ناشناس

سوال 19760

سلاممن ی خاستگار داشتم که مشاور بودن ی مدت منشی آقا بودم این مدت متوجه علاقه آقا به خودم شدم اما سعی کردم ازش دوری کنم چون با وجود اینکه از نظر سطح سواد و فرهنگ در شان و سطح آقا بودم ولی طریق آشنایی (منشی و دکتر) وجه خوبی نداشت و دلیل بعدی این بود که خانواده آقا دخترعمه بنده(تک دختر و وضعیت مالی انها نسبت به ما حدودن بهتر بود)را براشون در نظر گرفته بودنمن وقتی می دیدم پول براشون از اخلاق و نجابت مهم تر هست نمیتونستم با آقا خوب ارتباط برقرار کنم(سرد و خشک بودم)..آقا از من خاست که با خانواده م آشنا بشن ولی چون اون روز (سیزده بدر) موقعیت خوبی نبود قبول نکردم بلافاصه با عمه ام اینا برا تفریح رفتن و... این رفتار آقا باعث شد که خوب نباشم و.. و همینکه بعد که به اجبار قبول کردم باهاش آشنا بشم بهم گفت منا میشناسی و در مورد خودش چیزی نگفتالان 33 ام ولی همین رفتار آقایون باعث شده نتونم درکشون کنم و همیشه دوران آشنایی فقط جوابگو بودم و شروع کننده صحبت نبودم احساسی نداشتم معنی خاستن هم نمدونستم ولی الان با کسی آشنا شدم که اوایل فقط به فکر شناخت بودم و سرد و دوبارم گفتم نه حالا که من راضی شدم و واقعا بهش احساس پیدا کردم داره اذیتم می کنه و نمیخاد دلیلش هم لاغر بودنم، راضی نبودن خانواده، ترس اینکه من شرایطش (14تا سکه و طبقه دوم خونشون با مادر و باباش زندگی کنم)را قبول نکنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ

خب چرا سرد برخورد میکنید که طرف مقابلتون دلسرد بشه

کسی که با نیت ازدواج میاد جلو که نباید باش سرد برخورد بشه

سلام دوست عزیز. شما باید با افراد صحبت کنید و فرصت صحبت هم بهشون بدید. بدون گفتگو که نمیشه آدم‌ها رو شناخت.

به نظرم اون آقای اولی وقتی گفتن منو مه میشناسی، منتظر واکنشی از طرف شما بودن تا گفتگو رو ادامه بدن ولی شما بدون واکنش، منتظر بودین خودشون صحبت درباره خودشون رو ادامه بدن. یه جوشش و علاقه به شناخت هم از طرف شما باید می‌بود که بفهمن این گفتگو داره به سمت سازنده و مفیدی میره.

درباره خواستگار فعلی تون هم به نظر میرسه باز دارید همون رویه رو ادامه میدید.

اینکه میگین فکر می‌کنه ۱۴ سکه و زندگی در کنار پدر مادرش رو قبول نمی‌کنم، آیا به این معنا نیست که بهش نگفتین نظر واقعی‌تون چیه؟

اگه موافق ۱۴ سکه و زندگی کنار والدینش هستید، باید بگین و اگه موافق هم نیستین، باز هم باید بگین. نذارید با حدس و گمان طرفین مسائل پیش بره. خیلی از حدس و کمان‌ها اشتباه هستن یا حداقل دقت کافی رو ندارن.

ما حتی ممکنه درباره اعضای خانواده‌مون که از اول میشناسیم‌شون هم نتونیم در همه موارد ذهن‌خوانی کنیم و نظرشونو درباره همه‌چیز دقیق تشخیص بدیم، چه برسه به کسانی که تازه باهاشون آشنا شدیم و هنوز درست نمیشناسیم.

توصیه میکنم حتما رویه‌تونو تغییر بدین و بیشتر گفتگو کنین. بگین، بپرسین و بشنوین. ابهامات خودتون و طرف مقابل رو رفع کنید تا إن‌شاءالله به نتیجه درستی برسید.

موفق و سربلند باشید