ناشناس

سوال 16958

سلام من مادر دختری هستم که تازه 27 ساله شده از طریق درخواست دوستم برای پسرش بهم معرفی شدند وایشون ازم خواستند با هم جهت آشنایی با هم بیرون برندمنم موافقت کردم یکبارم مشاور رفتند تا من بعداز گذشت 3 ماه خواستم جهت آشنایی خانواده ها و رسمی تر شدن به منزل ما بیاین ایشون هم با گل وکیک و هدیه تولد دخترم اومدند در ضمن وضع مالی بالا دارند و ما وضع مالی خوبی داریم پس از اون تا چند روز رابطه جوانها خوب بود یکسری تحقیق هم کرده بودند اما پس از چند روز ارتباطشون کم شد ودخترم هم وقتی از اقا پسر سوال کرد منکر شد و بهنه می آورد و مادرشم به من گفت در جریان نیست تا اینکه ارتباط قطع شد اما هنوز بعد از گذشت یکماه هنوز دخترم مسئله رو قبول نکرده و دچار بحران روحی شده و وابستگی پیدا کرده مدام دنبال جواب و علت از طرف مقابل میگرده از طرفی منم دچار وسواس فکری احساس گناه شدم مدام فکر میکنم علتش وضع مالی ما یا نحوه بر خورد صمیمانه و ساده ما و.... بوده؟لطف کنید راهنمای کنید چطور از این بحران رد شویماایا با دوستم تماس بگیرم و علتو بپرسم هدیه شونو پس بدم؟ یا خیر ممنون

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo

با سلام

حتی اگر معرف دوست شما هم نباشد شما می توانید علت تغییر عقیده را جویا شوید.

آگاه شدن ممکن است به انکار دخترتان و احساس. گناه شما کمکی نکند. و چراها و اگرهای زیادی باقی بماند ولی حداقل باعث می شود این جربان در ذهن ها مختومه اعلام شود و گذر زمان اثر آنرا کم رنگ کند.

وقتی دخترتان هنوز قطع رابطه را قبول ندارد و همچنان امید دارد ابن زخم باز است و خوب نمی شود.

وقتی عزیز ی فوت می کند فرآیند سوگواری کمک می کند تا با فقدان کنار بیاییم ولی وقتی عزیزی گم می شود چون امید به بازگشت هرچند ناچیز وجود دارد فرایند سوگ با تأخیر رخ داده و شرایط از کنترل خارج می شود و زمان دیگر مرهم نیست.

از دوستتان. توضیح بخواهید تا در کمال صداقت علت را بگوید. اگر پس دادن هدیه به پذیرش حقیقت کمک می کند بهتر است هر رد پایی را پاک کنید

اگر بعد از گذشت 6 ماه همجنان شرایط روحی به خالت طبیعی برنگشته بود با یک روانشناس صخبت کنید موفق باشید

profile-photo
باسلام
دوست گرامی حتما با دوست تان تماس بگیرید و دلیل قطع شدن رابطه را جویا شوید البته از موضع قدرت صحبت کنید و اصلا حالت استیصال نداشته باشید
خانواده پسر باید ادب و نزاکت را رعایت می کرد و دلیل اتمام خواستگاری را محترمانه عنوان می کرد نه اینکه با روشی منفعلانه پا پس می کشید و حتی خود را به ناآگاهی میزد
مگر می‌شود مادر باشی و ندانی فرزندت در مورد انتخاب دختر مورد نظرش، چه تصمیمی دارد،? به نظرم مادر این آقا صداقت لازم را به خرج نداده
دلیل را جویا شوید و هر چه زودتر هدایا را پس دهید
با دخترتان هم خیلی دوستانه رفتار کنید، برایش توضیح دهید که شانس بزرگی آورده که در دوران آشنایی با چهره واقعی این خانواده آشنا شده و الا اگر این بی مسؤولیتی و بی توجهی به احساسات دیگران، بعد از عقد یا ازدواج هویدا میشد، دخترتان در شرایط بسیار سخت تری قرار می گرفت
اصلا احساس ناراحتی و احساس گناه نداشته باشید، این هیجانات را به فرزندتان هم منتقل نکنید، خیلی محکم و با اعتماد به نفس با این مساله مواجه شوید تا فرزندتان هم نحوه مواجهه با شرایط دشوار را بیاموزد
به خودتان ایراد نگیرید، ایراد از طرفی بوده که ادب را رعایت نکرده و خیلی بی ادبانه رابطه را بدون توضیح رها کرده است
دختر شما بسیار جوان است، خانواده خوبی دارد و قطعا فرصت‌های بسیار خوبی در انتظارش خواهد بود
📌در ضمن توصیه می کنم در خواستگاری های بعدی، سعی کنید ملاقات‌ها در ابتدا جنبه رسمی و خانوادگی داشته باشد،اگر طرفین یکدیگر را پسندیدند، در ادامه دختر و پسر چند جلسه ملاقات در مکان‌های عمومی با هم داشته باشند
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
سلام وقتتون بخیر، مراحل آشنایی رو خوب چیدید اما زمان آشنایی جوان ها زیاد بوده،۳ ماه زمانی هست که افراد وابسته میشن .اما حق خانواده دختر هست که از علت باخبر بشه. حتی شده با یک پیامک علت رو بگن. حالا شما مادرها بهتر هست باهم یک ارتباط بگیرید وصحبت کنید.