سوال 17545

سلام من۲۵سالمه پدرم فوت شده بامادرم وبرادرم درخانه پدریشان زندگی میکنیم که مادرم زیادی ستخت میگیره بهم متسفانه سختگیری که میگم ازبچگی هست تاب این سنی که هستم زمانی ابتدایی بودم حق نداشتم خونه همکلاسیام برم یا باهاشون بگردم همین فقط ازخونه به مدرسه حتی تودبیرستانم همین منوال بود حتی حق نداشتم برم بازار برای خودم خریدکنم وسایل شخصی بگیرم یاچیزی که دوست دارم چه بازارچه بانک وجای دیگه اگه دخترای دیگه خرابکاری کردن یادوست پسرداشتن مادرمن ذهنیت خرابی داره وفکرمیکنه منم عین بعقیه هستم وخیلی منوازارمیده این مشکل توسن ازدواج هستم جای اینکه من فردی که میخوان انتخاب کنم براخودم مادوم دخالت میکنه توقع داره ادم پول داربیادمنوبگیره من چندساله دارم توخونه عین زندونی هازندگی میکنم هیچ ازادی ندارم بتونم خودم کارای بیرون ازخونه برای خودم بکنم واقعا دیگه نمیدونم چیکارکنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

باسلام

دوست گرامی پدر شما متاسفانه بسیار زود فوت شدند و مسوولیت سنگینی بر عهده مادرتان افتاده و لذا این همه مراقبت و گاه سخت گیری صرفا برای این بوده که ایشان نگران بوده اند که نتوانند مسوولیت و وظیفه فرزند پروری را به درستی ایفا کنند

اینکه بیان می کنید اجازه نداشتید منزل همکلاسی ها بروید، اصلا سخت گیری نیست بلکه دقت و ظرافت در تربیت فرزند خصوصا فرزند دختر است

ما عمدتا شناختی از ابعاد زندگی دیگران نداریم، نمی‌دانیم در حریم خصوصی شان چه می‌گذرد، چقدر به اصول و اخلاقیات پایبند هستند و... لذا عقل سلیم حکم می کند که یک کودک یا نوجوان که عمدتا قدرت تمیز بالایی ندارد، نباید به تنهایی به منزل دوست و اطرافیان دور برود لذا این رفتار گذشته مادرتان صرفا برای آسیب ندیدن خودتان بوده

اما الان که خانم جوانی شده اید لازم است در این مورد با مادرتان صحبت کنید و بخشی از مسوولیت‌های منزل را بر عهده بگیرید

از برادرتان برای جلب نظر مادرتان کمک بگیرید و در ضمن توصیه جدی دارم به اتفاق مادرتان حتما چند جلسه مراجعه حضوری نزد مشاور داشته باشید تا به شما و مادرتان کمک کند دیدگاهتان به یکدیگر نزدیک تر شود

موفق باشید 🎯🎯🎯🎯

البته

سلام وقتتون بخیر، دوست عزیز متاسفانه با فوت پدر شما مسؤلیت سنگینی بردوش مادرتون اومده ممکنه بسیار نگران باشه واین باعث رفتارشون باشه .حتیاینکه تاکیدشون به ازدواج با فرد پولدار هست هم میتونه از همینجا باشه. بدونید این رفتار ها از محبت هست اما یک محبتی که به دلیل ترس ونگرانی حالت وسواسی به خودش گرفته . با ایشون صحبت کنید فرد مطمئنی رو در فامیل واسطه کنید با ایشون صحبت کنن. سعی کنید از در محبت ودرک نگرانیشون وارد شید.

البته بگم خدمتتون که بعضی چیزها و واقعا درست تشخیص میدن چون دختر یک امانت هست و گاها فرزند بعصی مصلحت ها از چشمش دور هست واین مادر و پدر هستن که به هر قیمتی باید مراقب باشن . ممکن هست رفتن به خانه همکلاسی برای فرزند یک چیز عادی باشه چون بقیه همکلاسی ها میرن اما مادر مسؤلیت داره که فرزندش رو از خطر های احتمالی خونه غریبه ها حفظ کنه