سوال 18316
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخبا سلام
خواهر محترم، توجهتون رو به دو مفهوم جلب میکنم، یکی «تنهایی» و دومی «احساس تنهایی». این دو دو مفهوم مجزا از هم هستن.
«تنهایی» یعنی هیچ کسی رو ندارید و تنها زندگی میکنید ولی «احساس تنهایی» یعنی هر چند در کنار دیگران هستین اما کسی شما رو درک نمیکنه و شما هم قادر نیستید که در احساسات دیگران مشارکت کنید.
به نظر میرسه که شما دارای «احساس تنهایی» هستین. برای رهایی از این احساس، در قدم اول، احساسات دیگران رو درک کنید. با دیگران همدلی کنید. واکنش احساسی به احساسات دیگران نشون بدید. درد و نشاط احساسی دیگران رو لمس کنید. خودتون رو بجای دیگران بگذارید تا بتونید خوب درکشون کنید. و در قدم دوم، از احساسات خودتون با دیگران حرف بزنید. اون چیزهایی که در قلبتون میگذره رو به زبون بیارید. (البته با کسانی که بهشون اطمینان دارید).
از سوی دیگه ممکنه دچار «احساس طردشدگی» شده باشید. عدم اعتماد به دیگران گاهی از اینجا نشأت میگیره که میترسید با اعتماد کردن و دلبسته شدن پس از مدتی، پس زده بشید و طرد و رها بشید. بنابراین برای جلوگیری از این ترس و اتفاق، به هیچ کسی اعتماد نمیکنید. یرای فرآیند رو در خودتون واکاوی کنید تا به بی اساس بودن ترستون غلبه کنید.
باسلام
اگر شما می دانید بخاطر عدم اطمینان به بعضی از رفتارها حساس هستید بهتر است بجای مرور اتفاقات گذشته، در مواجهه با آنها افکارتان را کنترل می کنید.
اگر بتوانید متوجه غلط بودن افکار منفی خود بشوید و آنها را به چالش بکشید می توانید با احساس بی اعتمادی خود کنار بیایید و علت رفتار را به چیزی بغیر از خیانت ربط بدهید.
شما وقتتان را پر کرده اید ولی هنوز ترس از تنهایی دارید، در عین حال نمی خواهید وارد رابطه شوید از ترس اینکه تجربه گذشته تکرار شود. این تعارض باید حل شود تا یا از زندگی مجردی لذت ببرید و یا ریسک وارد رابطه شدن را بپذیرید.
رویکرد درمانی شناختی رفتاری برای کنترل افکار منفی مفید است. بهتر است از روانشناسی با این رویکرد درمانی کمک بگیرید. موفق باشید
باسلام
دوست گرامی در مورد جزئیات شکست قبلی تان چیزی نمی دانم و توصیه جدی دارم در این زمینه حتما بررسی داشته باشید و سهم تان در جدایی گذشته و طلاق را بررسی کنید تا اگر نقطه ضعفی وجود دارد آن را رفع کنید در این رابطه مشاوره حضوری می تواند به شما کمک کند
📌اما در روابط اخیرتان، کاملا حق دارید که نگران تکرار گذشته باشید اما یک سوال از شما دارم👇
این روابط چگونه شروع شده؟ آیا روابطی بوده که خارج از اطلاع خانواده ها صورت گرفته؟ صرفا جنبه دوستانه داشته؟
◀️این سوال را پرسیدم تا این نکته را متذکر شوم که شما یک خانم با سابقه جدایی هستید و بسیار آسیب پذیر تر از سایر خانمها و احتمال سواستفاده از شما بالاتر است لذا وقتی رابطه ای را آغاز می کنید اولا سعی کنید بسیار دارای چارچوب باشد یعنی هدف داشته باشد و صرفا با قصد آشنایی برای ازدواج پیش رود، ملاقاتها در مکانهای عمومی و نهایتا هفته ای یک الی دو جلسه با قرار قبلی باشد
بعد از چند جلسه ملاقات و احساس تناسب، حتما خانواده ها مطلع باشند تا کم کم جریان آشنایی دو خانواده هم صورت گیرد
📌اگر جهت ازدواج، آشنایی ها با معرف انجام شود بسیار بهتر است یعنی واسطه ای معقول میان شما و طرف مقابل باشد
📌در مورد ساعات تماس و ملاقات حتما از قبل توافقاتی باشد مثلا قرار بر این بگذارید که شبها حول و حوش ساعت ده شب تماس تلفنی برقرار شود یا ملاقاتهای حضوری روزهای دوشنبه و پنجشنبه باشد
📍توجه کنید این سبک توافقات اولیه صرفا بر این اساس است که رابطه هدفمند طی شود و از طرف هر دو طرف در زمانهای نامناسب تقاضای ملاقات و گفتگو با هم نداشته باشید
🔴چند جلسه مشاوره حضوری جهت رفع افکار منفی تان و کلا کسب شناخت بیشتر جهت هدف ازدواج به شما پیشنهاد می شود
موفق باشید 🎯🎯🎯

