ناشناس

سوال 18631

سلام یه سال قبل آقایی به خواستگاری بنده اومدن،چون مطلقه بودن به خواست ایشون برای شناخت بیشتر مدت چند ماه پیامکی و گاهی حضوری در ارتباط بودیم و متاسفانه من وابستگی شدید پیدا کردم بعد مدتی آقا بهانه سن منو آوردن که ممکنه برا بچه دار شدن به مشکل بخوریم من 38سالم بود هرچند گفتم شما از اول سن منو میدونستین و نباید منو وابسته میکردین ولی اصلا وابستگی من براشون مهم نبود با اینکه من به خاطر علاقه به ایشون براشون کادو میخریدم ولی ایشون خیلی راحت منو رها کردن حتی بدون عذرخواهی و رفتن ،،متاسفانه من هنوزم بعد مدتها ذهنم درگیره و فراموشش نمیکنم و نمیتونم باور کنم انقد راحت منو تنها گذاشت و رفت به خاطر این خیلی سرزنش ها و زخم زبونها رو شنیدم ،الان نمیدونم چطوری از ذهنم پاکش کنم چون نامردی اون آقا منو تا حد مرگ و خودکشی برد ولی ازش متنفر نیستم کسی میتونه کمکم کنه ؟نمیدونم چطوری به خودم عشق بورزم و خودمو به خاطرش اذیت نکنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo

باسلام
شکست عاطفی می تواند در حد سوگ اذیت کننده باشد. بعد از فوت فردی که به او علاقه داشتید حداقل ۶ ماه باید بگذرد و در این مدت مرحله،انکار، خشم، چانه زنی، افسردگی را باید پشت سر بگذارید تا به مرحله پذیرش برسید.

در شکست عاطفی شما در سوگ امید و آرزوی از دست رفته هستید. و معمولا باوری که به آن اعتقاد دارید این است

اگر من را دوست داشت ترکم نمی کرد

من را ترک کرده پس دوست داشتنی نیستم.

شما ارزشمندی خودتان را به فردی که شناخت درستی از او ندارید گره زده اید.

تا بحال این موضوع را جور دیگری نگاه کرده اید و به خودتان گفته آید چه خوب زودتر شناختمش والی سرنوشت منم مثل همسر اولش می شد .

به خودگویی ها و افکارتان دقت کنید. افکاری که باید و نباید ، درست و نادرست و چرا و چطور دارد سمی هستند.

خاطرات و صحبت ها را مرور نکنید.‌بدنبال چراهای بی جواب نباشید. کسی که منطقی در کارهایش ندارد مسلما باورش با باید و نباید شما فرق ندارد.

زمان درمانگر خوبی است ولی اگر بتوانید به روانشناس مراجعه کنید تا به کمک او یاد بگیرید افکارتان را مدیریت کنید خیلی بهتر است. موفق باشید

profile-photo

باسلام

دوست گرامی تصور می کنم همین که با خودتان صادق باشید و برای خودتان مرور کنید که در این رابطه صرفا شما سرمایه گذاری مادی و معنوی کرده اید، کافیست

📌شما تا الان فقط به این مساله تمرکز کرده اید که از روی احساسات به ایشان وابسته بوده اید و تعلق خاطر داشتید بدون اینکه به تفاوت‌های واقعی که وجود داشته اهمیت دهید

📌اصلا دقت کردید که این آقا تجربه طلاق داشته؟ هیچگاه سعی کردید بررسی کنید که چرا ازدواج قبلی ایشان با شکست مواجه شده؟

در طی این مدت که درگیری عاطفی یافتید سعی کردید یک بار با همسر قبلی ایشان صحبت کنید و دلایل طلاق را از دید همسر قبلی ایشان هم بررسی کنید؟

📌وقتی توجه به مسائل منطقی به صفر میل می کند و صرفا قلب و احساس عنان تصمیمات را به دست بگیرد، وقتی شکست رخ می دهد رهایی از احساسات بسیار دشوار خواهد بود

🗯️نقاط ضعف این آقا را خیلی منصفاته و با واقع بینی مرور کنید

کم لطفی، بی احساسی و خودخواهی که نسبت به شما داشته اند را خوب مرور کنید و توجه کنید که ارزش شما خیلی بیشتر از این بوده که این قدر مورد بی لطفی قرار بگیرید

♦️توجه کنید دائم گذشته رو مرور نکنید، شما کارهای خیلی مهمتری دارید مانند اینکه به سفر بروید، ورزش منظم داشته باشید یک هنر یا مهارت جدید را شروع کنید و سعی کنید روابط جدید با افراد شاد و مثبت ارتباط برقرار کنید

♦️در ضمن توصیه می کنم حتما با یک روان شناس صحبت داشته و ناراحتی و غم تان را در میان بگذارید چون در این دست مشکلات و حالات روحی، صحبت کردن با فردی که قضاوت تان نکند، بسیار مفید خواهد بود و از بار غم می کاهد

موفق باشید 🎯🎯🎯