ناشناس

سوال 17636

باسلام خدمت خانم دکتر فرزانه باکتریا در ادامه پرسشی که داشتم (خواهری دارم ۳۸ ساله و تحصیل کرده تا قبل از کرونا شاغل و معلم بود اما با اومدن کرونا شغلش رو از دست داد. خیلی به سختی میتونستیم از خونه بیرون ببریمش. )فرمودید:تغییر رفتار مربوط به زمان بعد از بیکار شدن میباشد یا نه؟باید بگم که خیر همیشه کمی غر غرو بوده و حسادت و خستگی و خواب زیاد را همیشه دارد. خوب به یاد دارم که وقتی ساعت ۱ظهر برمیگشت به منزل تا عصر میخوابید و برای پختن شام همیشه غر میزد که من خسته ام کس دیگری شام بپزد. یا به ایشان میگفتم عصر هست برای خرید و دور زدن باهم بریم بیرون میگفتن خسته ام باشد برای روز تعطیل. درصورتیکه ساعت کاری ایشان ۷تا ۱۲ظهر بوده و شغل معلمی سختی چندانی ندارد که اینهمه نیاز به استراحت داشته باشد. همیشه ابروهای گره خورده ای داره چه بیکار نشسته باشه و چه درحال انجام کاری باشه. متاسفانه خواهرم در دوران تحصیل دبیرستان رشته انسانی خوانده و با عرض پوزش از همه دوستداران رشته انسانی. من نمیفهمم چرا بعضیاشون چون ۲تا کتاب روانشناسی خوندن تو دوران دبیرستان فکر و ادعا میکنن یه پا روانشناسن و خودشون میتونن خودشونو همه رو روانشناسی کنن و میدونن باید چه کار کنن برای همین از رفتن به مشاوره سر باز میزنن. الان رسما ۲۰ساله خواهرم دوران دبیرستان رو تموم کرده. شایدم واقعا میدونه چشه و ترس داره که مشاور حقیقتهای دیگه ای رو هم بهش بگه که خودشم فکرش رو نمیکرده. وقتی گفتم تو همدم ثبت نام کن ۲تا آزمون معتبر روانشناسی میگیره من خیلی لدت بردم از اینکه باخودم بیشتر آشنا شدم اینجوری با خودت بیشتر آشنامیشی هنوزم که هنوزه ثبت نام نکرده که ۲تاآزمونو بده به نظرتون واهمه نداره از این که شخصیتش رو بیشتر بشناسه؟ فرمودید: مشکلش را کم اهمیت که تنها نیاز به تلاش دارد نشان ندهید.یعنی الان ما باید چه کار کنیم؟ و چگونه برخورد کنیم که اهمیت مشکل را بیشتر بفهمد؟ ممنون میشم مثالی برایم بزنید تا بیشتر متوجه شومدرمورد مسائل بهداشت شخصی که فرمودیدباید بگم خداروشکر خواهرم به بهداشت شخصیش خیلی اهمیت میده و از کثیف شدن هم بدش میاد و مداوم دستهاش رو میشوره (نه به صورت وسواس گونه)و لباسهاش همیشه تمیز و ظاهر مرتب و آراسته ای داره. کلا از گردوخاک جایی بشینه شاکی هست.من تمام تلاشم رو میکنم که باهاش همددلی کنم و به جرات میتونم بگم ۸۰٪ با من همیشه صحبت میکنه. و متاسفانه باید بگم خواهرم هیچ دوستی نداره ۱دونه دوست داشت اونم برای دوران دانشگاهش که سالهاست باهم تماسی ندارندهمیشه تلفنش تو کشو هست و هفته ای ۱بار شارژمیکنه نه گیم بازی میکنه نه از چیزی خوشش بیاد عکس میگیره و هیچ پیامی به کسی نمیده و زنگ هم به جایی نمیزنه در کل سال شاید ۶۰هزارتومن هزینه کل سال تلفنش باشه که اونهم مربوط به جمع آبونمان و مالیات خط تلفن میشهسپاسگذارم از وقتی که میذارید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo

با سلام
گاهی افراد به مشاور مراجعه نمی کنند چون فکر می کنند مشکلشان قابل حل نیست و کسی نمی تواند به آنها کمک کند.

وقتی شما برای بی حوصلگی و یا بی برنامگی راهکارهای زیادی دارید بطور غیر مستقیم یعنی این مشکلات چیزی نیست. ببین من چقدر بهترم به این سریعی بهت کمک کردم تا یک کاری بکنی. وقتی کسی از شما تقاضای کمک نکرده این راهکار دادن حس کنترلی که افراد افسرده دوست دارند در زندگی داشته باشند را از آن‌ها می گیرد.

تفاوت های فردی را در نظر بگیرید. چون شما کاری می کنید لذت می برید پیشنهادش به خواهرتان شاید برایش خوشایند نباشد. در نتیجه بیشتر اجتناب می کند و بیشتر می خوابد.

نداشتن دوست به تنهایی ایرادی ندارد. ولی افراد افسرده از ارتباط فراری هستند چون احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند. و فکر می کنند حرفی برای گفتن ندارند.

افراد افسرده خویی مانند خواهر شما ویژگی های خاص خودشان را دارند. آن‌ها زود جوش و پرتلاش نخواهند شد. آن ها را تا جایی که پسرفتی در زندگی نداشته باشند باید همینطور که هستند بپذیرید. مگر اینکه خودشان نیاز به تغییر ببینند.

چون علاقه دارید خواهرتان عمرش را تلف نکند و تغییر کند صحبت های شما همدلی را نشان نمی دهد. همدلی یک مهارت است و عمل به آن نیاز به تمرین دارد تا به دل کسی بنشیند.

با خواهرتان مانند یک بچه برفتار نکنید تا احساس کنترل کند. دادن راهکار و یا نصیحت کردن خلقش را بدتر می کند. اگر فقط در زمان غر زدن احساس بزرگی کند این رفتار تقویت می شود.موفق باشید