سوال 17544
سلام وقت بخیر من جوانی 34 ساله هستم. که درسن 19سالگی تسمیم گرفتم ازدواج کنم فقط حدفم این بود سمت تنوع طلبی و یا اینکه با احساسات کسی بازی نکنم.بعد ازدواجم که مراسمات عقدی عروسی و جهازیه همه و همه به عهده خودم افتاد. بازم کم نیاوردم و در مدت7ماه رفتم سر زندگی مشترکمان.متعسفانه بعد گزشت حدود2 سال متوجه شدم همسرم با وجود ی فرزند دختر بهم داره خیانت میکنه.بزرگترها پا فشاری کردن که خوب میشه کوتاه بیا. منم دیدم دخترم ممکنه آسیب ببینه و امید داشتم. بخشیدم و مجدد زندگی رو ادامه دادم. تا زمانی که حدودا 14 الا15 سال از زندگی مشترکمان گزشته بود. وبعدگزشت این سالها من و این خانم صاحب 5فرزند دختر شدیم. که این خانم تمام تلاشش رو کرد تو بازه های زمانی متفاوت که بتونه منو متقاعد کنه که این 5تا دختر بدردت نمیخوره 🙄بیا سقد کنیم 😔و درآخر حرفش این بود بیا (3 تا دختر کوچیک رو!!! بفروش!!! 😢) که در آخرین نوبت زایمان ش دوقلو داشت. متعسفانه از 5ماه بارداری تا وقتی این دوقلوها چهاردستپا ای میرفتن فقط میگفت بیا بفروش دخترها و. میخای چکار این همه دختر رو. که حتا برای دخترهای کوچیکم (مشتری پیدا کرده بود)و (قیمت گزاری هم کرده بود😂😂😂). خلاصه تمام تلاشش رو کرد که بتونه من رو متقاعد کنه ولی نتونست. به جرعت میگم خونمو تو شیشه کرده بود.خلاصه بعد گزشت ی تایم کوتاهی متوجه شدم مجدد خانم داره بهم خیانت میکنه. پاش به پارتی رفتن و مهمانی رفتن های..... شبانه باز شده😏😏😏دیگه با داشتن 5 فرزند دختر چاره ای نداشتم جز جدایی. تو این سال های زندگی مشترک. دسکجی میکرد از زندگیم. بماند به جای خودش.تمام این گفته های که عرض کردم با سند و مدرک معتبر هرکسی بخاد اراعه میدم.دوتا دخترهای بزرگم شاهد اتفاقات تلخ آخر زندگی مشترکمان هست.شاهد ها ای هم هست که از اعتبار خانوادگی من سو استفاده میکرده و برای خانوادش لوازم منزل خریداری میکرده به حساب من که درصورتی که من اصلا اطلاعی از این موارد نداشتم و فقط میدونستم همسرم برا خانه لوازم خریده و من هم اقسات رو پرداخت میکردم. تا وقتی مالک فروشگاه منو با خبر کرد و گفت خبر داری از این موضوعات🤣🤣🤣🤣بله دیگه برای بعضی هم مثل من اینجوری هاست. بعد از ختبه طلاق خودش برگشت بهم گفت پسر عمه ببخش منو فلانی به من پیشنهاد داد که وضعیت مالی همسرت ضعیفه. شما زن و مرد سالمی هستید راهت دو تا فرزند اوردید بدون مشکل. حالا بچه بیارید که بفروشید تا صاحب خانه و ماشین بشید. آخه خیلی از زن و مردها بچه دار نمیشن و مشتری خوب و راهت گیر میاری. گفت ببخش که با این 5 بچه دارم تنهات میزارم. من به امید اینکه بتونم تهت فشار بزارم و رازی بشی به فروش بار دار میشدم که نتونستم. خلاصه طلب بخشش کرد و تنها حرفی که تو اون لحظه به زبانم آمد تونستم بگم برو خدا پشت و پناهت امیدوارم حد اقل تو به خوشبختی که فکرشو میکنی برسی. الان حدودا 3ساله از این خانم جدا شدم.هر 5 فرزند ام با خود من هست ن که مادرم زحمت نگهداری دخترها رو میکشه.چند مشکل برام ایجاد شده.1_3ساله هرجا میرم خاستگاری و حتی برای آشنایی. جواب منفی دریافت میکنم.به دو دلیل فقط!!!(وضعیت مالی متوست) (وجود دختر هام. ) که کاملا حق هم میدم بهشان و قضاوتشان نمیکنم.2_ پدری هستم که به تنهایی دارم جنس مخالف و انواع روابط اجتماعی رو برای دخترها دارم شرح میدم که این موضوع به جد داره روم فشار میاره3_حدودا15 سال از عمر و جوانیم رو این خانم ازم گرفت در زندگی مشترک. مابقی عمرمم باید به پای دختر هام بشینم تا سر و سامان ببینن و به ی زندگی شاد و سالم دست پیدا کنن و من به عنوان ی پدر وضیفه خودم میدونم. با اینکه از طرف من 3تا از این بچها ناخاصته بوده ولی بازم نمیتونم بی مسولیت باشم.4_اگر شخصی پیدا بشه و با ازدواج با من موافق باشهبازم هم اینکه من نمیتونم اعتماد کامل کنم به این خانم. چون در جایگاه نا مادری قرار میگیره.و اینکه اصلا ایشون هیچ مشکلی نداشته باشه.بازم از لحاظ اخلاقی و انسانی حقشان نیست که بخان زحمت زندگی و بچهای شخص دیگری رو به احده بگیره. این شخص به امید و آرزوی موفقیت برای زندگی خودش میاد ازدواج میکنه نه اینکه بره کلفتی و پرستاری فرزندان ی آدم بی مسولیت رو بر احده بگیره.5_اگر دخترهای من برای همسر آیندم مشکل تراشی کنن چکار باید بکنم. چه کاری از دستم بر میاد. بلاخره این بچها هم در حال رشت هستن احساساتشان افکارشان برخوردشان تو برهه زمانی خاصی از زندگی شان با غرور و خود پسندی حسادت و.... در گیر میشن که دوره حساس و بحرانی جوانی هر فرد هست. که هر جور پیش برم بازم با این بحران و التحاب های جوانی این 5 فرزندم باید رو برو بشم از هر لحاظ.نمیتونم راهت و بی خیال باشم نصبت به شخصی که به من تکیه کرده و با هزار امید و آرزو آمده تو زندگیم. با همه کم و کاست ها کنار آمده با مشکلات ریز و درشت کنار بیاداز برخورد نا درست و نا آگاهانه دختر هام تو زندگی آیندم نگرانم.من سواد و اطلاعات زیادی ندارم مدرک تحصیلی مم 5 ابتدایی هست شاید تو متن مشاوره بالا قلط املایی زیاد دیدید. به بزرگی خودتان ببخشیداینجا فکر کنم خیلی متن طولانی شد.ی دیدگاه کلی دارم که در متن بالاتر اراعه میدم خدت تان. و امیدوارم عزیزانی پیدا بشه کمکم کنن راهنمایی م کنن.سپاس بی کران از تک تک عزیزان
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخکاربر گرامی
پاسخ به سوال شما را از چند جنبه خدمت شما ارایه می دهم:
1.ابتدا برای اینکه اصلا بخواهید وارد یک رابطه جدیدی بشوید با توجه به اسیب هایی که در رابطه قبلی داشته اید حتما از یک متخصص کمک بگیرید چون مدت زمان زیادی شما در یک رابطه اسیب زا مانده اید و چالش های بسیاری را نادیده گرفته اید
2. به احتمال زیاد اگر قرار باشد که فرد جدیدی وارد زندگی شما شود حتما باید دختران شما نیز از حضور این فرد اگاهی و رضایت کامل داشته باشند به این علت که اگر این رضایت وجود نداشته باشد مسایل و چالش های شما بسیار پیچیده تر از رابطه ی قبلی تان خواهد شد
3 .این سوالم معطوف به شخص شما می باشد که چی شد با وجود این رابطه اسیب زا در این زندگی بدین شکل مانده اید ؟ بهتر است که ترسهای خودتان را بررسی نمایید( حتی اگر والدین اصرار نمایید) چون این رابطه زوجی باعث متولد شدن فرزندانی شده است که خودشان هیچ انتخابی نداشته اند برای حضور
4. مطمنا برای زندگی جدید نیازمند این می باشید که خودتان فعالتر عمل نمایید نه اینکه فقط به پیشنهادات دیگران دل بسپارید
پاسخ به سوال شما را از چند جنبه خدمت شما ارایه می دهم:
1.ابتدا برای اینکه اصلا بخواهید وارد یک رابطه جدیدی بشوید با توجه به اسیب هایی که در رابطه قبلی داشته اید حتما از یک متخصص کمک بگیرید چون مدت زمان زیادی شما در یک رابطه اسیب زا مانده اید و چالش های بسیاری را نادیده گرفته اید
2. به احتمال زیاد اگر قرار باشد که فرد جدیدی وارد زندگی شما شود حتما باید دختران شما نیز از حضور این فرد اگاهی و رضایت کامل داشته باشند به این علت که اگر این رضایت وجود نداشته باشد مسایل و چالش های شما بسیار پیچیده تر از رابطه ی قبلی تان خواهد شد
3 .این سوالم معطوف به شخص شما می باشد که چی شد با وجود این رابطه اسیب زا در این زندگی بدین شکل مانده اید ؟ بهتر است که ترسهای خودتان را بررسی نمایید( حتی اگر والدین اصرار نمایید) چون این رابطه زوجی باعث متولد شدن فرزندانی شده است که خودشان هیچ انتخابی نداشته اند برای حضور
4. مطمنا برای زندگی جدید نیازمند این می باشید که خودتان فعالتر عمل نمایید نه اینکه فقط به پیشنهادات دیگران دل بسپارید
باسلام
دوست گرامی بسیار متاسفم که زندگی اول تان با شکست مواجه شده و مسوولیت پنج فرزند را به تنهایی بر عهده دارید ولی برداشت من این است که با توجه به توضیحاتی که در مورد همسر قبلی تان دادید، اگر تربیت دختران تان مستقیم بر عهده ایشان نباشد، خیلی هم خوب است. گاهی اوقات ادامه دادن زندگی با فردی که هیچ قرابت فکری و اعتقادی و اخلاقی با وی نداریم، به ضرر زن و مرد و فرزندان است
📌یک نکته را به شما متذکر شوم، شما شرایط سختی را پشت سر گذاشته اید اما من اطمینان دارم خانمهایی هم هستند که مانند شما گذشته سختی داشته اند و تناسب لازم را با شما دارند لذا سعی کنید برای یافتن این سبک از خانمها اقدام کنید، دنبال ازدواج با یک دختر خانم که سابقه ازدواج ندا د، نباشید چون اصلا درکی از شرایط شما ندارد
📌نکته دیگر اینکه در صورت ازدواج، سعی کنید هم به دختران و هم به همسر جدید، توجه کافی داشته باشید. اولا که دختران بزرگ شما یعنی دو دختر اول قطعا می توانند کمک زیادی به شما بکنند و در مدیریت داخلی امور منزل مشارکت داشته باشند
برای نگهداری دختران، از کمک، بهره ببرید یعنی هم مادرتان زحمت بکشند و کمک تان کنند و هم هر از گاهی برای رسیدگی به امور داخلی منزل از کمک کار استفاده شود
📌نمی دانم شرایط مالی تان چگونه است اما در صورتی که همه اعضای خانواده فضای کافی داشته باشند مثلا منزلی دو طبقه یا خانه ای با اتاق های کافی وجود داشته باشد، امکان ایجاد تنش میان همسر جدید و فرزندان کمتر خواهد بود
📌دقت کنید نوع برخورد شما با همسر و دختران تان، خود می تواند مانع بسیاری از حسادت ها باشد یعنی به هر دو طرف توجه کافی کنید و حسادت هیچ یک از طرفین را تحریک نکنید ضمن اینکه بر حفظ احترام همه خانمهای داخل خانه تان بسیار بسیار دقت کنید
📌در امور منزل و در مورد شرايط دخترها و همسر جدید و..... بسیار دقیق باشید و از کنار هر مساله ای راحت رد نشوید یعنی سعی کنید مردی دقیق و نکته سنج و حساس باشید اما از طرف دیگر از تندخویی و دخالتهای بی مورد خودداری کنید
زندگی تان را رها نکنید تا هر کس ه کار خواست انجام دهد و در نهایت و آخر از همه تازه شما متوجه شوید
🔴توصیه جدی دارم اپلیکیشن همدم را نصب کنید تا موارد مناسب به شما پیشنهاد شود
از دوستان و اطرافیان قابل اعتماد اطرافتان هم برای یافتن همسری مناسب و دلسوز کمک بگیرید. تربیت پنج دختر قطعا نیازمند به یک همراه و همسر دلسوز است
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
دوست گرامی بسیار متاسفم که زندگی اول تان با شکست مواجه شده و مسوولیت پنج فرزند را به تنهایی بر عهده دارید ولی برداشت من این است که با توجه به توضیحاتی که در مورد همسر قبلی تان دادید، اگر تربیت دختران تان مستقیم بر عهده ایشان نباشد، خیلی هم خوب است. گاهی اوقات ادامه دادن زندگی با فردی که هیچ قرابت فکری و اعتقادی و اخلاقی با وی نداریم، به ضرر زن و مرد و فرزندان است
📌یک نکته را به شما متذکر شوم، شما شرایط سختی را پشت سر گذاشته اید اما من اطمینان دارم خانمهایی هم هستند که مانند شما گذشته سختی داشته اند و تناسب لازم را با شما دارند لذا سعی کنید برای یافتن این سبک از خانمها اقدام کنید، دنبال ازدواج با یک دختر خانم که سابقه ازدواج ندا د، نباشید چون اصلا درکی از شرایط شما ندارد
📌نکته دیگر اینکه در صورت ازدواج، سعی کنید هم به دختران و هم به همسر جدید، توجه کافی داشته باشید. اولا که دختران بزرگ شما یعنی دو دختر اول قطعا می توانند کمک زیادی به شما بکنند و در مدیریت داخلی امور منزل مشارکت داشته باشند
برای نگهداری دختران، از کمک، بهره ببرید یعنی هم مادرتان زحمت بکشند و کمک تان کنند و هم هر از گاهی برای رسیدگی به امور داخلی منزل از کمک کار استفاده شود
📌نمی دانم شرایط مالی تان چگونه است اما در صورتی که همه اعضای خانواده فضای کافی داشته باشند مثلا منزلی دو طبقه یا خانه ای با اتاق های کافی وجود داشته باشد، امکان ایجاد تنش میان همسر جدید و فرزندان کمتر خواهد بود
📌دقت کنید نوع برخورد شما با همسر و دختران تان، خود می تواند مانع بسیاری از حسادت ها باشد یعنی به هر دو طرف توجه کافی کنید و حسادت هیچ یک از طرفین را تحریک نکنید ضمن اینکه بر حفظ احترام همه خانمهای داخل خانه تان بسیار بسیار دقت کنید
📌در امور منزل و در مورد شرايط دخترها و همسر جدید و..... بسیار دقیق باشید و از کنار هر مساله ای راحت رد نشوید یعنی سعی کنید مردی دقیق و نکته سنج و حساس باشید اما از طرف دیگر از تندخویی و دخالتهای بی مورد خودداری کنید
زندگی تان را رها نکنید تا هر کس ه کار خواست انجام دهد و در نهایت و آخر از همه تازه شما متوجه شوید
🔴توصیه جدی دارم اپلیکیشن همدم را نصب کنید تا موارد مناسب به شما پیشنهاد شود
از دوستان و اطرافیان قابل اعتماد اطرافتان هم برای یافتن همسری مناسب و دلسوز کمک بگیرید. تربیت پنج دختر قطعا نیازمند به یک همراه و همسر دلسوز است
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯

