ناشناس

سوال 17165

سلام من دختری ۲۷ساله دانشجو هستم حدود دوسالی میشه که به یکی از اساتیدم که ۱۴ سال ازخودم بزرگتره علاقه مند شدم ولی چون کلاسها مجازی بود همو حضوری ندیدیم تا وقتی که برای اولین بار رفتم دانشگاه رفتم دفترشون و باهم صحبت کردیم و درمورد خودمون گفتیم من از دانشگاه قبلیم گفتم که یکی از اساتید بهم نظر داشت و اذیتم میکرد برای همین دیگع دلم نمیخواست اون دانشگاه درس بخونم و بعداز کلی درس خوندن اینجا قبول شدم ایشونم درباره سالهای تحصیل وبورس شدنشون درخارج ازکشور و علاقه به برگشتن به ایران و زدن موسسه خیریه و کارکردن توش وطبیعت گردی و..... گفتند,,,,ایشون بهم گفتند که اگه زودتر میومدی میرفتیم ناهاررستوران ,,,,تا دم در بدرقم کردن و حتی گفتن اگه ماشینشونو میووردن منو می رسوندن وقتی هم رسیدم خونه تماس گرفتن ازم پرسیدن که رسیدم یا نه,,گفتند چون راه خونم دور بود و مادرم زنگ میزد بهم میخواستن بدونن تو ترافیک یه وقت نمونماینم بگم که من وقتی رفتم دفترشون بهشون گفتم استاد من شمارو خیلی دوست دارم و شما بسیاربسیار زیباهستید ایشون ولی بهم نگاه نمیکردند واقعیتش اینه که من بهش علاقه قلبی دارم و میدونم از سر هوس نیست چون تو این دوسال روز به روز بیشتر جذبش شدم که کمترنه امانمیدونم اونم به من علاقه داره یا نه،،من نمیخوام خودم رو تحمیل کنم ولی دلم میخواد بهشون بگم که دلم میخواد باهاشون دوست بشم. ولی میترسم خوشش نیاد و سرم داد بزنه یا برخورد بدی کنه اینم فک نکنم اگه اون یه وقت ازمن خوشش بیاد بتونه بیان کنه چون فک میکنم ازین که شغل و آبروش بره خیلی میترسهحالا من علاقم رو به نظر شما بیان کنم یانه؟؟؟ من قصدم نسبت بهشون جدیه و نمیخوام مایه ی دردسرش بشم فقط نمیتونم از فکرم بیرونش کنم هیچوقت نشده از کسی اینقدر خوشم بیاد

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo

با سلام

اول این که این میزان تفاوت سنی برای یک ازدواج موفق چندان مناسب به نظر نمی رسه. علاقه منطقی به یک شخص شامل علاقه ای ست که معیارها بخوبی در اون در نظر گرفته شده باشه. لذا وقتی با وجود این فاصله سنی بازهم امکان بی خیال شدن فراهم نیست احتمال غلبه احساسات و هوس زیاد هست.

از طرفی اصلا نمی دانید ابشان مجرد هست یا متاهل. بنابراین طرح دوستی با چنین کسی در ذهنتون نمی تونه فرجامی داشته باشه.

profile-photo

باسلام

چون از فکر کسی نمی توانید بیرون بیایید دلیل بر ابنکه از روی هوس رفتار نمی کنید نیست.

ابتدا مطمئن شوید این استاد 41 ساله ازدواج نکرده یا با فردی رابطه جدی ندارد. این مساله مهمی است که به ان اشازه ای نکردید.

چون اگر. مجرد نباشد نقشه های شما. بی فایده است. همین که یک استاد در جلسه اول دانشجو را دعوت به نهار و .... کرده بسبار غیر حرفه ای است. حالا فرض کنید که همسر. یا دوست هم داشته باشد.

بنظر می رسد شما عاشق فردی شده اید که در ذهنتان ساخته اید. علاقه شما مجازی شکل گرفته است. مدتی در دنیای واقعی در حد استاد و دانشجو باشید تا علاقه خودتان را محک بزنید.

جذب کسی شدن ، به فکر کسی بودن یا ِ..... یک کشش جنسی و هورمونی است. اگر بعد از شناخت ویژگی های فردی باز هم احساس کردید پیامد نکات مثبت بیشتر از نکات منفی است می توانید به این رابطه حدی تر نگاه کنید. موفق باشید

سلام

شما سوالتان در مورد ازدواج با استادتان نبوده که خیلی ها پاسخ و نصیحت کردند و راه و چاره گذاشتند که نظرشان قابل احترام است . آیا می شود کسی که مسر و جدی است با چند کلمه منصرفش کرد و در پاسخ بنده اعلام نارضایتی کردند

سوالتان این بوده علاقم رو به نظر شما بیان کنم یانه؟؟؟ من قصدم نسبت بهشون جدی می خوام باهاشون دوست بشم.

من در مورد سوالی که پرسیدید جواب می دهم بله ان آقا هم از شما خوشش آمده اون هم نمی دونه چطور بیان کنه همین که به شما زنگ زد که رسیدید یا نه نگران حال شما ست پس در بیرون از محیط'دانشگاه باهم قرا ر بزارید باهم در مورد خواسته تان صحبت کنید و نظرش را بپرسید هم خیال شما راحت بشه هم اون ، فقط'سنگین برخورد کنید فکر نکنه شما خدائ نکرده جلف و تحمیلی باشه

شاید بگید چرا بنده مثل حضرات نصیحت نکردم برای اینکه اول فاییده ای ندارد دوم تا به خواسته خود نرسد کوتاه نمی آید.

سلام وقتتون بخیر، مطمئن هستید ایشون تشکیل زندگی نداده؟ یا قرار نیست بده؟

توجه کنید ،توجه کنید علاقه شما دلیلی نیست که بخاطر اون زندگی یک زن وبچه دیگه بخطر بیفته.

البته شما بیان کردید در یک دانشگاه دیگر استادی به شما نطر داشته اما الان این رفتار شما برعکس گفته شما هست. دقت کنید به رفتارتان.

اگر یک مرد علاقه داشته باشه بیان میکنه . سعی کنید ایشون رو تو دام خودتون گرفتار نکنید. اون اگر قصد ازدواج داشت وشما رو گزینه مناسب می دید پیشنهاد میداد وازدواج می‌کرد دیگر آبرویی بخطر نمی افتاد. پس بدانید احتمالش به حد صفر کم هست .

سلام

من در مورد سوالی که پرسیدید جواب می دهم بله ان آقا هم از شما خوشش آمده اون هم نمی دونه چطور بیان کنه همین که به شما زنگ زد که رسیدید یا نه نگران حال شما ست پس در بیرون از محیط'دانشگاه باهم قرا ر بزارید باهم در مورد خواسته تان صحبت کنید و نظرش را بپرسید هم خیال شما راحت بشه هم اون فقط'سنگین برخورد کنید فکر نکنه شما خدائ نکرده جلف و تحمیلی باشه

بعد نمی خواد به کسی بگویید یا ایشان کسی به شما علاقه داشته یا نه یا نظر مثبت داشته

اگر روتون نمی شه تلفنی بهش زنگ بزنید سوالی از درستان بپرسید و باهاش جایی قرار بزارید و حرفتان را بزنید.