ناشناس

سوال 17873

سلاممن 12 سال هست که ازدواج کردم و دوفرزند دارم. خواهرم هم یکسال زودتر از من ازدواج کرده و در شهر دیگری زندگی می کند و او هم دو فرزند دارد.همسر من در طول این سالها از من و مخصوصا خانواده ام انتقاداتی در مورد نحوه رفتار و رعایت احترام و امور دیگر زندگی مشترک داشته که در مورد آنها بحث و صحبت با پادر میانی فامیل نزدیک شده و موضوع از حالت بحث و جدل و دعوا خارج شده است.چون ما هر دو نفر شاغل هستیم، خانواده من کمکهای زیادی از لحاظ نگهداری بچه ها و ... به ما کرده اند ولی همسرم میگه این کمکها به خانواده خواهرم هم میشه. این موضوع را من هم قبول دارم و حتی گاهی کمکها به خواهرم که شهر دیگه هست، بیشتر از ما می باشد.اما مشکل اینه که به محض اینکه کاستی پیش بیاد، همسرم اعتراض میکنه و حتی اعتراضش را به گوش خانواده من هم میرسونه و مدام اعصاب خودش و من خورد میشه(البته خیلی موارد حرف ناحق نمیزنه ولی کارهای خوب خانواده من را اون زمان میگه وظیفه شون هست)1- حالا من این وسط گیر کردم که چکار کنم؟ چون همیشه نمیتونم مواظب باشم که کسی از خانواده ام رفتار اشتباهی نکنه! این موضوع دائما در زندگی ما تکرار میشه.2- اخیرا هم شوهر خواهرم با همسرم با هم صحبت کردند و هر دوشون دست گذاشتند روی مشکلات خانواده ما و مدام بدگویی می کنند. از طریق خواهرم متوجه شدم در صحبتهاشون درباره خیلی مسایل شخصی که فقط مربوط به زن و شوهر هست ، صحبت کرده اند و گله کرده اند. البته حالت درد دل داشته و سعی کرده اند که کسی متوجه نشود.خیلی ذهنم درگیر شده. حالا من به نظرتون چکار کنم، اعلام کنم و اعتراض کنم که چرا راجع به مسایل شخصی صحبت کرده یا فراموش کنم و توجه نکنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ

با سلام

از راهنمایی های ارزشمند سرکار خانم عطاریان که در پاسخ خودشان ارائه کردند استفاده کنید.

اجازه دهید عرض کنم که از فرمایشات شما دو نکته رو درک میکنم. اول اینکه همسرتون نسبت به برخی رفتارهای خانواده شما معترض هست و گمان میکنه که آنها با تبعیض به شما رسیدگی میکنن و دوم اینکه مسائل خصوصی زندگی شما رو به خارج از خانه میکشاند.

به نظر میرسه که نکته اول از انتظارات و توقعات ایشون ناشی میشه و با کنار هم گذاشتن وضعیت موجود با انتظارات، زبان به شکایت و اعتراض باز میکنه. نکته دوم هم شاید حربه ای باشه برای تأمین انتظارات و اجابت شما و خانواده تان برای برآورده کردن انتظاراتش.

از مجموع دو نکته بالا میشه نتیجه گرفت که محور اصلی، انتظارات ایشون است که باید به تعادل برسه و دست از توقعات زیاده خواهانه بردارد.

از بهترین راه حلها این میتونه باشه که با جرأت ورزی، با ابشون به گفتگو بنشینید و در مورد انتظارات بجا و بی جای ایشون صحبت کنید و در نهایت به توافق فیما بین برسید. (گفتگوی صمیمانه، مسالمت آمیز و همدلانه) البته لازم نیست توافقات همیشه تماما به نفع یک طرف باشه بلکه منافع حداکثری هر دو طرف تامین بشه.

در صورت عدم تحقق گفتگوی مسالمت آمیز، راه بعدی اینه که از دیگران کمک بگیرید. مانند مشاور زوح درمانگر، ریش سفید و عاقل فامیل.

و در صورت عدم تحقق دو راه پیشین و اینکه ممکنه ایشون اهل همدلی و توافق با شما نباشند، کمی کار سخت میشه. اما شما میتونید از راه سومی بهره ببرید. اسم این راه رو میذاریم «گفتگوی ساندویچی».

آقایان عاشق تأیید و اعتراف به قدرت از سوی همسرشون هستن. در گفتگوی ساندویچی، حرف اصلی خودتون را با جملات تأییدی و اعتراف به قدرت، بپیچید و ساندویچ کنید. مثل این جمله: «عزیزم میدونم که تو همیشه به دنبال خوشبختی زندگیمون هستی و چیزی که به زندگیمون لطمه بزنه ناراحتت میکنه اما من دوست دارم که در این تلاش تو، آرامش و احترام به خودم و خانواده ام وجود داشته باشه و البته اگه موقعی هم مسئله ای پیش اومده، بدون دلیل و غرض ورزی از طرف تو و من بوده و هر دو مون عاشق هم هستیم.»

به هر ترتیب باید مسیر گفتگو برای همیشه باز بمونه و با توزیع زمانهای گفتگو بر اساس موقعیت و موضوع مناسب، مسائل رو بین خودتون حل کنید.

profile-photo

باسلام

دوست گرامی چقدر بهتر بود در مورد جزئیات کمک‌های خانواده تان مثال‌هایی میزدید تا بهتر متوجه منظورتان شوم اما در کل برداشت من این است که رقابتی تنگاتنگ میان همسر شما و خواهرتان ایجاد شده به طوری که هر دو طرف خصوصا همسر شما و همسر خواهرتان حالت طلبکارانه به خود گرفته اند

📌البته یک طرفه نباید قضاوت کرد و باید صحبت‌های این دو فرد را هم شنید اما چند توصیه کلی دارم👇

📌تا جایی که امکان دارد با والدین تان صحبت کنید تا اگر کمکی به خواهرتان می کنند این مساله پنهان بماند یعنی قدری بر سیاست و رازداری خود بیفزایند

📌خیلی از حمایت‌ها کلا قطع شود، حمایت زمانی دلچسب است که ایجاد کننده آرامش باشد، وقتی صرفا باعث اختلاف و طلبکاری می‌شود پس منطق حکم می کند که قطع شود

📌حتما پیرامون دو نکته بالا که گفتم با والدین تان دوستانه صحبت کنید و آنها را با کمال احترام مجاب کنید

📌در مورد صحبت‌های اخیر همسرتان و همسر خواهرتان، نمی گویم مستقیم حرفی بزنید اما غیر مستقیم حتما به ایشان متذکر شوید که حد و حریم زندگی مشترک برای تان خیلی مهم است و اگر ایشان از این حد پا را فراتر بگذارد قطعا باعث ناراحتی و کدورت می‌شود

📌خواهرتان هم باید برخوردی مشابه شما با همسرش داشته و البته حتما از آرامش حفظ شده و حرمتها زیر پا گذاشته نشود

📌یک سری از کمک‌ها مستقیم در برابر همسرتان از پدر و مادرتان قبول نکنید بگذارید همسرتان متوجه شود که این کمکها صرفا لطف است و وظیفه نیست

📌هم خودتان و هم خواهرتان،. باید موضعی محکم تر و منطقی تر بگیرید و صدالبته با حفظ احترام و آرامش خانواده، اجازه صحبت‌های طلبکارانه به همسرانتان ندهید مثلا بگویید دیگر حق قبول کردن فلان کمک را نداریم چون خلاف مناعت طبع خانواده ماست ما نیازی به فلان کمک نداریم و.،..

قدری برخوردهای مقتدرانه و توام با احترام از این سبک رفتارها می کاهد

🔴کمک گرفتن از یک شخص سوم بسیار مفید است این فرد می‌تواند مشاور باشد چون بی طرف است لذا حتما به اتفاق همسرتان یکی دو جلسه مراجعه حضوری نزد مشاور خانواده داشته باشید

موفق باشید 🎯🎯🎯🎯