سوال 17051

سلام وقتتون بخیر پسری هستم سی ساله که حدود یک سال هست که ازدواج کردم و از این یک سال پنج ماهه که تو دادگاه هستیم و دنبال طلاق این پنج ماه خیلی فشار عصبی دیدم و سر لج بازی هر روز شکایت و شکایت کشی هست در دادگاه و اینکه من در تمکین خانوم رو محکوم کردم و می‌خوام ازدواج مجدد کنم ولی در این مدت جوری فشار عصبی روم هست که حتی خواب شبانه ام به هم ریخته روزی سه ساعت خواب دارم میشه کمکم کنید تا از این اوضاع خلاص شم و خوابم به روال عادی برگرده

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

باسلام

فشار عصبی در این دوران باعث مختل شدن خواب شده است و تا زمانی که اوضاع آرام نشود ادامه دارد مانند دانشجویی که در زمان امتحانات کم خواب است و خواب کیفیت لازم را بواسطه اضطراب ندارد ولی با پایان امتحانات و با نرمال شدن روال زندگی و کم شدن استرس دوباره خواب به حالت عادی باز می گردد.

اگر فکر می کنید این جریان با ازدواج مجدد و دادگاه ها و شکایتهای بیشتر همچنان ادامه خواهد داشت نزد روانپزشک بروید شاید نیاز باشد دارو مصرف کنید ولی اگر با طلاق استرس کمتر می شود زودتر به این رابطه خاتمه دهید و برای آماده شدن روحی مشاوره بعد از طلاق داشته باشید. موفق باشید

سلام.

دلم سوخت براتون.

عین من. همسر من هم کلا چهار ماه پیش من موند. هر روز هم شکایت. عین شما.

هیچ کسی نمیتونه جز مشاورها مخصوصا مشاورهای رایگان تلفنی بهزیستی ، مشاوران پرسان و پدر و مادرت آرومت کنه.

واقعا خانواده من و خود دادگاه و شورا خیلی کمک کردن. همشون حق رو به من دادن.

ولی خدا وکیلی مشکل از خود من بود. اولا بدون تحقیق رفتم. دوما دوره اشنایی ندیدم ، سوما قبل عقد متوجه شدم همسرم عصبیه ولی با حرفاش فریب خوردم. چهارما زیادی محبت کردم ، پنجم واقعا خدا وکیلی بیش از انتظار محبت داشتم. دیگه همسرم تا اون حد بود. یا باید میساختم و میسوختم یا جدا.

من زندگی رو انتخاب کردم ولی خودش پیش دستی کرد برای طلاق.

الان گفتم تا برسم که بگم ، تو تمکین بخوای ازدواج کنی کار غلط و اشتباهی هست.

من هم میخواستم. ولی نشستم گفتم کدام زن سالم می اید با وجود یه زن تو شناسنامه ازدواج کنه.

اره شاید دختر ی باشه ولی خیلی کم پیش میاد انسان باشه و با این شرایط قبول کنه.

الان که چند ماه گذشته میبینم که از رو فشار چه تصمیم اشتباه داشتم. خالق یکتا را شکر که جدی نبودن.

زنی که نخواد زندگی کنه نمیشه. اگه خودت هم درست باشی و اون نخواد که نور علی نور.

بشین صحبت کن. ریش سفید، شورا ، دادگاه توافقی جدا بشین.

ولی مقصر اصلی خود من و تو هستیم. الکی بزرگش نکنیم.

برو زندگی کن. خیلی خیلی سخته. می دونم.

ولی میبینی اهل زندگی نیست یا مشکل داره رها کن.

مثل من نباش‌. من اگه ادامه می دادم یا دیوانه میشدم یا از اعصاب فلجی ، مرکزی چیزی داشتم.

عین خودمی.

من الان خیلی راحتم خدا را شکر.

الان با گذشت هشت ماه، دارم با کمک این و اون یه همسر خوب پیدا میکنم.

دو چیز یادمون باشه.

فقط عصبانی نشیم.

دوم تصمیم درست بگیریم که فردا کاسه چه کنم کنم نگیریم.

راستی ازدواج خیلی سخت شده ایران.

به هیشکی نمیشه اعتماد کرد.

حتی خود مشاورا ن و روانشناس ها که میرفتم ، اغلب دو تا سه بار ازدواج مجدد داشتن‌

.

من به خدا توکل کردم که دوباره دنبال همسر هستم. وگرنه با این شرایط اجتماع و گرانی و تهاجم فرهنگی عزیزم مجردی عالیه، عالی.

ارزو میکنم مشکلت حل بشه.

این دعا و توسل حضرت فاطمه رو بخون. سه چهار ساعت طول میکشه ولی خیلی جواب میگیری