ناشناس

سوال 18746

سلام دختر بزرگ خانواده هستم 39سالمه و دو خواهر کوچیکتر از من ازدواج کردن ،،میخوام با قضیه مجردی خودم کنار بیام و قبول کنم که دیگه باید مجرد بمونم ،و با مجردی خودم نجنگم چون واقعا خسته شدم ،،میشه یه زندگی شاد داشته باشم و ذهنم خالی بشه از قضیه ازدواج و به معنای واقعی زندگی کنم؟؟نمیخوام تسلیم حال بد و افکار منفی باشم میخوام شاد و پرانرژی ادامه بدم چکار کنم ؟؟راهی هست

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ

باسلام

خواهرم، ان شاالله بزودی به فضل الهی و توجه ائمه اطهار علیهم السلام مقدرات ازدواج شما فراهم بشه، اما حالا که قصد تغییراتی در خودتون هستین، شایسته است به نکاتی اشاره کنم:

1- فرموده اید که میخایید با «مجردی» خودتون کنار بیایید و نجنگید. سوالی که پیش میاد اینه که «آیا مجردی شما از شما جداست که باهاش کنار بیایید یا باهاش نجنگید؟» توضیح مطلب اینکه فردیت هر فردی از خصایص و خصوصیات آن فرد تشکیل شده. به عبارتی دیگه، مجردی و دیگر خصایص شما، شما رو تشکیل میده و در واقع جنگیدن با مجردی، یعنی با خودتون جنگیدن. یعنی اینکه اگه بخایید با مجردی کنار بیایید، یعنی میخایید که با خودتون کنار بیایید.

نگاه تجزیه ایی به خودتون، یعنی اینکه خودتون رو به قسمتهای مختلف شخصیتی تقسیم کنید، منجر به این میشه که خودتون رو در مقابل خودتون قرار بدید و این حالت منجر به این میشه که ممکنه از خودتون بترسید و نگران بشید.

توصیه میکنم که (با کمی مسامحه در کلام) مجردی رو در واقع «خودتون» بدانید، و آنگاه خودتون رو دوست داشته باشید. یعنی «من هستم که مجردی هم هست»، «من یعنی مجردی، همانطور که من یعنی رنگ موهایم، من یعنی قدم، من یعنی رنگ پوستم، من یعنی گریه کردنم، من یعنی احساساتم، من یعنی افکارم و...».

2- چیزی که شما رو نگران میکنه، «مجردی» شما نیست بلکه اون چیزی است که میخایید به دست بیارید و یا رفعش کنید، در واقع قصد دارید با عوارض احتمالی مجردی کنار بیایید و یا بجنگید. به عبارتی، ممکنه نتیجه مجردی رو در تنهایی خودتون بدانید، یا بدون حامی ماندن، یا بدون فرزند و امثال این موارد جانبی. بنابر این چیزی که باید بهش بپردازید، مسائلی هست که از مجردی شما احتمالا بوجود میاد.

پس دقیقا بررسی کنید که مجردی ممکنه چه عوارضی بر شما پیش بیاره و کدوم یک از اونها شما رو میترسونه و نگرانتون میکنه. اگه چنین هست، سعی کنید که موارد رو پیش بینی کنید و به دنبال رفع آسیب پذیری خودتون باشید.

یقینا اقدامات سازنده شما مطابق آنچه که عرض کردم حتی پس از ازدواج هم براتون شیرین خواهد بود و موجب بالندگی شما میشه.

profile-photo
باسلام
سن شما زیاد نیست که بخواهید گزینه ازدواج را کلا از ذهنتان پاک کنید ولی اگر افکار منفی دارید که ناراحتتان می کند تصمیم خوبی گرفته اید ، بهتر است اولویت و اهداف جدیدی برای خودتان تعریف کنید و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی کنید.
اهمیت اهداف جدید بخاطر این است که برخلاف ازدواج ، تحت کنترل خودتان است و زندگی را در انتظار نمی گذرانید بلکه برای حال و اکنون برنامه ریزی می کنید.
البته در کنار تغییر باید به خودگویی ها و افکارتان دقت کنید. اگر نتوانید افکار منفی را شناسایی و ریشه یابی کنید تمام کارها مانند یک نقش بازی کردن شما را بیشتر خسته می کند.
بهتر است چند جلسه با یک روانشناس صحبت کنید تا نگرانی اصلی را شناسایی کند.
اگر فکر منفی اصلی شما این باشد که ازدواج نکرده‌ام پس تنها هستم پس هیچ وقت خوشبخت نخواهم بود هر کاری انجام دهیداحساس رضایت قلبی را به همراه نخواهد داشت.‌باید متوجه غیر منطقی بودن این فکر بشوید تا واقعا بتوانید از زندگی خود لذت ببرید. موفق باشید