ناشناس

سوال 20001

سلام و عرض ادب ، بنده ۲۴ سالم هست و حدود. دوسالی هست که درسم را تمام کردم و مشغول کار هستم . بنده حدوا سال آخر دانشگاه ،داخل محیط دانشگاه یه خانومی را دیدم و از ایشون خوشم اومد ،کلا هم دوسه بار‌ دیدمشون گذری و خب یه پرسه جویی کردم بشنامشون و اینکه چطور آدمی هستن حاشیه ای دارن یا خیر و فهمیدم که ژنتیک میخونن کاشانی هستن (بنده اصفهان ساکن هستم ) و از نظر اعتقادی متدین هستن تقریبا . اما به دلیل نداشتن کار و اینکه شاید احساسی شده باشم و این چیزا و خب ترمای آخر بود و سرم شلوغ بود بخاطر درس و کارآموزی و ... عنوان نکردم و پیگیرش نشدم . دورا دور یه پرس و جوهایی درمورد خانواده ایشون کردم و فهمیدم پدرشون فوت کردند که چون عزادار بودن دیگه اصن عنوان نکردم تا ۵،۶ ماه پیش که دیدم تو اینستا درخواست فالو به من دادن اتفاقی(البته ایشون اصن روحش هم خبر ندارن بنده چ حسی دارم ) . یکم وسوسه شدم که سر حرفو باز کنم و درخواستمو بگم ولی فکر کردم با خودشون فکر میکنن که من میخام دوست بشم و اینا بدشون میاد . الآنم دورا دور زیر نظرشون دارم و مشکلم اینه که اگر علاقه من هوسه چرا با اینکه حتی مثلا یه ماه هیچ پیگیرشون نیستم بازم از فکرم نمی‌رن حتی سفر کربلا رفتم به این امید که اگر قسمت ما نیست فکرش راحتم کنه و الان دو دل هستم برم با خانواده مطرح کنم و برم جلو یا نه علاقه کاذب هست و الکی تو ذهنمه.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ

سلام علیکم

سعی کندر زندگی کار خوب را به خاطر دلایل آبکی عقب نیاندازی!

با ایشون وارد ارتباط شوید و همان اول بگویید که قصد ازدواج دارید .اگر دیدید به هم می‌خورید آدرس و تلفن بگیر و مادر‌تون تماس بگیرند برای آشنایی خانوادگی و خاستگاری.

از ارتباط بی‌دلیل و دوستی چتی و غیره اگر دیدی به درد هم نمی‌خورید بپرهیز!

ان شاء الله همه خوشبخت شوند