ناشناس

سوال 17870

من ۳۶ سال دارم و فوق لیسانس هستم. نزدیک دو سال هست تو شرکتی مشغول به کار شدم که مدیرم فرد تنوع طلبی هست و به وضوح به خانمها نزدیک میشه لمس میکنه و غیره. من چون چادری هستم فاصله فیزیکی ش رو تا حدی حفظ میکنه ولی ارتباط کلامی و نگاهیش همچنان معنا دار و مشکل دار هست. اما اصل مشکل اینه که علی رغم تربیت فکری و مذهبی من و اینکه به وضوح میبینم با وجود همسر و فرزند ایشون سربه هوا ست و برخوردش با سایر خانمها رنجم میده ؛ بهش وابسته و حتی دل بسته شدم . در حدی که حاضرم سختی بکشم ولی گزندی بهشون نرسه. بنظرم در دوره هایی که تاثیرات هورمونی متغیره این احساسات کم و زیاد میشه. با این شرح و اگاهی من نتونستم به احساسم غلبه کنم . فضا رو هم چند بار سعی کردم ترک کنم ولی انقدر انعطاف به خرج میده و بهانه های من رو تامین مبکنه ک دلیلی برای ترک کار نمیمونه. نمیدونم چه کنم که عقلم به احساسم غلبه کنه

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
با سلام
اجازه فرمایید که موردی که فرمودید رو به صورت مسئله بررسی کنیم. به این ترتیب:
صورت مسئله چیزی شبیه این میشه:«چرا به مردی احساسی خوشایند پیدا کردم که با هیچ یک از معیارهای دینی و عقلی من مطابقت نداره؟»
جواب مسئله ر و دقیقا در «احساس خوشایند» میبایست جستجو کرد. یعنی اینکه اولا: وارسی کنید که چه احساسهای خوشایندی از سوی این آقا در درونتون ایجاد میشه. احساسهایی مانند احساس امنیت، احساس توجه، احساس پذیرش جویی، احساس اهمیت بخشی، احساس رقابت و...
یافتن منبع ایجاد اینگونه احساسها، کلید حل مسئله است. ممکنه که شما در ناخودآگاه و وجودتان به دنبال پشتیبان، حامی، اراز علاقه، مورد توجه قرار گرفتن باشید. یا منبعی که شما رو دوست داشته باشه، بع شما ابراز محبت کنه. یا اینکه دوست داشته باشید در یک بازی رقابتی محبت و عشق شرکت داده بشید و خواهان این باشید که برنده بازی شما باشید و بر رقبا غلبه بکنید. درونتون رو واکاوی کنید. در بسیاری مواقع «دلبستگی ناایمن» بوجود اومده در گذشته شما میتونه منشأ احساسات خوشایندی باشن که حتی ممکنه سعی در انکارشون باشیم. اولا احساسات خودتون رو بیابید و اونها رو نامگذاری کنید. سپس بپذیرید که این احساسات متعلق به شماست و در کنار شماست. سرچشمه احساسات رو با مرور خاطرات و گذشته خودتون سعی کنید که کشف کنید. با کنار اومدن با سرچشمه، راحتتر میتونید عقل، مصلحت و آینده نگری رو وارد میدان کنید. و در نهلیت، به عقل اجازه بدید که قاضی باشد و حکم کند.

اساسا بهترین راه برای تقوا ترک مکان گناه!

خداوند ما را امتحان می‌کنه آیا حاضریم برای حفظ خودمون از گناه از شغل‌مون بگذریم؟ اگر به مطلبی که خودتون بیان کردید توجه کنید باید حس انزجار در ملاقات با اون فرد در شما ایجاد می‌شد ولی شیطان با زینت کردن فعل یک حوس پرست که نه وفا داره ،نه شرف ،نه...وفقط می‌خواهد شما را دستمالی کند و به خودش و دیگران بفهماند این خانم هم چیزی نیست و فقط ادعا دین داری میکنه،شما را به دام اون به اندازد!

حالا شما عیار خودتون را نشون می دهید آیا اون درست فکر می‌کنه یا شما این شغل را ترک می‌کنید و با توکل به خداوندنبال همسری که برای شما ارزش قائل باشد و خانواده‌ای اسلامی و با فرزندانی شیرین تشکیل می دهید؟

یک نکته را نهایتا همیشه به یاد داشته باشید مرگ همیشه و هر لحظه همراه تک ،تک ماست!زندگی ابدی هم بستگی به چگونه امتحان دادن در دنیا داره!