سوال 18318

سلام و خسته نباشید خدمت شمابخشید من یک پسر ۱۲ ساله دارم و حدود ۶ ماهه که من و مادرش از هم جداشدیم و طلاق گرفتیم. و حضانت پسرم رو مادرش به عهده گرفته‌. و هرچند روز یکبار یا هروقت پسرم خودش دوست داشته باشه میاد و دو تا چند روزی رو پیش من که در منزل پدرو مادرم فعلا زندگی میکنم باهم سپری میکنیم و معمولا هم من هم خانواده پدری ام سعی میکنم در این مدت که باهمیم بهش خوش بگذره و با خودم برای تفریح تاحد امکان با برنامه ریزی به پارک، سینما،استخر یا تفریحاتی از این قبیل میبریمش.اینم بگم که ما تمام سعی مون رو کردیم که ضمن اختلافات زیاد و بگو مگوها و دعواهای معمول، که در جریان طلاق و جدایی برای همه پیش میاد، تا اونجایی که ممکنه ، درحضور پسرم نباشه و نگذاریم به یکباره متوجه این اتفاق بشه!به هرحال اون روزها گذشت و چه میخواستیم چه، نه ، ! اون بچه هم از ماجرا باخبر شد.، در اوایل میدیدم که خیلی اوقات توی خودش فرو میرفت و اوقاتی که پیش من بود خیلی باهام حرف نمیزد و شادابی نشاط قبل رو نداشت و اون سرزندگی یه پسر بچه ی ۱۲ ساله رو در او کمتر میدیدم!که البته میدونم بخاطر این اتفاق ناپسند یعنی جدایی ماست که طبیعی هم هست.اما این روزها یه درگیر یه دردسر بزرگ دیگه شدیم و اون اینه؛ که چند وقتیه که پسرم شدیدا به گوشی موبایلی که مادرش بخاطر قطع بهانه گیری و از سربازکردنش و ساکت شدن پسرم براش خریده! ( که این کار یعنی خرید گوشی رو علیرغم مخالفت ۱۰۰درصدی من انجام دادن) اعتیاد پیدا کرده! اینم بگم که بعد از ۳ ماهی که از از طلاقمون گذشته بود چون میدونستم براش پرواز و مسافرت خیلی جذابو هیجان انگیزه، پسرم رو باخودم به یه سفر کیش بردم و کلی باهم خوش گذروندیم و تمام سعی و تلاشمو کردم تا بالاخره اونجا تونستم کمی دراینباره باهاش صحبت کنم و طوری قضیه رو براش جلوه دادم که بفهمه این اتفاق نباید باعث احساس شکست یا غم و اندوه و پس رفت درزندگی یا هر احساسی از این قبیل در او بشه و نباید باعث پیشرفت و سعی و تلاشش در درس و زندگیش بشه، و خلاصه هر حرف مفیدی و هر نصیحت بدرد بخوری که یک پدر ممکنه توی حالت دوستانه با پسرش داشته باشه رو سعی کردم بطور خلاصه و مفید بطوری که براش کسل کننده یا خسته کننده نباشه عنوان کنم!! ولی الان که چند ماهی از طلاق ما و مسافرتی هم که باهم رفتیم و خاطرات خوبش گذشته با اینکه یه مسافرت دیگه هم بامادرش رفته! اما با درنظر داشتن اینکه تقریبا همه ی امکانات رفاهی و هرچیزی که لازم داشته باشه یا بخواد تا حد امکان سعی میشه براش فراهم کنیم ،خیلی به حرفهای مادرش توجه نمیکنه بطوری که در مواردی پیش آمده که با حرف گوش ندادن باعث عصبانی شدن مادرش میشه و اونطور که بهم گفتن بدلیل عدم حضور من با لج و لجبازی کردن و حاضر جوابی با مادرش درگیر میشه و توی روی مادرش با بی احترامی و سرکشی حاضر جوابی میکرده! ضمنا از وقتی که این گوشی رو مادرش باوجود مخالفتی که من داشتم، براش گرفته، اصلا نتونسته هیچ نظارت یا محدودیتی در استفاده از موبایل و اینترنت و ساعات استفاده ازش ، براش در نظر بگیره و به شدت به گوشی موبایلش و بازی های اینترنتی آنلاینش اعتیاد پیدا کرده بطوری که گاهاً تا ساعاتی از نیمه شب بیدار و مشغول بازی هستش! و کلی برای اینترنت هم هزینه روی دست من و مادرش گذاشته که حالا اون به کنار اما متاسفانه الان به جایی رسیده که موبایلشو فقط موقع دستشویی و حمام رفتن یا خوابیدن فقط میشه توی دستش ندید!! خیلی پرخاشگر و عصبی شده، و انقدر با این موبایل مشغول شده که من خیلی براش ناراحتم و از طرفی هم نمیخوام باهاش برخورد تندی داشته باشم یا بطور غلط براش محدودیتی در نظر بگیرم که باعث تنفرش از من بشه یا اون رفاقت پدر پسری که بینمون هست کمرنگ بشه یا از بین بره!!هرچه هم که با مادرش صحبت کردم و راهکار دادم که باهاش درست برخورد کنه و سعی کنه کنترلش کنه فایده ای نداشته و گاهاً متوجه درگیری هایی شدم که باهم برسر حرف گوش نکردن پسرم داشتن، و این بیش از حد برام ناراحت کنندس.! از طرفی هم پسرم وقتهایی که میاد پیش من خیلی دوست نداره باهم حرف بزنیم و هر سوالی ازش میپرسم فقط سربسته و کوتاه و خیلی خلاصه جواب میده و اصلا دوست نداره ازش چیزی درباره ی اینکه مثلا چه خبر، چه کارها کردی ، کجاهارفتی و کی اونجا بود و از این قبیل سوالها بپرسم! و خیلی هم متوقع شده که هر وقت میاد پیش من حتما باید یک یا چندبرنامه ی تفریحی یا خوش گذروندن براش چیده باشم که بیاد پیشم وگرنه اخم میکنه و ابراز نارضایتی میکنه ومیگه من دوست دارم برم پیش مامانم! متاسفانه کاری از دستم برنمیاد و چون نمیخوام با برخورد وعکس العمل غلط یا اشتباهم باعث رنجش یا وارد کردن صدمه ی روحی و عاطفی بهش بشم،!و نمیخوام باعث گرفتن نتیجه ای برعکس در مورد تربیت صحیحش بشم، نمیدونم چکار کنم و چه تصمیمی بگیرم یا چطور با خودش و مادرش برخورد کنم یا اینکه چه حرفی بزنم یا چه تصمیمی داشته باشم که اصولی و درست باشه!!!!متاسفانه متاسفانه مادش خیلی در اینطور مساعل ریز و حساس و اصولی در تربیت بچه ضعیف و بیخیال عمل میکنه و اونقدر که باید براش مفید نیست و وقت و انرژی نمیگذاره!!! اگه ممکنه راهنمایی و کمکی بهم بکنید. ممنون و متشکر از وقت و حوصله ای که بابت پرحرفی من صرف کردید. باتشکر.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo
سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما
پسر شما وارد مرحله نوجوانی شده مرحله ای که با تغییرات هورمونی و بلوغ کودک همراهه که باعث پرخاشگری و تغییر رفتار فرد میشه در این سن کودک شما دچار تغییرات زیادی میشه که با پند و نصیحت یا پرخاشگری و تنبیه شرایط رو برای سخت‌تر میکنید شما باید به فرزندتون نزدیکتر بشید باهاش دوست باشید همدلی کردن و درک احساسات فرزندتون در این سن به جای نصیحت و سرزنش بسیار کمک کنندست سعی کنید نقاط قوت فرزندتون رو ببینید و درباره طلاق شما هم باید حتما به روانشناس مراجعه کنید چون در سن حساس فرزندتون جدایی صورت گرفته باید راهکارهای لازم رو توسط روانشناس داشته باشید چون قبل از جدایی فرزندتون رو آماده نکردین و متاسفانه با همسرتون در تربیت فرزندتون متفاوت هستین و پسرتون بین شما و مادرش قرار گرفته و مشکلات جدی زمان بلوغ رو هم داره پس نیاز به یک متخصص نوجوان دارین تا در این زمینه راهکارهایی به شما ارایه بده
در حال حاضر همدلی با فرزندتون درک احساساتش و صحبت کردن شما با پسرتون درباره بلوغ و شرایط بلوغ و نزدیک شدن بهش توصیه میشه تا این دوران حساس به شکل مطلوب سپری بشه با همراهی و همدلی باعث میشین فرزندتون مشکلی داشته بدون ترس با شما صحبت کنه
موفق باشید
profile-photo
درود 🌱
به نظر می رسد بعد از جدایی مشکلات جدیدی برایتان پیش آمده که در حل آن ها دچار احساس استیصال شده اید.
فرزند شما در بدو ورود به دوره ی نوجوانی است، همانطور که میدانیم در این دوره تغییر و رشد اتفاق می افتد و بسیار چالش برانگیز است.
بهتر است از کمک متخصصین در این زمینه استفاده کنید، چرا که برای مشکلاتی که مطرح کردید، تا به حال راه های زیادی را برای برطرف کردنش امتحان کردید .
بهتر است آزمون و خطا را کنار بگذارید و تحت نظر متخصص مسائل را پیش ببرید.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
با سلام و احترام
دوست گرامی ، متاسفانه جدایی شما در زمان نوجوانی فرزندتان صورت گرفته است . این زمان حتی برای خانواده هایی که چنین مشکلی ندارند ، بحران بحساب می رسد ، چه برسد به شما که مشکلتان دو چندان است .
اینکه فرزند شما ساعات زیادی را در گوشی سپری می کند ، می تواند گویای میزان افسردگی و اضطرابی باشد که با ان روبروست .
بهتر هست هم شما و هم مادرش با او صحبت کنید و متقاعدش کنید که همیشه پدر و مادرش هستید و همیشه می تواند روی شما حساب کند و هر گز تنهایش نمیگذارید .
از همسرتان بخواهید که هر کاری می خواهد برایش انجام دهد ، با شما مشورت کند و یا حداقل اطلاع رسانی کند . شما هم کماکان به این اصول پایبند باشید .
در مورد تربیت فرزندتان بهتر است با هم نزد مشاور بروید و اجازه ندهید اختلافات شما با هم ، بیش از این مخرب باشد .
موفق باشید .
پاملا عبدلی / مشاور 🌸
profile-photo
باسلام
دوست گرامی داشتن گوشی همراه برای یک نوجوان 12 ساله اقدامی بسیار بسیار غلط است
⚠️شما خودتان میدانید که فضای مجازی پر است از مطالب و مفاهیم زننده که اصلا متناسب با فرزندتان نیست لذا برنامه ریزی کنید و کم کم گوشی همراه را از زندگی فرزندتان حذف کنید ارتباط دائمی با فضای مجازی به جز شکست‌های تحصیلی و.... منجر به بلوغ زودرس هم میشود
درست که شما و این خانم از هم جدا شده اید و قطعا دلایل منطقی خاص خودتان را داشته اید، و الان هیچ نسبتی با هم ندارید اما به واسطه فرزندی که دارید تا ابد به هم مرتبط خواهید بود و اصلا این مساله را نباید دست کم بگیرید
⚠️توجه کنید چند نکته را تذکر می دهم حتما مورد عنایت قرار دهید
📌حتما با همسر سابق تان صحبت کنید و در مورد مسائل و مشکلات تان در رابطه با فرزندتان تعامل داشته باشید یعنی مشکلاتی مانند استفاده از گوشی همراه که و... را با هم درمیان بگذارید و ببینید برای رفع آن چه کارهایی می توانید بکنید. ضمنا در ابتدا حتما حتما گوشزد کنید که اصلا دنبال یافتن متهم نیستید و فقط باید این مشکلات کم شود
📌با همسر سابق تان توافق کنید که حتما خود را موظف کنید که نه شما و نه ایشان، در برابر فرزندتان از دیگری بدگویی نکند. شاید شما دو نفر با هم خیلی مشکل داشته باشید اما این بچه مقصر نیست و نباید قربانی کلمات مسموم هیچ یک از شما دو نفر بشود. این دست رفتارها فقط دوران نوجوانی فرزندتان را دشوار تر کرده و حتی در زندگی زناشویی هم مشکل پیدا می کند و من اطمینان دارم هم شما و هم همسر سابق تان این را نمی خواهید
📌اگر می بینید همسرتان تعامل درست را بلد نیست یا فرزندتان مشکلاتی دارد که شما و همسر سابق تان به تنهایی نمی توانید آن را حل کنید حتما به اتفاق هم نزد روان شناس کودک و نوجوان مراجعه داشته باشید
📌زمانهایی که فرزندتان نزد شماست برنامه های شاد و تعاملی برایش تهیه ببینید مثلا به پارک و سینما و مهمانی ببریدش و کلا گوشی و فضای مجازی را تعطیل کنید
📌زیاد با فرزندتان صحبت کنید، در مورد مشکلاتش، درددلهایش و شادی ها و غم هایش، سوال کنید و نظراتش را بشنوید
📌همیشه تشویقش کنید که با بزرگترها خصوصا مادرش خوش رفتار باشد و مودبانه رفتار کند، این سبک رفتار شما کمک می کند که رابطه اش با شما هم خوب تر شود
❌بسیار مراقب باشید و به همسر سابق تان هم گوشزد کنید که شما دو نفر در ازدواج اول تان شکست خوردید پس نگذارید این شکست در فرزندپروری تان هم سرایت یابد پس بسیار گزیده و با فکر رفتار کنید و از اشتباهات بپرهیزید و لجاجتی اگر با هم دارید هرگز وارد زمینه های فرزندپروری نکنید
✅شما دو نفر تا ابد والدین پسرتان هستید پس تمرین کنید در تمام زمینه های مربوط به فرزندتان با هم تعامل کنید مثلا مسائل درسی فرزندتان فقط برعهده مادرش نباشد شما هم مشارکت کنید و با معلم فرزندتان تعامل داشته و وضعیت درسی او را جویا شوید، دوستانش را بشناسید، برای امور درسی اش، کاردستی ها و مشکلات درسی وقت بگذارید🎒
✳️در رفتار خودتان تغییرات مثبت ایجاد کنید و به پسر و همسر سابق تان نشان دهید که فرزندتان برای تان مهم است و می خواهید برای همیشه و تحت هر شرایطی برایش وقت و انرژی بگذارید، خواهید دید که به مرور همه چیز اصلاح می شود
🔴مراجعه‌ نزد روان شناس کودک و نوجوان را اکیدا توصیه می کنم ضمن اینکه همسر سابق تان هم حتما مشارکت داشته باشند
موفق باشید 🎯🎯🎯
سلام وقتتون بخیر، بهتر بود خلاصه تر مطلبتون رو می فرمودید . خب این حالات در تربیت فرزند شما طبیعی هست اون به دو جهت آهن ربا داره کشیده میشه. یکی شما ویکی مادرش. هر کدام با فکر خودش سعی در تاثیر گداری داره اما تاثیر فردی که بیشتر با هاش هست میمونه. باید با مادرش یه توافقی روی روش تربیتش کنید