ناشناس

سوال 18924

من یک دختر سیزده ساله ام که تو دوران کرونا چند تا از اطرافیانم رو از دست دادم و دیدم که چطوری بچه هاشون بی پدر مادر شدن و اوضاعشون بهم ریخته شد. از اون موقع تا حالا ترس برم داشته و خیلی از مرگ پدر مادرم میترسم. همش فکر می کنم منم یکروزی اونها رو از دست میدم و تنها میشم. برای همین سعی میکنم زیاد تنهاشون نذارم و پیششون باشم و این داره اذیتم می کنه چون حتی یک تایم کوچیکی که ازشون دارم همش به فکرشونم و میترسم نکنه اتفاقی براشون بیفته. خواهش می کنم کمکم کنید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ

با سلام

دخترم، مسئله ای که با اون مواجه شدی رو به اصطلاح بهش میگن «اضطراب پس از حادثه». معمولا این نوع از اضطراب در حوادثی مثل زلزله برای بسیار از افراد پیش میاد. غالبا به مرور با گذشت زمان حل میشه ولی ممکنه در برخی از افراد ماندگاری بیشتر و طولانی مدت داشته باشه.

اگه طولانی مدت شده و یا خیلی شما رو اذیت میکنه، پیشنهادم مراجعه به روانشناس هست. در عین حال، دو راه اصلی برای درمان رو بهت میگم:

1- راه ها و تمرینهای کاهش اضطراب. مثل تنفس عمیق، تمرینهای آرامش بخش و آرمیدگی که در مواقع اضطراب بهت کمک میکنه که خودت رو در لحظه، آراوم کنی و به خودت کنترل بیشتری داشته باشی. این آرامش بهت میفهمونه که اتفاق ناگواری نیافتاده و خبری نیست.

2- رویارویی با حادثه. یعنی با اتفاقی که ازش میترسی، مواجه بشی. البته منظور خدای ناکرده مرگ کسی نیست و اصلا نمیشه این کار رو کرد، اما میشه تصور کرد. یعنی اتفاقی که ازش میترسی رو برای خودت تصویرسازی کنی و یا در واقع خیالپردازی داشته باشی. این کار در مراحل اولیه حتما نیاز به روانشناس داره تا بتونه درست تصویرسازی بشه و خطایی رخ نده.

مجددا مراجعه به روانشناس رو توصیه میکنم.

دختر خوب من الان ۳۷ سالمه و درست همسن شما بودم این ترس تو وجودم امد اونقدر شدید که تو مدرسه هم آرامش نداشتم،اینقدر این فکر های منفی توی ذهنم امده و میاد که از اصل زندگی شخصی خودم دور شدم میشه گفت عقب افتادم نه تونستم از نظر تحصیلی به جای برسم نه از نظر هنری که دوست دارم الان دو ساله به این اشتباه خودم پی بردم که دیگه فایده ی نداره
جالب بدونه که من تو سن ۱۸سالگی پدرم رو از دست دادم😢یعنی همون چیزی که ازش ترسیدم
بعضی وقتها فکر میکنم که افکار منفی من باعث این اتفاق شد (کائنات سرم اورد) و عذاب وجدان ...😥
اما عزیزم به چیزی که من ۲ساله بهش رسیدم تو الان برس قبل از اینکه وقت جبران نباشه
الان فکر خودت باش فکر آینده ات که از کسی جانمونه از نظر تحصیلی وشغلی و اجتماعی،تا وقت هست و زمان داری
هر اتفاقی بخواد بیفته میفته تو هر ساعت و هر روزی که خدا بخواد پس فکر و ذهن خودت رو سمت چیزهای مثبت و شاد بکشون تا خدا وکائنات برات شادی و خوشی بیاره و هر روز برا طول عمر عزیزات دعا بخون و دیگه فکر خوب کن و به خدا ایمان داشته باش که دعات مستجاب میشه
باز تاکید میکنم فکر خودت و آینده ات باش که بعد مثل من افسوس نخوری
برات آرزوی خوشحالی و موفقیت و آرامش دارم