سوال 17445

سلام خسته نباشید من همیشه دنبال زندگی با عشق بودم و همیشه خواستگارامو رد میکردم با اینکه خیلی شرایط و تحصیلات خوبی داشتن و آرمان‌هام خیلی متفاوت بود هرچی سنم بالا رفت خواستگارا نسبت به قبل کمتر و شرایط اوکی ای نداشتن و این باعث شد همیشه مقایسه کنم نمی‌دونم تو این وضعیت گرونی اصلا درست هست به فکر ازدواج بود اما تنهایی باعث میشه دلت بخواد یکی واقعا عاشق باشه و کنارت باشه اما متاسفانه کسی که باب دلم باشه نیست به نظرتون من تا آخر عمر تنها بمونم چون مکملم نیست

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

باسلام

ازدواج با عشق اگر در کنارش شناخت، تفاهم و مهارت نباشد دوامی ندارد.

عشق مادر و فرزند هم، که بدون هیچ قید و شرطی است وقتی با انتظارات و مقایسه همراه و احترامی نباشد تبدیل به تنفر می شود چه برسد به عشق دختر و پسری که از ابتدا تفاوت در شخصیت، فرهنگ و خواسته دارند و اگر نتوانند اختلافات را بدرستی حل کنند مسایل مالی، حسادت، کنترل، خیانت و .......بعد از مدت کوتاهی عشق را از بین می رود..

ازدواج و ارتباط طولانی بین دو نفر نیاز به چیزهای زیادی دارد . علاقه و کشش بین دو نفر اگر چه لازم است ولی کافی نیست.

انسان موجودی اجتناعی است و طبیعی است که دوست نداشته باشید تنها زندگی کنید ولی در سراب عشق و مکمل بودن اشتباه است.

در دنیای واقعی چیزی بنام مکمل وجود ندارد. اگر اولویتان ازدواج و یک رابطه طولانی مدت و همراه با آرامش است باورهای خود را تغییر دهید. اگر فکر می کنید عشق تمام مشکلات را از بین می برد کتاب عشق هرگز کافی نیست را مطالعه کنید. موفق باشید

سلام وقتتون بخیر، در جایی که شناخت درست از خودتون وطرف مقابل نباشه عشقی نمیتونه باشه. اگر از عشق منظورتون این احساس هایی هست که فردای ازدواج میپره میره باید بگم اینا زودگذر و عمر زندگی حاصل از اینه هم کمه.

شما باید شناخت درستی از خودتون داشته باشید از آرمان هاتون وفاصله آنها با واقعیت. تا بتونید برای شناخت یک همسر درست اقدام کنید