سوال 19117

سلام ۲۹ سالمه و تجربه زندگی مشترک ۶ ساله داشتم الان ۱ ساله جدا شدیم در طول زندگی دس به هر واری زدم برای زندگیم حتی دس فروشی ولی خب تو این موقعیت بد جامعه فقط میگذشت زنم شروع کرد بهانه گرفتن و تحقیر کردن من این رول چند سال طول کشید و این باعث شد اعتماد به نفسمو کاملا از دست بدم همه میگن خیلی خوبی هم قیافه هم هیکل و هم اخلاق ولی حس خیلی بدی به خودم دارم و نمیتونم هیچ کاری بکنم دچار رزو مرگی شدم و از خودم بدم میاد به خاطر انتخوابی که کردم و به خاطرش جلو خانوادم وایسادم میدونید وظع مالی خانوادم خیلی خوبه ولی من به خاطر اون خانم جلوشون وایسادم و باهاش ازدواج کردم هر کاریم کردم در آخر سر معلوم شد که اون به خاطر پول خانوادم با من ازدواج کرده بود و این خیلی ناراحتم میکنه چون من باعشق و یه تفکر دیگه برای ساختن زندگیم ازدواج کردم الان سمت هیچ خانومی نمیتونم برم ته دلم خالیه و حتی خیلی به خود کشی فکر میکنم الانم تنها زندگی میکنم و واقا حالم خوب نیست به نظر صما مشاور محترم چ باید بکنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ

با سلام

برادرم، به نظر میرسه که عوامل مختلفی دست به دست زدن تا شما به نتیجه ای رسیدید که هیچگاه از زندگی و از خودتون انتظار نداشتید. شاید یکی از انتظارات و پیش فرضهای ذهنی شما این باشه، مانند: «من موفق بودم و زندگی باید طبق انتظار و خواسته من پیش بره».

حال که پیش فرض شما برای زندگی مطلوب، درست از آب درنیومده، احساس شکست و بن بست کردید و در ادامه این احساس، افکار پایان دادن به زندگی شکست خورده به ذهنتون رسیده.

پس میشه اینجوری گفت که اگه پیش فرض شما (مطابق آنچه که مثال زدم و یا چیزی شبیه به اون) اصلاح بشه، دنیا دریچه جدید از حیث شناخت و تصورات از زندگی رو براتون باز کرده باشه. مثلا اگه این عبارت رو به عنوان الگوی ذهنی خودمون انتخاب کنیم: «من در همه حال تمام جوانب رو میسنجم و بهترین حالت رو انتخاب میکنم. امیدوارم درست از آب دربیاد ولی اگه نشد به معنای پایان نیست بلکه میتونم راه های دیگه رو امتحان کنم». آیا به نظرت با این پیش فرض ذهنی، دنیا رنگ و بوی دیگری پیدا نمیکنه؟

میخام نتیجه بگیرم که دنیای و زندگی پیش روی ما کاملا به این بستگی داره که به توان و قدرت خودمون، امکاناتی که در اختیار داریم و عوامل زندگی ساز با چه عینکی نگاه کنیم. با تغییر نگاه، زندگی میتونه تلخ باشه و یا شیرین.

پیشنهاد میکنم با مشورت با روانشناس، پیش فرضهای ذهنی خودت رو از حیث درستی و غلطی، مرور کنی و بازنگری در افکار زندگی ساز خودت داشته باشی. یقینا بهت کمک زیادی میکنه که بتونی دوباره زندگی رو بسازی و از لحطه لحطه اون لذت ببری. انتظارات خودت رو تعدیل بدی و تا حد امکان با واقعیتها پیش بری.