سوال 18827

باسلام من ۳۸ ساله هستم وجداشدم مشکلی که دارم این که خیلی از لحاظ عاطفی وقتی با کسی آشنا میشم بهش محبت میکنم و براش وقت میذارم تا جایی که طرف عکس العمل نشون میده یا فکر میکنه اون یه چیز خاصی یا من خیلی هالو هستم واقعا نمیدونم چکار کنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ

با سلام

خواهرم، موضوعی که مطرح فرمودید کمی مبهم است، لیکن در این راستا علاوه بر نکات سودمند خانم دکتر باکتریا، به نکاتی اشاره میشه.

1- تیپ شخصیتی «مهرطلب».

به نظر میرسه که بسیاری از خانمها دارای شخصیت مهرطلب باشن. صاحبان این تیپ، برای کسب مهر و محبت از طرف مقابل، ابتدا از خودشون مهروزی بسیاری رو نشون میدن تا حدی که برای شوهر خودشون جایگاه مادری پیدا میکنن. مهرورزی بدون شرط و قید. این مهرورزی و محبت، ناخودآگاه اتفاق میافته اما در ضمیر ناخودآگاه به دنبال کسب محبت است و اگه در قبال محبتی که میکنه، محبت دریافت نکنه، سرخورده میشه و احساس شکست بهش دست میده. در این مواقع، واکنش بعدی هم، محبت دوباره برای جبران هست و همچنان این چرخه تکرار میشه و ادامه پیدا میکنه و سپس احساس شکست روی احساس شکست انباشت میشه.

2- طرحواره های همراه.

معمولا طرحواره های همراه مهرطلبی، طرحواره های «وابستگی»، «ایثار» و «اطاعت» است. یعنی فرد مهرطلب از کودکی دارای الگویی ذهنی است که برای حفظ خود و کسب سود و دوری از خطر، خودش رو وابسته به دیگران میکنه و از سوی دیگه در تمام امور از خودگذشتی نشون میده و در مقابل خواسته طرف مقابل، اطاعت رو از هر اقدامی سودآورتر فرض میکنه. این روش و رفتار، در بزرگسالی منجر به ایجاد وابستگی به همسر میشه.

3- طرحواره شکست.

در بسیاری از موارد، فرد مهرطلب دچار طرحواره «شکست» هم میشه. به این دلیل که در مقابل مهرورزی خود اگه محبت دریافت نکنه، احساس میکنه که در زندگی موفق نبوده و خودش رو در عدم کسب محبت، مقصر تلقی میکنه و پیش خودش میگه که «من توانایی کسب محبت نداشتم و طرف مقابل تقصیری نداره». ضمنا این احساس منجر به کاهش اعتماد به نفس هم میشه.

البته توجه فرمایید که باید احساسات خودتون رو کاملا بررسی کنید تا ببینید تا چه حد با موارد فوق مطابقت داره و تا چه میزان مغایر هست. چنانچه احساسات ناخوشایندی که دارید، زندگی عادی رو از تعادل خارج کرده، مراجعه به روانشناس توصیه میشه.

profile-photo

باسلام

اگر فرض بگیریم توضیح شما درست است و رفتارتان با دیگران افراطی است و آنها واقعا همینطور فکر می کنند که نوشته آید، از خودتان بپرسید چه چیزی باعث می شود باز همان کار را با علم اینکه فکر میکنید اشتباه است تکرار می کنید؟

سعی کنید خود کنترلی بوجود بیاورید و از انجام کارهایی که فکر می کنید تناسبی با مدت، هدف و رابطه آشنایی ندارد خودداری کنید.

همچنین به افکار و خودگویی هایتان دقت کنید. افکار نقش مهمی در رفتار و احساس ما دارند. باید افکار را نظارت کنید تا شاید علت رفتار ریشه یابی شود.

اگر نتوانستید به تنهایی این رفتار را ریشه یابی کنید بهتر است به روانشناس مراجعه کنید. موفق باشید

چه جالب دقیقا سوال منم بود