سوال 18804

ببخشید خانوم دکتر باتوجه به مطالبی که گفتم همه چیزش بازنش هست همه چیز چیزی نمی‌مونه که خواسته باشم خودمو بهش نزدیک کنم یا محبت کنم همه درهای رو به روی من بسته حتی آشپزی آخه دیگه از چه راهی در هر موردی که شما فکر کنید نیاز به زن داره فقط اون یکی رو کنارش می‌بره درخواست های شوهرم هست اینطوری بگم که فقط که مثل یه خواهر که باهم غذا میخوریم و درکنار هم فقط زندگی میکنیم همین چیز دیگه ای توی این زند کی نیست جز دوتا بچهکه بیشتر کارهاشون و خوابشون با خودمه فقط تفریح بیشتر پسر بزرگم که باهاشون می‌ره بیرون<br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo

بهر حال یک ارتباط جدید است که برایش تازگی دارد. ممکن است چند سال بعد از او هم خسته شود.

شما باید ببینید می توانید به امید آن روز این شرایط هم خانگی را تحمل کنید و خودت را اذیت نکنید.

شاید فکر کنید همین که پیش بچه‌ها هستم برایم کافیست.‌شاید فکر کنید اگر بروم زندگی جدیدی شروع می کنم ، شاید بخواهید بمانید و برای زندگی بجنگید، شاید ......

کسی جز شما نمی‌تواند تصمیم بگیرد. موقعیت دشواری است که درمان سریع ندارد.

اگر همسرتان اعتقادات مذهبی دارد حداقل بخواهید از نظر رعایت عدالت بین زنها مشاوره مذهبی انجام دهد.موفق باشید