ناشناس

سوال 18430

سلام من 31 سالمه و مجردم، تهران تنها زندگی میکنم و خانواده شهرستانن، کارمندم و همیشه دغدغه پیشرفت و شروع کسب و کار خودم رو دارم، اما تنهایی باعث میشه خیلی تمرکز نداشته باشم، پنجشنبه و جمعه ک تعطیلم روزهای عذاب اور منه، چون برنامه خاصی ندارم و گذشته ک شهرستان بودم و راحت بودم و الان این همه سختی دارم ب خودم میدم و هنوز تنهام و ب جایی نرسیدم دیوونم میکنه و همیشه دلم اضطراب داره، اینا ی پیش زمینه بود در مورد روحیات الان خودم، من خیلی به ازدواج فکر میکنم چون احساس کمبود عاطفه دارم و اینکه همیشه وجود ی نفرو کنار خودم ضروری میدونم، من توی محلل کارم سه ساله ی دختر رو دوست دارم اما به دو دلیل هیچوقت بهش نگفتم، یکی اینکه ی سال از من بزرگتره و دیگری اینکه قبل اینکه به خود دختره بگم مشخصات کلیشو ب خونواده گفتم و همه مخالفت کردن ، ایشون هم از شهرستان اومدن تهران و گه گاهی خونواده میان پیشش، با این وجود هر وقت میبینمش باز دلم میره سمتش، به نظر شما من به ایشون در این رابطه پیشنهاد ازدواج بدم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

باسلام

شما مرد جوانی هستید که نیازهای طبیعی دارید.

نگرانی برای آینده و پیشرفت به عوامل متعددی بستگی دارد و شما در حال تلاش هستید و بقیه از کنترل شما خارج است ولی برای تگرانی از تنهایی می توانید کاری کنید تا حداقل از این نظر مسیر زندگی را به سمتی که دوست دارید سوق دهید.

وقتی به خاتواده ویژگی های کلی ابن دختر را گفتید ایا آنها تلاشی نشان دادند که خودشان به شما فردی را نشان دهند یا خودتان اشاره کردید که پس یه فکر باشید من در تهران تنهام و قصد ازدواج دارم؟

بهتر است با اعضای خانواده صحبت کنید تا بدانند قصدتان جدی است. اگر ارتباطات گسترده ای ندارند و نمی توانند کسی را معرفی کنند دوباره این خاتم را عنوان کنید. دلایل رد کردنشان را بررسی کنید. اگر ندیده فقط به سن و یا شهر ایراد می گیرند بگویید برای شما مهم نیست و ملاک های خودتان را بگویید.

شناخت در ازدواج مهم است اگر در این 3 سال این خانم را شناخته اید و در صورتیکه به توافق نرسید در محیط کار مشکلی ایجاد نمی شود با او صحبت کنید تا در صورتیکه اولویت هایتان یکی بود با خانواده اقدام کنید.

تا نظرش را نپرسید مشخص نیست این خاتم هم به ازدواج راضی است یا نه.

موضوع ازدواج را جدی تر بگیرید. فقط نگران بودن و فکر و خیال کردن کمکی نمی کند.

اگر با یک دختر کم سن و سال. ازدواج کنید که خانواده موافق بوده اتد ممکن است شرایط زندگی کاری در تهران باعث شود هم خود دختر. که کاری ندارد نتواند تنها و بدون خانواده زندگی کند و هم هزینه ها برای شما سنگین باشد.

ملاک ها، اولویت ها و انتظارتاتتان از همسر و زندگی مشترک را مشخص کنید تا در تصمیم گیری بتوانید نظر خودتان را با دلیل و منطق بگویید . موفق باشید

سلام علیکم
ایام سوگواری ابا‌عبدالله علیه السلام را تسلیت عرض می‌کنم!
به نظر بنده شما احتمال زیاد به خاطر اینکه مجرد هستید و احساس تنهایی می‌کنید و ظاهرا با آن خانم زیاد در یک مکان(محل کار) هستید ، این حس را دارید!
شروع زندگی باید بدون جو‌گرفتگی با دقت و تدبیر شروع شود(ملاک های درست و ملاک های شخصی‌تون را تعیین کنید و با ایشون بسنجید،اگر برای سنجش نیاز به حرف زدن اولیه و غیره بود اشکال نداره جلسه معارفه بین خانواده شما و خانواده ایشون ایجاد بشود،که البته دو شرط داره قبول کردن اولیه ایشون و گرفتن موافقت خانواده شما!)
ان شاء الله خوشبخت بشوید