سوال 17747
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخباسلام
دوست گرامی پاسخ سوال شما چند جنبه دارد و بسیار طولانی است اما در کل، در کشورهای توسعه یافته اولا خانواده از شکل و کارکرد اصلی خود فاصله گرفته و زنان پابه پای مردان کار می کنند و اگر کار نکنند دچار مشکل میشوند همین مساله یعنی فشار کار بالا باعث شده یا اصلا ازدواج نکنند و تنها باشند و اگر هم ازدواج کنند فرزند آوری ندارند
برای مثال در منهتن آمریکا که جز شهرهای مرفه دنیا است پنجاه درصد ساکنان آن تنها و مجرد زندگی می کنند
در کنار این مساله چون خانواده در این کشورها به شدت تضعیف شده، از لحاظ اخلاقی و معنوی هم تنزل زیاد یافته اند و لذا فرزند آوری و مادر بودن امتیاز و ارزش نیست
اما در کشورهای دیگر هنوز فرزند فرزند آوری ارزش است و خانواده و داشتن همسر، مهم به نظر میرسد
شما در کشورهای اروپایی و آمریکایی خانواده تک والدی بسیار زیاد میبینید اما در کشورهای دیگر مثل سودان، کشورهای عربی، مکزیک و... این مقوله بسیار بسیار کمتر است
📌نکته بسیار مهم دیگر، میان رفاه بالا و فرزند اوری رابطه عکس وجود دارد، هر چه مرفه تر، خواهان راحتی و آسایش بیشتر و لذا فرزند آوری بسیار کم یا حتی صفر
در شهر تهران مناطق بالای شهر که از لحاظ رفاه مالی در بالاترین حد ممکن هستند، میبینید که فرزند آوری بسیار بسیار کمتر از سایر مناطق تهران و حتی سایر شهرهای دیگر ایران است
📌نکته دیگر رسم و رسومات دست و پا گیر ازدواج و فرزند اوری در برخی از کشورها هم نرخ زاد و ولد را به شدت کاهش داده مثلا کره جنوبی در زمینه ازدواج و فرزند اوری رسومات بسیار گران قیمتی دارد که همین مساله ازدواج و فرزند اوری ذگرا در این کشور به شدت مختل کرده است و لذا حتی برخی از جمعیت شناسان کره جنوبی معتقدند اگر با همین آهنگ پیش بروند، در سال 2050دیگر کشوری به نام کره شاید وجود نداشته باشد
⛔تمام موارد بالا که توضیح دادم به شدت تحت تاثیر انقلاب جنسی 1943 است که در کل ساختار خانواده و مسائل جنسیتی را تغییر داد و نتیجه آن به مرور کاهش ازدواج و فرزند اوری شد
🔴اینها بخشی از دلایل مشکلات فرزند آوری در دنیا است که به نظر دامن گیر اکثر کشورها شده است
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯
عرض سلام و وقت بخیر
اگر بخواهیم بصورت غیراحساسی و با دیدگاه کاملا علمی به برخی از این آمارها نگاه کنیم، شاید به این نتیجه برسیم که این دیدگاهیست غلط که بگوییم چون وضع مالی فردی ضعیف است پس نباید ازدواج نماید یا به فکر فرزندآوری باشد.
شاید برخی بگویند این آمار بالا در برخی از مناطق محروم دنیا صرفا بیانگر تعداد افرادی است که تصمیم اشتباه گرفتهاند. اما آیا به نظر شما این بیان بسیاری از جامعه شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی نیز اشتباه است که گفتهاند برای داشتن یک جامعه قوی و جوان باید نرخ فرزندآوری آن جامعه بالا باشد.
کارشناسان درمورد فواید روحی ازدواج زودهنگام و فرزندآوری صحبتهای بسیاری گفتهاند. و همچنین در مورد مضرات ازدواج دیرهنگام و فرزند نداشتن یا فرزند کم. اما صحبتی که که الان دارم این است که به نظر بنده فردی که بخاطر تقویت جامعهاش حاضر به سختی کشیدن نباشد و کل جامعه را فدای راحتطلبی خودش گرداند، احتمال اینکه ازدواج او در شرایط مالی قوی موجب خوشبختی حقیقی و رضایتش از زندگی گردد هم شاید کم باشد.
دیگر این را هم نگویم که اعتماد به پول و عدم اعتماد به یاری خداوند قوی، آن هم در محضرشان، ممکن است چه بلاهایی را در زندگی بر سر انسان بیاورد. از دید بنده خداوند همانگونه که در موردشان گمان میبریم با ما رفتار مینمایند. اگر اعتقاد قلبیمان این بود که ما را یاری مینماید، چنین میکند.
سلام. به نظرم تک بعدی فکر کردن در زندگی باعث این قضیه است و هر دو هم درست فکر میکنند.یکی بچه دار شدن را در صورت فراهم شدن امکانات میدونه که در این زمینه زن و مرد با هم تلاش میکنند ولی شاید به ان نرسند و دیگری اینه که فقط بگویی خدا خودش روزی میده و تلاشی نکنی . فکر کنم نرخ بالای باروری در جا های محروم تر هم به خاطر همینه.
باید انسان تلاش کنه و هم امید به رحمت خداوند داشته باشد.
