ناشناس
سوال 19136
سلام شبتون بخیر ببخشید بنده درحال آشنایی بایه پسر42 هستم نزدیک 5 ماه میشه گفت درهمه زمینه ها تفاهم داریم ولی تنها مشکل ما اینه که این آقا میگن من براخواستگاری نمیام وبرام سخت وسنگینه چون سنم بالاست واعضای خونوادم همش فوت کردن ایشون میگن من خودم باپای خودم وبدون هیچ چیز برم خونه ایشون چون من غیر باکره هستم واختیارم دست خودم واقعا این حرف منطقی است؟منوراهنمایی کنید واقعا موندم چه تصمیم درستی بگیرم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخبا سلام
چون نیاز به اجازه پدر برای ازدواج ندارید دلیل نمی شود همسر آینده شما برای آشنایی با خانواده اقدام نکند.
علت اصلی نگرانی اش را بپرسید. شاید نگران خرج ازدواج و مراسم است .شاید فکر می کند خانواده شما انتطارات بالایی خواهند داشت که نمی تواند یا نمی خواهد انها را انحام دهد ، شاید ......
خواسته و انتظارات خود را عنوان کنید. نحوه شروع زندگی باید مطابق خواسته دو طرف باشد. رفتن شما مطابق میل این آقا و با یک چمدان شروع قشنگی نیست. موفق باشید
سلام علیکم
من مطلب بعدی شما را هم خواندم!
کسانی که عجیب و غیر عادی هستند و سنت های متعارف جامعه را قبول ندارند انسان های قابل اعتمادی نیستند!(به نظر من ایشون از لحاظ روحی در وضعیت خوبی نیستند!)
اگر می گفتند ساده زندگی کنیم، مراسم تجملاتی را قبول ندارم می شود گفت روشن فکر هستند!
خاستگاری ،معارفه دو طرف هست چه ایرادی میتونه داشته باشه؟(خانواده نداره ،اشکال نداره ،با رفیق نزدیکاش بیاید،یا اون هم نه، خودش تنهایی بیاید!این حرف که زده خیلی غیر عادی و عجیب هست و من پیشنهاد میدهم چون سن ایشون هم کم نیست که بگم بی فکری کرده،کلا بیخیال ایشون بشوید)
من مطلب بعدی شما را هم خواندم!
کسانی که عجیب و غیر عادی هستند و سنت های متعارف جامعه را قبول ندارند انسان های قابل اعتمادی نیستند!(به نظر من ایشون از لحاظ روحی در وضعیت خوبی نیستند!)
اگر می گفتند ساده زندگی کنیم، مراسم تجملاتی را قبول ندارم می شود گفت روشن فکر هستند!
خاستگاری ،معارفه دو طرف هست چه ایرادی میتونه داشته باشه؟(خانواده نداره ،اشکال نداره ،با رفیق نزدیکاش بیاید،یا اون هم نه، خودش تنهایی بیاید!این حرف که زده خیلی غیر عادی و عجیب هست و من پیشنهاد میدهم چون سن ایشون هم کم نیست که بگم بی فکری کرده،کلا بیخیال ایشون بشوید)
