سوال 19107

سلام من۳۱ سالمه نزدیک یک سال وخورده ای هست که داخل همدم ثبت نام کردم قبلا چند تا خواستگار داشتم که مناسب نبودن وداخل همدم هم ثبت نام کردم چند تا درخواست دادم ولی نشد ودرخواست ورودی هم داشتم ولی اون هم نشد البته من مشکلات خانوادگی زیاد دارم به خاطر همین حتی وقتی که یه مورد مناسب هم بهم بخوره نمیدونم چه کار کنم مثلا همین امروز یه مورد درخواست داشتم خوب بود قبول کردم ولی به خاطر اینکه اعضای خانواده ام به هم درگیرن میترسم آبروم رو ببرن خانواده من پدر ومادر سر کوچکترین مسایل باهم دعوا میکنن و یک برادر و خواهر هم دارم که افسردگی شدید دارن برادرم چند سال پییش درس رو ول کرد وافسردگی گرفته و اصلا حرف نمیزنه و همش داخل اتاق روی تخت خوابه و به زور از جاش بلند میشه و حتی دستشویی هم مادرم میبرتش و گرنه داخل اتاق دستشویی میکنه و اگر هم بره دستشویی خودش رو نمیشوره مادرم حتی میشورتش و ۱۸ سالشه برادرم و یک خواهر ۲۲ ساله دارم که اون هم پارسال اون هم افسردگی گرفته بود که همش میخواست خودش رو بکشه و پدرو مادرم زیاد با هم بحث میکنن که خواهرم بستری شد یک مدت بعد حالش خوب شد که دادو بهش دادن که بخوره ولی الان یه مدتی داروهاش رو گزاشته کنار دوباره با مادرم بحث میکنن و مادرم قبلا وسواس داشت ولی چند ماه پیش من وخوهرم خود مادرم شپش گرفتیم که مادرم دچار وسواس شدید شد وطوری که هر چی رختخوابو لباس داشتیم انداخت و ما روی حوله میخوابیم و حالا سرمون تمیز شده ولی مادرم هر روز ما رد مجبور میکنه که حموم کنیم هر روز فرشها رو جمعدمیکنه ومیزاره توی لباسشویی میشوره و کار هر روزش همینه حتی وقتی میریم بیرون میگه برین حموم کنین و لباسهاتون رو بشورین و برامون قبض آب نزدیک ۱۰ میلیون آوردن خیلی مصرف آب زیاد میکنه و با پدرم همش جرو بحث میکنن و با هم درگیرن با‌چوب وچاقو و هر چی گیر میارن به جون هم میفتن دیگه تحمل شرایط برام سخت شده خیلی دعا‌میکنم وتا زندگیم درست شه ولی هیچ اتفاق خوبی نمیفته و اوضاع بدتر هم میشه به خاطر همین من در خواست ورودی رو رد کرم چون داخل این شرایط نمیتونم درست تصمیم بگیرم مادرم همش حرف های زشت بهمون میزنه و شکاک هم هست خواهشا کمکم کنید چند بار خواستم خودکشی کنم ولی پشیمون شدم گفتم اوضاع درست میشه ولی نشد من دانشجو هستم رشته کامپیوتر و اعتماد به نفسم پایین اومده با اینن اوضاع خانوادگی میترسم سنم بالا بره ونتونم ازدواج کنم پدر ومادرم خیلی با هم مشکل دارن

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی شرایط زندگی شما سخت است و در حال تحمل سختی های زیادی هستید اما دو مساله را مورد توجه قرار دهید
🗯️اولا این شرایط گذراست و همیشگی نیست و مشکلات تان با این شدت ادامه نمی یابد
🗯️دوم اینکه سعی کنید تاب آوری تان را بالا ببرید، چرا که قرار نیست شما هم خود را قربانی شرایط خانواده تان کنید. تاب اوری یک توانایی برای غلبه کردن بر مشکلات زندگی و قویتر شدن فرد در نتیجه روبه روشدن با این مشکلات است و افراد تاب اور میتوانند شرایط بهتری برای زندگی کردن فراهم کنند آنها مهارتهای حل مسئله را گسترش میدهند و در برابر استرس مقاومتر هستند.
تاب آور بودن به این معنا نیست که از این طریق بتوانید زندگی بدون تجربه استرس و درد را داشته باشید. هر فردی پس از گرفتار شدن در مشکلات و از دست دادن ها به احساس غم، اندوه و طیف وسیعی از احساسات دیگر میرسد.
اما مسیر دستیابی به انعطاف پذیری، از طریق کار و توجه بر روی اثرات استرس و وقایع دردناک ایجاد میشود.
صحبت در مورد تاب آوری زیاد است لذا سعی کنید خودتان در این راستا حتما زیاد مطالعه کنید من فقط چند توصیه ارائه میدهم 👇
📌با اطرافیانتان رابطه برقرار کنیم: حفظ روابط خوب با اعضای خانواده و دوستان، عامل مهمی در تاب آوری است. به این دلیل برای کمک به خود و افراد باید رابطه خوبی را با دیگران برای افزایش سطح تاب آوری ایجاد کرد. توجه کنید سعی کنید با افراد و دوستان پرانرژی، موفق و مثبت ارتباط برقرار کنید تا در شرايط سخت یک دایره حمایتی خوب داشته باشید
📌سعی کنید در زندگی حتما هدفمند حرکت کنید و هدف گذاری کنید: داشتن هدف در زندگی و توانمندی برای هدفگذاری، شاخص مهمی در تاب آوری است. فردی که هدفگذاری را به زندگی خود ضمیمه می کند، جهت گیری آینده خود را افزایش می دهد و می تواند به زمانِ شخصی ساختار دهد. وقتی که اهدافی را تعیین می کنیم برای تحقق آنها کار خواهیم کرد. تلاش برای این منظور و دستاورد آن، منبعی برای خشنودی و رضایت ما خواهد بود. لازم است توجه داشته باشید که هدف گذاری باید ملموس و گام به گام باشد.
❤️توجه کنید، افرادی که در زندگی با بحران مواجهه نمی شوند، فرصتی برای شناخت خود ندارند. مسائل و مشکلات فرصت هایی برای خود-کاوی هستند. اگر مسائل را به صورت فرصت هایی برای خود-کاوی بینید، تاب آوری‌تان در بحران ها افزوده می شود
📌مراقب خودتان باشید: مراقب خود بودن شاخص مهمی از تاب آوری است. این مراقبت می تواند با حساسیت نسبت به هیجان‌ها و نیازهای شخصی خود، صرف زمان برای خود، حفظ سلامت جسمانی و مشارکت در فعالیت هایی که از آن لذت می برید، مشخص شود.
سعی کنید همواره ورزش منظم کنید حتی مادر و خواهرتان را هم با خود همراه کنید
به مساله ادامه تحصیل تان دقت کنید و آن را جدی بگیرید تا بتوانید زود شاغل شوید ، شرایط خانوادگی شما دشوار است اما شما خودتان را قربانی نکنید، هدف گذاری دقیق کنید، با اراده حرکت کنید و بر اساس این اهداف محکم و استوار گام بردارید تا تبدیل به دختری موفق و با اراده شوید و حتی بتوانید تغییرات مثبت در اعضای خانواده ایجاد کنید و حتی ازدواجی موفق برای خود رقم بزنید
⚠️مادرتان نیاز به دارو درمانی دارد اگر می توانید با مهربانی و احترام ایشان را همراه خود کنید تا درمان شان را جدی بگیرند و به روان پزشک مراجعه کنند
📌توصیه می کنم همواره برای رفع مشکلات شخصی که در خانواده برای تان ایجاد می گردد حتما به طور منظم با یک روان شناس تماس داشته و مراجعه حضوری داشته باشید
موفق باشید 🎯🎯🎯
به نام خداوند مهربانِ مهربان
سلام و درود فراوان. من کارشناس نیستم و متاسفانه چندان هم بلد نیستم که راه‌حل ارائه بدم. فقط خواستم خدمتون بگم ما نباید فکر کنیم که هیچ‌کس به فکرمون نیست، ما نباید فکر کنیم که حضرت امام زمان (عج) بی‌دغدغه و خوشحال اون بالا نشستن و هیچ کاری به سختی‌های ما ندارند.
از حضرت امیرالمومنین (ع) نقل شده که فرمودند: ✨هیچ مؤمنی مریض نشود مگر اینکه ما هم بخاطر مریضی او مریض می‌شویم، و ناراحت نشود مگر اینکه ما نیز بخاطر ناراحتی او ناراحت می‌شویم، و دعا نکند مگر اینکه برای او آمین بگوییم و سکوت نکند مگر اینکه برایش دعا کنیم✨
ائمه اطهار (علیهم السلام) حتی ما رو از پدر و مادرمون هم بیشتر دوست دارند و مطمئن باشید اگه امیدوارانه ازشون بخوایم، یاریمون می‌کنند.
فقط اینجا چندتا سوال پیش میاد، اونم اینه که:
امام حسینی که دل ندارند سختی و ناراحتی ما رو ببینند، چطور تحمل کردند که اون‌ همه سختی‌های یاران و خانواده خودشون رو ببینند😭 امامی که این‌همه مشکلات بقیه رو حل کردند، چطور تحمل دیدن بی‌کسی و آوارگی خانواده خودشون رو داشتند و نشد که مشکلشون رو حل کنند😭
کاش‌ حداقل می‌گفتید این آدم گنهکاره و کاری به کارش ندارم! درد شرمندگی ما اینه که شما برای کمک کردن به مردم، بین خوب و بد فرق نمی‌گذارید! چون جناب حری که جلوتون شمشیر کشیده بود هم بغل کردید😭
یا حداقل ما هم می‌تونستیم یکم از سختی‌های خانواده شما رو بچشیم آقا! اینجوری شاید کمتر شرمنده شما می‌شدیم. چون سختی‌های ما بیشتر مشکلات خانوادگی و مالی و ازدواج و ... هست ولی بچه‌های شما شاید آرزوشون این بوده درد نکشند، آخه خارای بیابون برای پاهای بچه‌های کوچیک خیلی دردآوره😭
شنیدم که بعد از شهید شدن حضرت رقیه دیدند که عمشون ام‌کلثوم بلند گریه می‌کنند، می‌گفت وقتی که وارد شهر شام شدیم رقیه که می‌دید توی دست بعضی از بچه‌ها نون هست، با وجود تمام حیایی که داشت و زیاد درخواست نمی‌کرد، درگوشی بهم گفت عمه جان گرسنمه، یکم نون داریم بخورم؟😭 حسین جان ما چطور شرمنده محبتای شما نباشیم درحالی که دختر سه‌ساله خودتون گرسنه شهید شدند؟!
شنیدم که یکی از برتری‌های حضرت ابالفضل نسبت به برخی از شهدای دیگه امید زیادشون بوده. آوردن آب که هیچ، توی اون شرایط شاید حتی امید داشتند که بتونن دشمن رو هم شکست بدن. برای همینم وقتی که دشمنان دست راستشون رو که قطع کردن اعتنا نکردند، وقتی که دست چپشون رو قطع کردن با دندانشون مشک آب رو گرفتند و به حرکتشون ادامه دادند. اما وقتی تیر به مشک خورد نوشته شده: فَوَقَفَ الْعَبّاس، عباس ایستاد😭 یا ابالفضل! شما خودتون طعم ناامیدی رو چشیدید، می‌دونید چقدر سخت هست، بحق امامتون، حضرت اباعبدالله (ع)، کمکمون کنید تا در زندگی ناامید نشیم.