سوال 18055
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخبسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام
دو بزرگوار پیشنهادهای خوبی ارائه کردند که توجه به آن می تواند به شما کمک کند.
مطابق احکام، قرارداد یک کارمند و یا کارگر در اصطلاح "اجاره نفس" یعنی "اجاره خود" محسوب می شود، یعنی شما خود را در ساعات خاصی به استخدام کسی و یا جایی در می آورید و بابت آن پول دریافت می کنید.
بنا بر این اولویت اول شما انجام کاری است که بابت آن استخدام شده اید و پول دریافت می کنید؛ یعنی انجام کارهای اداری و هر کاری که مزاحم انجام وظیفه شماست را یا باید ترک کنید و یا در اولویت های بعدی قرار بدهید؛ برای مثال خارج از وقت اداری انجام بدهید.
با اولویت بندی کارها، می توانید از جهت شرعی آسوده خیال شوید. برای مثال اگر بریدن اضافه کاغذ مزاحم وظیفه اولیه شماست آن را کنار بگذارید و به زمان دیگری موکول کنید.
درباره استفاده شخصی از امکانات اداره هم تابع مقررات است، اگر مقررات این مقدار استفاده شخصی را مجاز می داند، استفاده اشکال ندارد وگرنه جایز نیست.
نگرانی های شرعی تا زمانی جنبه مثبت دارد که برای شما انگیزه ایحاد کند، هر گاه احساس کردید حساسیت شما به جای ایجاد انرژی و انگیزه برای انجام کار در حال تخلیه انرژی و سلب انگیزه ی شماست، بدانید دیگر جنبه الهی ندارد و به آن توجه نکنید.
در پناه خدا باشید
باسلام
دوست گرامی اینکه حق الناس بر گردن شما هست يا نه يك مسئله شرعي و فقهي است و کارشناسان مذهبی به این مساله پاسخ می دهند
اما آنچه که به بخش روان شناسی مربوط است
اينكه احتمالا وسواس شما موردي و مقطعي است و به راحتي مي توانيد آن را از بين ببريد. توجه کنید شما نبايد به شك و ترديدهاي خودتان در مورد حق الناس اعتنايي بكنيد و نبايد در اين مورد حساسيت نشان دهيد، در اين موارد از كارشناساني كه گفته شد سوال كنيد و هر چه آنها گفتند گوش كنيد و ديگر به آنها فكر نكنيد، حساسيت نشان ندادن شما به اين مسائل باعث مي شود كه به تدريج ديگر اين فكرها به ذهن شما نيايند. سعي در خلاصي از اين افكار، فايده اي نخواهد داشت. بايد در حضور آنها راحت باشيد و با آنها فقط با كنجكاوي مختصري برخورد كنيد. اگر افكار بيشتري به مغزتان هجوم آوردند مقاومت نكنيد و اجازه دهيد كه باشند و در مورد آنها هم مثل افكار موجود قبلي رفتار كنيد. واقعيت اين است كه تلاش براي بيرون راندن اين افكار از ذهنتان، نتيجه عكس مي دهد، يعني باعث مي شود كه اين افكار با شدت بيشتري به ذهنتان هجوم بياورند، لذا اصلا در برابر اين افكار مقاومت نكنيد، بلكه اجازه دهيد كه آنها به ذهنتان بيايند، و اصلا از آنها ناراحت نباشيد و عكس العملي نشان ندهيد. اين در واقع همان عدم حساسيت در مقابل اين افكار است. وقتي كه حساسيتي در مقابل اين افكار نشان ندهيد به تدريج اين افكار، ديگر به ذهنتان نخواهند آمد. همه افراد اين حالت ها را دارند و گاهي اين افكار به ذهنشان مي آيند، اما چون حساسيت به خرج نمي دهند و به آنها اعتنايي نمي كنند، اين افكار در ذهنشان باقي نمي مانند و تكرار نمي شوند.
📌از افكار نگران كننده نترسيد و در مورد آنها حساسيت نشان ندهيد و به آنها اعتنايي نكنيد، آنها فقط فكر هستند و اگر حساس نباشيد هيچ ضرري ندارند، و به تدريج از بين مي روند.
📌درباره حق الناس مطمئن باشيد كه خيلي از افكارتان درست نيست و در اكثر موارد حقي از ديگران بر گردن شما نيست، فقط حساسيت شما باعث شده است كه به اين صورت آشفته شويد، اگر به حرف كارشناسان فقهي در اين موارد عمل كنيد هيچ تكليف ديگري نداريد.
📌به نظر مي رسد كه وسواس شما خيلي گسترده نيست، اما اضطرابي كه در شما وجود دارد باعث مي شود كه هر دفعه اين وسواس، خودش را در قالبي جديد بروز دهد، لذا بايد به دنبال درمان اضطرابتان باشيد. براي از بين بردن اضطراب، مي توانيد به يك روانپزشك مراجعه كنيد و مقداري دارو استفاده كنيد. هم چنين براي تخفيف اضطرابتان مي توانيد از روش تنفس صحيح و تمرينات ريلكسيشن استفاده كنيد، كه در كتابها و سايتهاي مختلف وجود دارند و به راحتي مي توانيد به اين مطالب دست پيدا كنيد. با خريد نوار و يا كتاب تن آرامي (ريكلسيشن) تمرین های تن آرامي را روزي يكي دوبار انجام دهيد. اين گونه كتابها را مي توانيد از طريق اينترنت خريداري كنيد. به عنوان مثال بخش وسواس كتاب دو جلدي رفتار درماني شناختي ترجمه حبيب الله قاسم زاده يا كتاب وقتي اضطراب حمله مي كند ،نوشته ديويد برنز ترجمه مهدي قرچه داغي را تهيه و مطالعه كنيد.
كتابهاي زير را هم مي توانيد مطالعه كنيد:
كتاب "وسواس، پيدايش، رشد، علاج" تأليف مرحوم مصطفى زمانى، انتشارات "مهدي يار"، قم
📌در آپارات نیز تمرینات تن آرامی وجود دارد می توانید این فیلمها را ببینید و اجرا کنید
موفق باشید 🎯🎯🎯
عرض سلام و ادب و احترام
بنده کارشناس احکام دینی نیستم ولی در رابطه با سوال شما چند پیشنهاد به ذهنم رسید، اگر کارشناسان نیز آنها را تایید کردند شاید شنیدنش خالی از فایده نباشد.
۱- برای اطمینان بیشتر میتوانید ماهیانه مبلغی بسیار جزئی از حقوق خود را به اداره دهید بابت جبرانه اینگونه از اتفاقات احتمالی (از جمله مصرف شخصی از امکانات دولت). میتوانید هم مثلا ساعات کمی را بدون دریافت دستمزد اضافه کار بیاستید تا خیالتان راحتتر گردد.
۲- برای مرتب شدن میزتان میتوانید مثلا مقداری ورقه تمیز از پول شخصی خریده و بر روی میزکار خود بگذارید و بجایش آن چرک نویسهایی که موجب نامرتب جلوه کردن میز شده است را برای استفادههای احتمالی شخصی به خانه ببرید. البته در خانه هم آنها را بصورت مرتب در کشو یا کمد بگذارید تا خدایی نکرده موجب نامرتب شدن خانه و ناراحتی خانواده نگردد.
۳- همه ما باید سعی کنید واجبات را اولویت بندی نماییم. مثلا اینکه فرمودید اهتمام جدی در انجام به موقع امور ارباب رجوع دارید بسیار خوب است، ولی شاید دور انداخت یک برگه نیمهپر چندان هم به نسبت تاخیر در حل مشکل دیگران کار بدی نباشد. میتوانید مثلا بجای اینکه بخواهیم وقت را صرف جدا کردن قسمتهای قابل استفاده از غیرقابل استفاده نماییم (کل کاغذ را درکیف گذاشته و این کار را اگر رسیدید در خانه انجام دهید و) ساعات کاری را صرف حل مشکلات مردم نمایید (البته بدون داشتن وسواسی که موجب پایین آمدن کارایی گردد). دانستن کلیت اولویتها احتمالا موجب گردد که حساسیت ما نسبت به کارهای مهمتر، وسواس احتمالی ما را درمورد مسائل کم اهمیتتر کمتر کرده و از حالت احتمالی وسواس مضر، به حالت طبیعی یک نگرانی معمولی مبدل گرداند. به نظر بنده یکی از باارزشترین کارها حل مشکلات مردم (برای رضای خداوند) است. و این امر برای کارمند یک اداره دولتی چندین برابر ارزشش بیشتر است. البته شما که بسیار در این مسئله حساس هستید ولی خدایی نکرده عواقب کوتاهی در این حق الناس نیز احتمالا چندین برابر حق الناسهای کوچکتر باشد.
۴- خداوند دربخشی از آیه ۲۸۶ سوره مبارکه بقره میفرمایند:
✨لا یکلف الله نفسا الا وسعها
خداوند هیچکس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمیکند✨
خداوند از هیچ فردی بیشاز میزان تواناییاش انتظار ندارد و کافی است ما (برای رضای خدا) تلاش خود را در حد توان انجام دهیم.
۵- حتی اگر هم ما در جایی کوتاهی کرده باشیم، خداوند مهربان فرصت توبه و جبران را باز گذاشته است. به نظر بنده امید و ایمان به رحمت و یاری خداوند یکی از با ارزشترین خصوصیات مؤمن و درجات ایمان است. شنیدهام روایتی داریم با این مضمون که: فرد گنهکاری را پساز اتمام محاسبه دارند به جهنم میبرند، ولی او هنوز به پشت سر خود نگاه میکند. خداوند بلند مرتبه به ملائکه میفرماید صبر کنید، بعد از آن بنده میپرسند برای چه به پشت سر نگاه میکردی، او پاسخ میدهد که هنوز به رحمت پروردگار خود امید داشتم و فکر نمیکردم که بگذارد من به جهنم بروم. خداوند نیز میفرمایند ملائکه او را رها کنید، این بنده من به رحمت پروردگارش امیدوار بوده و من نمیتوانم امید فردی به خودم را نادیده بگیرم.
بنابراین شاید بتوان گفت تنها عملی که در روز قیامت قابل پذیرفته شدن هست همین امید به رحمت و یاری خداوند مهربان و تواناست. این تصور که حتی در بدترین شرایط نیز نباید از خداوند ناامید گشت شاید باعث گردد که ترسهای افراطی احتمالی ما در مورد برخی مسائل کمتر گردد.
با تشکر فراوان از وقتی که گذاشتید🌹

