ناشناس

سوال 18183

سلام روزتون بخیر بنده 38 سالم مجردهستم وشاغل &lt; حدودا یکسال ونیم پیش بافردی 39 ساله آشنا شدم که زمانی که برای خواستگاری به همراه مادروخواهرشون آمدن منزل ماآمد متوجه شدم ایشون قبلاازدواج کرده وطلاق گرفته شغلش آزاد ، یک منزل اجاره ای درسطح پایین شهر اجاره کرده وکه یک وانت پراید ویک نیسان به صورت شراکتی خریده وهیچ پزندازی نداره وعنوان کردکه یک زمین درپایین شهرداره که میخواد وام بگیره وکاراش انجام بده ایشون باخانواده خودش مشکل داشت طوری که پدرش حتی برای روزخواستگاری حاضر به امدن نشده بود وحتی مادرشون که امده بودن هیچ صحبتی نکردن فقط خواهرشون اونم درحدی که فقط بگن شغل برادرشون چی واینکه قبلاطلاق گرفتن صحبت کردن ،خانواده بنده وقتی دیدن شرایط آقا این وهیچ تضمینی برای اینکه من بتونم راحت باایشون زندگی کنم نیست جواب منفی دادن وگفتن شماخودت شاغل هستی وبا موقعیت بهترازاین میتونی زندگی کنی ازنظرسطح خانوادگی باهم متفاوت بودیم سطح خانواده مابالاتربودوایشون توقع داشتن من که تاالان دررفاه کامل بودم برم وتوی خانه ای که ایشون هنوزساختش تموم نکرده زندگی کنم تابه مرورساخت خونه تکمیل بشه همین موضوع هم که عنوان شدخانواده موافقت نکردن بعدازاین مدت ایشون دوباره پیداشون شده ودست بردارنیست میگه بذارمن باخانواده صحبت کنم خانواده شما وخودم راضی میکنم من ازایشون پرسیدم چه تغییری زندگی شماتوی این مدت کرده گفتن فقط مجوززمین گرفتم وتمام شده راستش من خودم نسبت به ایشون درزمینه مالی پیشرفت کردم ماشین خریدم ودرآمدم افزایش داشته ویک مقدارپس اندازکردم اماایشون هیچ تغییری نکرده و بهم میگه سرکارنمیخوام بری من این موضوع که اشون دوباره امده محل کارمن وگفته میخوام باخانوادت صحبت کنم باخانواده مطرح کردم اونها بازهم موافق نیستن وگفتن زندگی توهیچ تضمینی نداره ایشون این مدت هیچ تغییری توی زندگیش نکرده وفردا شمابامشکل روبرومیشین درسته هیچ کس ازاول زندگی کاملی نداره وباکمک هردونفرمیشه زندگی ساخت من نمیدونم بااین موضوع چیکارکنم <br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ

با سلام

خواهر محترم

برای رسیدن به جواب سوال‌هایی که در ذهنتان دارید پیشنهاد میکنم این مسیر رو امتحان کنید به احتمال زیاد براتون مفید هست:

1. صورت مسئله رو معین کنید. مثلا «ازدواج با این آقا». سپس معایبی که این ازدواج براتون در بر خواهد داشت رو بنویسید و به هر مورد یک نمره بین صفر تا صد بدهید. سپس مزایا و منافعی که این ازدواج براتون داره رو بنویسید و سپس نمره دهی به هر منفعت. در نهایت بین مزایا و معایب وزن کشی کنید و خودتون قضاوت کنید که آیا کفه مزایا سنگین‌تر هست یا کفه معایب.

2. لحظه در گوشه ای آرام بگیرد و خودتون و این آقا یک سال پس از ازدواج تصور کنید. تصوری دور از احساسات و با احتمالات عقلی. ببینید کجا هستید و چه شرایطی رو دارید. حالا از خودتون سوال کنید که این تصوری که دارید براتون رضایت بخش هست یا نه؟

profile-photo

باسلام
زندگی را با هم ساختن خیلی خوب است بشرطی که فرصتی برای ساختن وجود داشته باشد.

وقتی تفاوت ها زیاد است، آنقدر اختلافات ریز و درشت پیش می آید که دیگر زندگی مشترک باعث آرامش نیست.

شما علاوه بر مخالفت خانواده، تغییر سطح زندگی ممکن است حتی نتوانید در حد خودتان پیشرفت کنید. فقط مجبور هستید تا آنچه پس انداز کرده آید را دو دستی تقدیم کنید.

آیا درباره علت طلاق چیزی می دانید؟

. آیا می دانید چرا شما انتخاب شده اید و چه ملاک و انتظاری از ازدواج و همسرش دارد و چقدر با ملاک ها و اولویت های شما همخوان است؟

اگر بغیر از شرایط مالی، ملاک ها و اهداف و اولویت های شما با این انتخاب برآورده نشود، ادامه آشنایی و راضی کردن خانواده بی مورد است. موفق باشید

سلام وقتتون بخیر، مسائلی مهم تری وجود داره از اونها غافل نشید .مدت ازدواج قبل، علت جدایی؟ افکار ، اخلاق واعتقادات ایشون؟ اینهارو بررسی کردید ؟

ایشون و خانواده شون(طبق حرفهای شما) انسان های عجیبی هستن و پیچیده‌گی هایی دارند! به نظر من از همچین افرادی فاصله بگیرید و حتی اگر تا آخر عمر ازدواج نکردین ، فکر ازدواج با او را نکنید!(حتی به نظر یک جوری رفتار کنید که فکر شما را از ذهن خود بیرون کنه!)

البته ان شاء الله همه خوشبخت شوند