ناشناس

سوال 18832

با اهدا سلام و عرض ادبافکاری ذهنم را به خودش مشغول کرده که فکر می کنم ناشی از وسواس است استدعا دارم راهنمایی بفرماییدمن فعلا از آیت الله سیستانی تقلید می کنمهمانطور که خودتان کاملا واقفید اگر بخواهید نماز بخوانید باید اول وضو بگیرید و اگر شک دارید که وضو گرفته اید یا خیر باید بنا را بر این بگذارید که وضو ندارید و باید وضو بگیرید در انتخاب مرجع تقلید هم شاید همینطور باشد مثلا فرض کنید من تحقیق کردم و بین مثلا دو مرجع الف و ب اعلم برایم مشخص نشد و احتمال و گمان هم ندادم کدام اعلم است پس وظیفه شرعی من این است که یکی از این ها را انتخاب کنم سپس در همه مسائل از جمله خود مسئله تقلید به نظر او عمل کنم و اگر همین مرجعی که انتخاب کردم بفرماید در شرایطی که اعلم برای شما بین دو مرجع مشخص نیست می بایست احتیاط کنید پس وظیفه من این است که احتیاط کنم و اگر بگوید که مخیرید می توانم به فتوای هر کدام که بخواهم عمل کنم حالا این فرض را در نظر بگیرید که بین این دو مرجع الف و ب که اعلم برایم مشخص نشده است اصل اینکه مثلا مرجع ب را انتخاب کرده باشم یا خیر به شک افتاده ام نمی دانم شاید انتخابش کرده باشم و التزام فکری و عملی به فتوایش پیدا کرده باشم و به نظراتش عمل کرده باشم و شاید هم نکرده باشم!! خب اکنون نظر فقه چیست؟ شاید فقه می گوید وقتی در اصل انتخاب و التزام و عمل اولیه شک دارید باید بنا را بر این بگذارید که اصلا انتخاب و التزام نداشته اید و عمل نکرده اید و اکنون باید یکی از این دو را انتخاب کرده و به فتاوای وی ملتزم شوید و چنانچه در حالی که هنوز نسبت به انتخاب اولیه مرجع ب و التزام فکری و عملی و عمل به نظرات و فتاوایش در شک هستید این مرجع فوت کند آیا شما می توانید بگویید مثلا فرض می کنم به فتوای مرجع ب قبل از فوتش چه در نیت چه در عمل ملتزم شده و عمل کرده بودم و اکنون با این فرض در مسئله بقا بر میت به مرجع الف رجوع می کنم و با اجازه او به تقلید مرجع ب باقی می مانم؟ احتمالا این کار خلاف شرع است چون اصلا از اول التزام به مرجع ب و تقلید از او با وجود شکی که وجود دارد محقق نشده است که اکنون بخواهد با اجازه مرجع زنده الف به تقلید از او ادامه دهد! حالا مشابه همچین مسئله ای برای من پیش آمده است مثلا بین آیت الله سیستانی و آیت الله وحید اعلم برایم مشخص نشد پس باید یکی را انتخاب می کردم در مورد آیت الله وحید فکر می کردم که شاید خوب باشد ایشان را انتخاب کنم اما نمی دانم که آیا نهایتا تصمیم قطعی گرفتم که ایشان را انتخاب کنم و ملتزم به فتوای ایشان بشوم یا نه و آیا اینکه عملی را بر اساس همین التزام طبق نظر ایشان انجام داده باشم یا نه!! شاید آری شاید هم نه!! اما به هر حال چون اطمینان نداشتم که ایشان را انتخاب کردم یا نه طبق همان قاعده فقهی که در ابتدا عرض کردم بنا را بر این گذاشتم که ایشان را انتخاب نکردم مخصوصا اینکه دچار وسواس فکری و عملی هم هستم و وسواسی هم که نباید به شکش اعتنا کند و همین هم مزید بر علت شد که بنا را بر این بگذارم که آیت الله وحید را انتخاب نکردم و نهایتا آیت الله سیستانی را انتخاب کرده و به فتاوای ایشان عمل می کنم اما بعد از مدتی دوباره همان شک که احتمالا از روی وسواس است به سراغم آمد که شاید از اول در واقع امر آقای وحید را انتخاب کرده و به فتوای ایشان ملتزم شده و عمل کرده بودم و اکنون مقلد ایشان محسوب می شوم که اگر اینطور باشد برای اینکه از شک و دودلی بیرون بیایم باید راهی پیدا کنم که بتوانم به آقای سیستانی عدول کنم اما از آنجایی که اعلم بین این دو برایم مشخص نیست طبق نظر آقای وحید باید بین این دو مرجع احتیاط کنم و نمی توانم عدول کنم مگر اینکه احتیاط مشقت داشته باشد (البته فقط در مسئله ای که مشقت دارد می توان عدول کرد نه در همه مسائل)، کمی فکر کردم و مسئله ای به نظرم آمد که شاید احتیاط بین این دو مرجع در آن مسئله مشقت داشته باشد(البته این مشقت شاید فقط از نظر من باشد و شاید از نظر خود آقای وحید مشقت محسوب نشود) پس با همین توجیه به تصور خودم طبق نظر آقای وحید به آقای سیستانی عدول کردم اما بعدش دیدم که شاید اصلا از اول نیاز نبوده همچین کاری بکنم چون همانطور که عرض کردم اصل التزام من به آقای وحید قبل از اینکه مقلد آقای سیستانی بشوم مشکوک بوده و شرعا محقق نشده است (مخصوصا اینکه در این قضیه دچار وسواس هم هستم) که الان بخواهم طبق نظر ایشان به آقای سیستانی عدول کنم پس ظاهرا نباید مشکلی باشد و من فعلا مقلد آقای سیستانی محسوب می شوم اما از طرف دیگر یک استدلال دیگر به نظرم می رسد که نمی دانم منطقی است یا نه که طبق آن استدلال اگر تا الان مقلد آقای وحید محسوب نمی شدم اکنون با این کاری که کردم خود به خود و علی رغم میلم عملا مقلد آقای وحید شده ام و آن استدلال این است که چون من شک داشتم که شاید قبل از انتخاب آقای سیستانی ملتزم به آقای وحید چه در نیت و چه در عمل شده بودم و به فتوای ایشان عمل کرده بودم و اکنون شاید مقلد ایشان هستم پس فی الحال بر اساس همان التزام قبلی که مشکوک است نیت می کنم که اگر فی الحال مقلد ایشان هستم(یا بنا را بر این می گذارم که اگر مقلد ایشان هستم) در مسئله تقلید و عدول در شرایطی که اعلم بین این دو مرجع مشخص نیست به نظر آقای وحید عمل می کنم و مثلا در آن مسئله ای که احتیاط مشقت دارد به آقای سیستانی عدول می کنم و این خودش یعنی عملا مقلد آقای وحید شده ام حتی اگر قبل از این مقلد ایشان محسوب نمی شدم و چون ایشان عدول را اجازه نمی دهند پس دیگر نمی توانم عدول کنم و باید احتیاط کنم مگر اینکه احتیاط مشقت داشته باشد، این را هم در نظر بگیرید که آقای سیستانی عدول از مساوی به مساوی را مگر در شرایط خاص اجازه می دهد و این قضیه مثل این می ماند که من وقتی مقلد آقای سیستانی هستم چون شک کردم شاید قبل از ایشان مقلد آقای وحید بوده ام یا خیر برای اینکه اطمینان پیدا کنم مقلد آقای سیستانی هستم پس با اجازه خود آقای سیستانی به آقای وحید عدول می کنم تا بعدش بتوانم با اجازه خود آقای وحید به آقای سیستانی عدول کنم اما چون با اجازه آقای سیستانی به آقای وحید عدول کرده ام دیگر نمی توانم طبق نظر آقای وحید به آقای سیستانی برگردم چون ایشان عدول را اجازه نمی دهند!!!همانطور که می بینید این مسئله خیلی عجیب و غیر منطقی است و به نظر می رسد همه ناشی از افکار وسواسی باشد که ذهن مرا به خودش درگیر کردهممنون می شوم راهنمایی بفرمایید کمال تشکر را دارمیا علی

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
کاربر گرامی
سوال ارسالی تان و مواردی که در ان مطرح کرده اید علایم و نشانه های وسواس از نوع چکیینگ است بدین صورت اطمینان طلبی می کنید چون مسله شما ندانستن احکام نیست اتفاقا شما به احکام تسلط دارید و لذا برای درمان وسواس مراجعه نمایید تا سایر کارکردهای زندگی شما را مختل نکرده است چون این بیماری به عنوان یک بیماری مرموز شناخته می شود و انقدر دلیل و توجیهات می اورد که باقی بماند و لذا تنهایی از پس وسواس بر نمی ایید حتمااز یک متخصص در این حوزه کمک بگیرید و اگر به دادش نرسید مزمن تر خواهد شد

profile-photo

باسلام

دوست گرامی شما سوال تان را در دو بخش روان شناسی و مذهبی ارسال کرده اید، البته بخش مذهبی به شما پاسخ مناسب را می دهد اما در حیطه روان شناسی، همانطور هم که خودتان بیان کردید، شما دچار وسواس شده اید

📌نمی دانم برای رفع این مشکل مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته اید یا خیر؟

البته روان شناسی که مراجعه می کنید حتما باید در زمینه مسائل دینی اشراف نسبی داشته باشد

📍به هر حال مراجعه حضوری برای کاهش وسواس فکری ضرورت دارد ضمن اینکه حتما خودتان را ملزم به راهنمایی های روان شناس کنید و اگر مشکل تان خیلی جدی بود و جنبه های مختلف زندگی تان را درگیر کرده بود و احساس کردید امکان رهایی از این افکار را ندارید، مدتی دارودرمانی برای تان ضرورت دارد

🗨️درمان وسواس مذهبی خوشایند است، اما لازم است که فرد مبتلا ابتدا ترس های خود را به چالش بکشد. درمان به طور کلی متمرکز بر کمک به فرد برای مدیریت اضطراب بدون ضعیف شدن کیفیت زندگی است. چندین نوع درمان می تواند در درمان وسواس مذهبی مفید باشد. درمانگران از فرد نمی خواهند که ایمان خود را متوقف کند یا در نظر نگیرد، بلکه سعی می کند اضطراب فرد مربوط به ترس های مذهبی را درمان کنند.

📌مثلا درمان شناختی رفتاری نوعی درمان است که برای درمان اضطراب مفید است. این روش از درمان وسواس مدهبی دینی متمرکز بر کمک به افراد برای شناسایی، درک و منحرف کردن افکار منفی است. اعتقاد بر این است که درمان شناختی رفتاری هنگام پرداختن به نگرانی های عینی مفیدتر است، مانند زمانی که فرد می ترسد نماز را اشتباه خوانده یا در انتخاب مرجع تقلید اشتباه کرده باشد .

در هر حال مراجعه حضوری نزد روان شناس اکیدا توصیه میشود

موفق باشید 🎯🎯🎯