ناشناس

سوال 18464

بزرگترین ترس من از ازدواج امنیت شغلی و درآمد پایین هستش تو رشته خودم یعنی کامپیوتر و فناوری نتونستم مثلا برنامه نویسی یاد بگیرم که امنیت شغلی و حقوقم بره بالا و یه تکنیسین معمولی هستم و علی رغم اینکه چندبار سعی کردم واقعا نمیتونم یاد بگیرم اینو بدونید تو دنیای شبکه اثبات شده هستش که هر کسی توان و ظرفیت برنامه نویس شدن رو نداره و تو دنیای طب و سلامت هم داریم که طرف ۵ بار کنکور داده و تمام اون پنج سال به شدت مطالعه کرده و نتونسته پزشک بشه و توی تمام بخش ها همین شکله برا همین تعداد پزشک ها به مراتب کمتر از سایر عزیزان دنیای طب و سلامت هستش و یا تعداد برنامه نویس ها کمتر از تکنیسین ها هستش و اینجور نیست که هرکس روزی ده ساعت تلاش کنه حتما به آخرین مرتبه شغلی و پولی برسه اگر نه که الان همه پزشک و دانشمند بودند -با این تفاسیر منی که نتونستم کاری رو که توش می‌تونستم موفق بشم رو پیدا کنم و سرمایه هم ندارم که شغل آزاد راه بندازم و تحقیق و شروع به حرفه تازه که شاید بتونم توش موفق بشم دستکم ۴ سال طول داره و بعد ۴ سال هم مشخص نیست موفق بشم و با سن الآنم که ۳۹ سال هستش پس کی ازدواج کنم؟شروع یه ریسک جدید تو این سن که هزارتا فکر و خیال دارم و دلم یه همدم و یاور میخواد دیگه برام ممکن نیست- راهنماییم کنید و نگید که مهارت و این چیزا رو ببر بالا چون ریسک و شروع کار جدید دل خوش و ذهنی که درگیر نباشه میخواد که من ندارم تشکر از شما

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo

باسلام
باتوجه به توضیحات شما ، اگر فکر می کنید در سن ۳۹ سالگی نمی خواهید و نمی توانید ریسک تغییر شغل را تحمل کنید بهتر است بدون مقایسه خودتان از چیزی که هستید احساس رضایت داشته باشید و با همین شرایط فردی را انتخاب کنید که انتظاراتش از همسر و زندگی مشترک منطقی و همخوان با ویژگی ها و شرایط شما باشد.

اگر دختری را انتخاب کنید که شاغل باشد و بخواهد در زندگی مشترک در کنار همسرش باشد نگرانی مالی مسلما کمتر خواهد بود. موفق باشید

یازیخ بالا.

داداش من بهترین برنامه نویس هستم چه نونی خوردم که شما موندی؟

همش کارگری برای یکی دیگه میکنیم/ اگه پول میگی اینا ذاتی هست و شانس.

الانم با این همه گرونی من فقط می تونم روزی یک وعده غذا بخورم. چون ثبات نیست و هر روز همه چی میکشه بالا.

باید یه کار دلالی و اینجوری پیدا کنی. خودتو بکشی بالا با کارگری و کارمندی جایی نمیرسی.

منم دلم میخواد ازدواج کنم خیلی - پارسال یکی رو معرفی کردن بازم نادانی کردم و طرف خراب کلاهبردار بود. 4 ماه بعدش رفت. همه زحماتم به باد رفت. بیا اینم نتیجه هی زن خواستن از خدا.

دنیا دیگه خراب شده جای زندگی نیست - همه مثل هم هستیم.

با انشالا و ماشالا هم هیچ چیزی نمیشه - الان ما پیر جوان هستیم - دیگه امیدی نیست.

از من میشنوی به کم راضی باش و با آنها سر خودت رو گرم کن. اگه زیاد زن دوست داری یا باید تا ابد منتظر باشی یه شیر پاک خورده نسیبت بشه. یا اینکه این همه دختر خراب.

سلام

با شرایط الان شما ، دخترخانوم هایی هستن که حاضر هستند با شما ازدواج کنن پس ناامید نباشید و تلاشتون رو بیشتر کنید.

انشاالله بعد ازدواج خیر و برکت زندگیتون هم بیشتر میشه.

خوشبخت بشید انشاالله