ناشناس

سوال 18556

سلام خوبید بعد از فوت خواهرم خیلی تو تنهای خودمم و جایی دوست ندارم برم اگه برم خودم میخوام برم فقط یه ترسی از زندگی تو وجودمهاعتماد نمیتونم به کسی کنم باور کنید نمیدونم چه کنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

باسلام

دوست گرامی داغدیدگی برای افراد به طور طبیعی فشار زیادی ایجاد می کند و طبیعتا کنار آمدن با آن دشوار است اما قطعا غیر ممکن نیست.

🔴البته اگر مدت زمانی که از فوت خواهرتان گذشته را بیان می کردید خیلی بهتر بود اما تا چهل روز داشتن حالاتی که بیان می کنید طبیعی است و به مرور از شدت داغدیدگی کاسته می‌شود

البته واکنش افراد به داغدیدگی متفاوت‌ است و کسانی که تاب آوری بیشتری داشته و ا این وضعیت سعی در کنار آمدن دارند، زودتر این شرايط را پشت سر می‌گذارند اما در کل اگر چهار تا شش ماه با همین شدت دچار مشکل بودید مراجعه حضوری نزد روان شناس ضرورت دارد

📌یک سری اقدامات را باید رعایت کنید تا کم کم به شرایط طبیعی زندگی بازگشته و زندگی تان را از نو بسازید:

اولا سعی کنید برای هر روزتان برنامه داشته باشید و بر اساس آن برنامه حرکت کنید چون افسردگی ناشی از داغدیدگی انسان را از حرکت باز می‌دارد.

اگر صبحها بی حال و خسته هستید، یک دوش آب ولرم بگیرید، چند حرکت نرمشی کوتاه داشته و سپس یک صبحانه مقوی بخورید

شبها به موقع به رختخواب برید و دیر تر از یازده شب نخوابید، صبحها هم به موقع بیدار شوید و تا دیر وقت در رختخواب نمانید چون خودش افسردگی زاست

در طی روز تحرک زیادی داشته باشید تا خسته شوید. هر قدر خستگی تان بیشتر شود شبها زودتر و راحت تر به خواب خواهید رفت

به تغذیه تان بسیار دقت کنید و در این راستا حتما با یک متخصص طب سنتی مشورت کنید

ورزش منظم را در برنامه زندگی تان قرار دهید تا نشاط پیدا کنید

با دوستان و همسالان خود ارتباط برقرار کنید

اطراف خود را پر از افراد مثبت و پرانرژی کنید

حتما یک فرد امین پیدا کنید و با او درددل کنید. صحبت کردن تا حد زیادی از شدت تألمات روحی می کاهد

📌بر اساس روحیات خود حتما یک سفر زیارتی یا سیاحتی برنامه ریزی کنید

اگر روحیه تان بهتر نشد حتما مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته باشید

رابطه معنوی خود با خداوند و ائمه را تقویت کنید

موفق باشید🎯🎯🎯🎯

profile-photo

باسلام
اگر درباره سن خودتان و علت فوت خواهرتان و مدت زمانی که از آن گذشته، توضیح بیشتری می دادید درک شرایط راحت تر بود.

در صورت تمایل کمی بیشتر توضیح دهید.درباره افکار و نگرانی هایتان بنویسید. و مشخص کنید چه ربطی بین اعتماد به دیگران و این اتفاق وجود دارد . آیا بعد از فوت خواهرتان این تغییرات بوجود آمده و یا از ابتدا علاقه ای به بیرون رفتن نداشتید؟ و نمی توانستید به کسی اعتماد گنید؟

در کل اگر این اتفاق تازه افتاده مسلما زمان می برد تا بحالت عادی برگردید ولی اگر شش ماه گذشته و شما همچنان درگیری ذهنی دارید بنحوی که بر روی زندگی عادی شما اثر گذاشته ، بهتر است به روانشناس مراجعه کنید. موفق باشید