ناشناس

سوال 19615

سلام ببخشید من به خاطر شرایت شغلی که دارم قادر به ازدواج نیستم واقعیت هم خیلی از ازدواج میترسم چون الان همه چی شده پول بحث مالی از طرفی هم نیاز دارم به کسی حرف بزنم رابطه داشته باشم اما به خاطر شرایت مالی و خانواده متاسفانه نتونستم با کسی به طور مستقیم دوست شده باشم به خاطر همین چند سال پیش زیاد توی فضای مجازی دوست میشدم الان یه چیزی حدود 2سال نیم هست که حتا نتونستم با کسی حتا دوست بشم حتا برای حرف زدن ومتاسفانه خیلی هم پر حرف هستم بازم میگم واقعا از ازدواج کردن میترسم چون یه ترسی تو وجودم هست که همه چیز منفی ازدواج میبینه بعد یه جمله ای هست که میگه هیچ وقت از سر تنهایی با کسی وارد رابطه جدی نشید چون تو شرایت تنهای ممکن که وارد رابطه اشتباهی بشی نمیدونم چطور توضیح بدم دیگه شغل من پرستاری از سالمندان یا همون مراقبت ونگهداری افراد سالمند است به همین دلیل زیاد نمیتونم تو جامعه برم خیلی ادم گوشه گیر ی شدم فقط هفته 2ساعت بیرون میرم احساس میکنم که افسردگی گرفتم واقعا از نظر خانواده خودمم متاسفانه حمایتی یا امیدی بهشون ندارم یه سری چیز ها رو نمیشه به هرکسی گفت نمیدونم باید چه کار کنم من پسری 25ساله هستم لطفا میشه راهنمایی کنید ممنون میشم از لطف شما

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
باسلام
خیلی خوب است که مسئولیت پذیر هستند و در سن ۲۵ سالگی سعی کرده اید استقلال مالی پیدا کنید.
پرستاری از سالمند اگر بعنوان تنها گزینه موجود باشد و نه علاقه شخصی، به مرور خلق را پایین می آورد. خلق پایین هم با افکار منفی همراه است و همینگونه این زنجیر خلق و افکار منفی یکدیگر را تشدید می کنند.
پس طبیعی است که نتوانید با این روحیه به ازدواج نگاه مثبتی داشته باشید. ولی در این دنیا هیچ چیز ثابت نیست.
اگر بتوانید شغلتان را عوض کنید و یا ساعت کار آنرا تغییر دهید زمان بیشتری برای ارتباطات اجتماعی خواهید داشت.
سن شما کم است . این شغل و این سبک زندگی می توااند گذرا باشد.. شما آنقدر پشتکار دارید که نیاز به حمایت خانواده ندارید. امیدتان را از دست ندهید.و برای آینده برنامه ریزی کنید. موفق باشید