ناشناس

سوال 18964

سلام من میخاستم در مورد آشنایی که به صورت عجیبی تمام شد بگم ،خانم های که آشنا شدم دختر خوبی بودن اما یکیشون وسواس شدید غیر معمول به بهداشت داشت در مورد آینده داشتیم به تفاهم میرسیدم میگفت بهم علاقه پیدا کرد اما حاضر نشد وسواسش خودش میدونست عیب بزرگش کنار بزار و رابط به پایان رسوند البته ایشون خیلی بهم دیر گفت که وسواس داره داشتم بهش علاقه مند میشدم!اما مورد دیگری وسواس فکری شدید داشت بصورت دیوانه وار باهم رفتار میکرد من عشق علاقه ش نسبتا داشتم باور میکردم اما ایشان آیا بیمار روانی بود ؟!دایما حرفاش مثل ربات تکرار میکرد راز شوخی هامون به معرف اطرافینش باز گو میکرد خط به خط خیلی ناراحت میشم دوسال تلاش کردم البته من زیاد پیگیر ایشون نبودم ایشون تو این دو سال میگفت تموم کرد دوباره برمیگشت من میگفتم شاید بتونم باهش کنار بیام تغییر بدمش اما ...چند روز پیش مجبور شدم کنار بزارمش ایشون به طور دیوانه واری میخاست از ماشین بپر بیرون ! یا به طور عجیبی میخاست بفمهونه چیزی رو یک آبرو ریزی کرد از‌تو ماشینم یهو پرید بیرون جلو خانوم های تو خیابون رفت امد میکردن پرسید آیا شرایط من مناسب ...ازدواج کنم باهاش اون خانوما اولش گفتن ازدواج کن باهش‌گناه داره.. بعد شرایط گفت خونه ماشین شغل فلان میخام نداره گفتن نه! بعد گفتن نه اینکار عجیب زشت کرد که بفهم من مناسبش نیستم ! البته ایشون اینکار زشتش باعث شد برای همیشه ولش کنم عیب نمیدونه ار اشتباه میکنم بهم بگین در هر صورت خودش همیشه من تحریک میکرد که تلاش کنم یک رفتاری شبیه با دست پیش میکشید با پا پس میداد! ایشان خیلی ظاهر بین بود هر بار دختر دور ورش بجدایی طلاق فکر می کردن بفکر جدایی از من بود هر بار وصلت ازدواج بود بهم خودش نزدیک میکرد! تلاش کردم متقاعدش کنم مهریه پایین بگیر بعضی مواقع قبول میکرد اما چون دختر داییش جدیدا مهریه ۱۳۷۲ سکه بسته بود چشم هم چشمی از من مهریه سال تولد خواست ! بعد اون اتفاق ماشین سوال از خانومها دلم شکست بلاکش کردم الان خیلی دلشکست ناراحتم آیا گناه من که بهش فرصت دادم هر بار جوابش نمیدادم تهدیدم میکرد نفرینم میکن...

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
کاربر گرامی
وجود اختلالات روانی از هر نوعی که باشد زندگی را اسیب پذیر و شکننده می کند خصوصا وسواس که اگر تحت درمان قرار نگیریند با هر چالشی یک سطح اشفتگی زیادی را فرد تجربه خواهد کرد و در مورد دومی که گفتید این خانم شرایط استیبلی برای شروع از دواج نداشتند وقتی که فردی در یک رابطه نمی تواند هیجاناتش را مدیریت کند پس در قبال سایر چالشهاهای زندگی که نیازمند خود کنترلی میباشد چه عکس العملی نشان خواهد که شاید این عکس العمها همیشه غیر قابل پیش بینی باشد و زندگی کردن با یک فرد غیر قابل پیش بینی دردسر های بسیاری در پی خواهد داشت و لطفا شما برای برررسی این احساس گناه در خود از یک متخصص کمک بگیرید

profile-photo

باسلام

دوست گرامی شما دو سال با این خانم در ارتباط بودید ولی متوجه مشکلات جدی ایشان نشدید؟؟؟

دقیقا به همین دلیل است که دوستی های قبل از ازدواج که خیلی ادامه دار شده و وارد دور باطل می‌شود، هیچ شناخت منطقی در آن صورت نگرفته و در نهایت یا ازدواجی غلط شکل می‌گیرد یا یک جدایی دردناک💔

📌توجه کنید وسواس فکری و عملی چیزی نیست که با مدارا کردن همسر، یا تقاضای ایجاد تغییر اصلاح شود، مشکل فراتر از اینهاست و فرد مبتلا به وسواس نیازمند دارودرمانی و روان درمانی به طور همزمان و صدالبته تلاش خود فرد است

📌اگر فرد مبتلا این مراحل را طی کرد، می توان به ازدواج با وی فکر کرد و از این مرحله به بعد کمک و حمایت همسر مهم است اما اینکه یک نفر مبتلا به وسواس فکری و عملی باشدو هیچ اقدام درمانی هم نکند، ازدواج با وی اشتباه محض است

📍قطع رابطه با این خانم تصمیم درستی است فقط مراقب باشید مجددا از روی دلسوزی و ترحم وارد رابطه با ایشان نشوید

📍در این رابطه فقط این خانم مقصر نبوده، شما با دیدن مشکلات این خانم باز هم رابطه را ادامه دار کردید و موجبات ناراحتی خودتان و این خانم را مهیا کردید لذا از این به بعد هرگاه تصمیم جدی برای ازدواج داشتید مراقب باشید آگاهانه تر و هدفمند تر حرکت کنید

از افراد قابل اعتماد خصوصا خانواده کمک بگیرید و از همه مهمتر وارد روابط بدون هدف نشوید

این روابط فقط جوانی تان را هدر داده و چيزي جز پشیمانی و آسیب روحی به همراه ندارد

موفق باشید 🎯🎯🎯

سلام ، عزیز تو نوشتن بیشتر دقت کن و با صبر و حوصله اینکارو بکن، دست آخر هم یک بازبینی کن بعد ارسال بفرمایید. گذاشتن نقطه و ویرگول هم خیلی خوبه.