ناشناس

سوال 18563

مدام در خانه ما بین مادر و پدرم نزاع هست... ، آنها حتی چند بار تصمیم به طلاق گرفتند... من فقط دعا میکردم همچین اتفاقی نیافتهپدربزرگم اومده بود خانه مان تا مادرم رو ببرهولی من به بهانه ای که تازهخدمتم تمام شده و فرصت بدهند خودم درستش میکنم ایشان صبر کردند... اتفاق خوبی افتاده بود خدا یه خواهر به جمع خانواده مان اضافه کرداما من کاملا میدونم اونها دارن اجبارا و به خاطر حفظ آبرو با هم زندگی میکنند... سعی کردم دلیل این نزاع ها رو پیدا کنمدر مرحله اول متوجه بیماری شدید مادرم به وسواس فکری در رابطه با طهارت و نجاسات هست که روی اعصاب خودم هم خیلی تاثیرگذاشته از گیر و دار هایی جدید و زیادی که ایشان نسبت به طهارت به ما سخت میگیرندحتی ببخشید عذر میخوام سرویس رفتنمان هم با ترس و لرز هست که نکند الان بیایید گیر بدهد همه جا را دوباره آب و جا رو کند و... دوم؛ تفاوت تحصیلات.. مادر تنها تا کلاس دوم دبیرستان درس را ادامه دادند و حتی دیپلم نگرفتند اما پدر تا خود کارشناسی ارشد خوانده و حتی به فکر کسب دکترا هم می باشند... سوم؛ ای لعنت به این اینتساگرام(فحشاگرام)، مدام وقتی پدر زنان بی پروا و بی حیای رقاص و بی خدای میبیند و مطمئنا به تبع آن حتی به صورت ناخودآگاه با مادر مقایسه خواهد کرد و این جا آن گریم شده های غیر واقعی فتوشاپی و فیلتری اینستا هست که خاطر پرد را مخدوش میکندبدتر آن که در خضور مادر هم ایشان با صدای بلند به این موارد نگاه میکند هر چندم تصادفی باشد اما میبینم این که پدر توجهی به مادر نداردباعث ناراحتیش میشوداما عجیب تر آنکه مادرم آرزو میکند و مدام میخواهد پدر خانه نباشد و به خاطر کار و ساید هر چیز دیگری، مدت زیادی نباشد... اصلا نتوانسته ام بدانم چرا همچین مبخواهدتنها چیزی که میدانیم این است که به محض رفتن پدر ایشان هر جور دلسان بخواهد بدونی که کسی از مادرم انتقادی کند میشوید و میشویدحتی گاهی بی لباس و لبای نا مناسب در خانه بدلیل اینکه فکر میکند بعد شستوشوی لباس لباس خودشم کثیفه مطمئنم حتی خواهر چند ماهه ام از این موضوع تا ثیر می پذیرد چه رسد به دو برادر کوچکترممیترسم همسر آینده ام با این موضوع کنار نیایید... حتی اگه کسی این مهم رو تو تحقیقات بدونه بعید میدونم حاضر به سپردن دخترشان به من باشند... حتی مهارت با هم صحبت کردن ندارندوقت و بی وقت با هم کلنجار می رونداین سختگیری مادر کم کم مرا از دین دارد زده میکندفکر کنم مادر در خلوتش این رفتار ش که ناپسندس قبول دارد اما در مجادله با برادرانم و پدرم قبول نمبکند کارش مضحک و اشتباه هست. خدا نکند کسی بخواهد با آبرویمان بازی کند وگرنه یک موبابل با دوربینش میتواند حیاط خانه را با آن وضع مفتضحی که مادر رفت و آمد دارد تا میتواند نابودمان کند... باید کاری کنم وگرنه کار به جای باریکتر می کشد

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
با سلام و احترام
دوست کرامی دلنگر انی های شما قابل درک است .و اینکه شما تا این حد به تمامی مسایل توجه داشته اید هم قابل تحسین است .
عمده ترین مشکل میتواند بیماری مادر باشد . اما گاهی مواقع این بیماری ریشه در مسایل دیگر دارد کهقابل درمان است و نیاز به تراپی و دارودرمانی دارد و تشخیص آن توسط متخصص صورت میگیرد .
در این راه حمایت خانواده خیلی مهم است و با تشخیص مشاور خانواده درمانی هم به روابط پدر و مادر کمک میکند .
امیدوارم که هر چه زودتر سلامت ‌ و ارامش خانواده خود را باز یابید .
موفق باشید .
پاملا عبدلی/ مشاور 🌸
profile-photo
کاربر گرامی
دلنگرانی شما کاملا قابل درک است در تمام شرح حال شما نکته ای که از همه مهمتر و مانند یک چتر سایر اختلافات خانوادگی تان را پوشش می دهد , مبتلا بودن مادر به وسواس می باشد , وسواس سرطان بیماریهای روانی است( چون نه بیمار می تواند خودش , خودش را درک نماید و نه اطرافیان اش او را در ک نمایند ) و البته که این اختلال درمان پذیر به همراه روان درمانی و دارو درمانی و طول مدت درمان حداقل یک سال می باشد . از جمله ویژگی های این اختلال سخت گیر بودن و توجه به جزییات زیاد است , و یا قانون هایی را دارند که فقط مخصوص خودشان است, کار کسی را قبول ندارند و..... و سایر موارد که شما به انها اشراف دارید.

با سلام
برادرم، بر اساس توضحیاتی که داده اید به نظرم میرسه خانواده شما در وهله اول به دو آسیب مبتلا شده:
1- عدم صمیمیت کافی بین پدر و مادر.
رفع این معضل با حل تعارض بین والدین قابل حل است اما نه به صورت مستقیم توسط شما. مداخله مستقیم شما هم از عهده تان خارج است و نه صحیح. برای حل تعارض نیاز به اجرای تکنیکهای زوج درمانی توسط زوج درمانگر هست. در صورت امکان تلاش کنید که پدر و مادر با میانجیگری بزرگان و افراد مورد اعتماد و دلسوز از مشاوره و زوج درمانی استفاده کنند.
به طور غیرمستقیم برخی اقدامات از سوی شما مستونه به جریان ایجاد صمیمیت کمک کنه. مثلا زمان تولد هر یک از والدین و روز ازدواج فراموش نشه و برای اون روز جشنی کوچک و هدیه ای فراهم بشه. هر چند وقت یکبار گل تهیه کنید و با هماهنگی پدر، ایشان به مادر هدیه کند. با بهانه و بدون بهانه، با کمک برادران خود، لحظات صمیمی و شادی رو در خانه رقم بزنید. بازیهای کوچکی که همه خانواده امکان مشارکت داشته باشن رو در منزل تدارک ببینید. لطیفه های سالم و خنده دار تعریف بشه. اتفاقات فانتزی خانوادگی میتونه به روند صمیمیت اعضا کمک کنه.
2- وسواس جبری مادر
درمان اختلال وسواس جبری هم زمانبر هست و هم کمی سخت. تغییر افکاری تکراری و کاهش اقدامات اجباری نیاز به درمان توسط متخصص و نیز همیاری خوب اطرافیان است. مادر رو توسط خود و اطرافیان، راضی به درمان کنید و در مسیر درمان هم با درمانگر همیاری کنید. مخالفتها و عدم درک شرایط فکری شخص وسواسی، به تشدید وسواس وی منجر میشه. بسیاری از کارها برای خود او آزاردهنده است اما خود رو ناچار از انجام میبینه. با وی مدارا کنید.
درمانهای خانوادگی با حضور اعضا خانواده ممکن هست. لذا جلوگیری از خروج مادر از منزل، اقدامی مناسب و شایسته بود که انجام دادید. احسنت