ناشناس

سوال 18823

سلام وقتتون بخیر..راستش بیشتر از مشاوره جنبه درد دل داره ..من تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم بچه بودم تا چندسال بعد ک دانشجو بودم قبل بیماری مادرم هرسال ماه محرم مراسم و نذری داشتیم و منم همیشه کمک مامانم مشغول پذیرایی و نظافت منزل می شدم تو مراسم های خانوادگی هم حضور داشتم .کلاس قران و کامپیوترهم فعالیت داشتم بعد دانشجو شدم و محیط دانشگاه و بعد کار و محیط کار و چند شرکت متفاوت کار کردم .اما دریغ از خواستگار .چندتایی هم ک در دوران دبیرستانم مادرهاشون زبونی موضوع را گفته بودن مادرم گفته بود دخترم درس می خونه و موضوع خاتمه پیدا کرده بود..خانواده خوبی هم دارم بی حاشیه و سالم .خودم دخترفعالی هستم و تحصیل کرده و شاغل و بقول امروزی ها خودساخته..چندنفری هم که همکارای پدرم معرفی کرده بودن و خواستگاری امده بودن به هردلیلی ک بعدها متوجه می شدم و به من اصلا مربوط نبود برنمی گشتن حتی زحمت نمی دادن بگن کنسله و من باید چندماه بی خبری می موندم ..تبیانم که امدم دوسال بود ثبت نام کرده بودم هیچ تماسی نشد جز یبار که رفتم مدارکم را بررسی کنن.از وقتی همدم هم امد یبار یکی درخواستمو رد نکرد ک امدن مادرشون رفتار زشت داشتن و اخرم اونا گفتن نه و بعد اونم دومورد بوده یکی طرف پیام داد و بعدش هم گفت به خانواده ام بگم اگه مثبت بود اشنا بشیم بعد ازش خبری نشد .یکی هم دو سه روز قبل شماره ام را بهشون دادن و خبری ازشون نیست...واقعا نمی دونم ایراد از منه .یا بقول خرافاتی ها طلسمم کردن .و بختم را بستن ..یا چی ..نمی دونم فقط می دونم بدجور روانم ریخته بهم .کاش راه حلی بود حدااقل اعصابم اروم بشه ..من برای زندگیم برنامه دارم .کلاس موسیقی می رم باشگاه می رم کلاس شنا می رم کار خوب دارم .مسافرت و کوه پیمایی دارم و تو جامعه حضور دارم اما ....ببخشید اگه طولانی شد و اذیت شدید.خسته نباشید .

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo

باسلام

همانطور که خودتان اشاره کرده اید صحبت شما بیشتر درباره اشتغال ذهنی دختر فعالی است که احساس می کند برای ازدواج آمادگی دارد و علی رغم حضور در جامعه خواستگار مناسبی ندارد.

علت تأخیر ازدواج دخترانی مانند شما دلایل زیادی اعم از فرهنگی، اقتصادی و انتظارات، ملاک ها و...... دارد ولی شخصی سازی و یا در جستجوی طلسم و جادو بودن آخرین کاری است که باید انجام دهید.

افرادیکه ازدواج نکرده اند افکار منفی دارند که هر چقدر بیشتر به درست بودنشان اطمینان داشته باشند بیشتر اذیت می شوند. معمولا افرادی که ازدواج نکرده اند و شخصی را در زندگی ندارند، مجرد بودن را با تنها ماندن، مورد علاقه نبودن ، هرگز خوشبخت نشدن و ...... یکسان می دانند و اصلا مشکلات زندگی متاهلی را نمی بینند. متاهل ها همیشه شرایط بهتری ندارند. شاید از بیرون بنظر همه چیز دارند ولی آنقدر مشکلات ارتباطی با همسرشان در زندگی مشترک دارند که در حقیقت تنها و خسته اند و آرزوی یک روز زندگی شما را دارند.

برای اینکه اذیت نشوید و در زندگی خود آرامش داشته باشید ،می توانید به خودگویی ها و افکارتان دقت کنید. برای تغییر در چرخه افکار نیاز دارید افکار منفی و خطاهای شناختی را پیدا کنید. کتابهای خودیار زیادی وجود دارد که می توانید از آنها کمک بگیرید یا به روانشناس مراجعه کنید.

ازدواج تنها یک مرحله از زندگی است و همیشه با خوشبختی که در ذهن دارید همراه نیست. پس بهتر است روی مسائلی تمرکز کنید که کنترل روی آن دارید تا انگیزه از بین نرود و در سراب خوشبختی لذت های حال را از دست ندهید. موفق باشید