایدار باشد باید ترسیدکه طبیعی است اما آیاطرف مقابل هم این هدف را دنبال می کند

به زبان گفتن کفایت نمی کند باید برای اطمینان کامل راههایی که می تواند ما را به خواسته هایمان نزدیک می کند و روش هایی که نیازمند تقویت در پیشبرد اهدافمان است را بیاموزیم و یا کسب نماییم.

وقتی انسان سرمایه هایی خواسته و یا ناخواسته از دست می دهد در دلش سستی به وجود می آید اگر خودش بر آن بیفزاید سبب می شود افکار ش اجازه ندهد قدمی بردارد و توجیحاتی برای آن دارد .

وقتی انسان ازدواج ناموفقی تجربه کرده باشد دو دلی در وجودش نقش می بندد و فکرهایی به ذهنش خطور می کند و او را از ازدواج دوم دور می کند و ترسش بیشتر از ترس اول است چرا که با خود می گوید اگر باز هم ازدواج ناموفقی تجربه کنم اطرافیان می گویند مشکل از من است .فارق از نگاه دیگران تصمیم گیری خیلی سخت می شود .

اگر بنده و دیگران به شما بگویند نترس ازدواج کن فاییده ای ندارد مواقعی انسان می ترسد که از خودش خاطر جمع نباشد .

به شما می گویند برای چند نفر سخنرانی کن در مورد مطلبی هر چه تعداد نفرات بیشتر شود استرس و ترس به سراغتان می آید اگر مسلط باشید بر مطلبتان که می خواهید بگویید استرس کم می شود

شما ازدواج ناموفقی تجربه کرده اید نه تنها شما خیلی ها نیز مثل شما آن را چشیده اند برای خیلی ها شیرین و برای بعضی ها تلخ بوده است . که میوه تلخ و شیرین است .

اول باید به آرامش نسبی برسید و بعد افسوس گذشته را نخورید و آن تحقیقاتی که در ازدواج اول نکرده اید را کسب کنید و خودتان ترس را از وجودتان بردارید تا بتوانید تصمیم درست بگیرید و هر چه فاصله در ازدواج زیاد باشد ترس از شما دور نمی شود .والسلام