ناشناس

سوال 20035

باسلاممن برای ازدواج مشکلاتی دارم و برای اینکه واقعا مشکلم را بفهمید ناچارم قصه ی زندگی ام را از اول تعریف کنم . من در سال ۷۰ در رودبار به دنیا آمدم یعنی یک سال بعد از زلزله ی سال ۶۹ رودبار . کانون زمین لرزه در نزدیکی روستای والدینم بود و آنها شب تا صبح زیر آوار بودند و صبح نجات پیدا کردند . به همین دلیل والدینم مانند همه ی مردم آن منطقه وضع مالی خوبی ندارند چون هرچه قرار بود از نسل‌های گذشته به آنها برسد یک شبه نابود شد و خودشان هم تا یک دهه پس از زلزله در حال بازپرداخت اقساط وام های بازسازی زلزله بودند . من به دلیل نبود امکانات تحصیلی مناسب از ۱۱سالگی برای تحصیل به رشت رفتم و تا دیپلم درس خواندم و بعد تحصیل در دانشگاه را نیمه کاره رها کردم و مدرکم همان دیپلم است . به سربازی رفتم و بعد از آن ۶ الی ۷ سال در مغازه ی کوچک پدرم برایش بدون دریافت پول فروشندگی کردم . البته الان پدرم مغازه اش را جمع کرده است . مدتی با خانواده ام صحبت کردم که شما با وجود همه ی این موارد ۴ میلیارد اموال دارید و می تواند با یک میلیاردش یک مغازه بخرید تا من کار کنم و درآمد داشته باشم ولی می گویند ما چنین وظیفه ای نداریم و تو باید روی پای خودت بایستی . می گویند اصلا تو فرض کن ما زیر آوار همان زلزله مرده بودیم و تو در یتیم خانه بزرگ می شدی و الان وقت ازدواجت بود چه کار می کردی ؟ حالا هم همان کار را بکن . از طرفی والدینم به ازدواج فامیلی معتقدند و من مخالفم . مسئله ی بعد اینکه آنها حاضر نیستند برای من خواستگاری بیایند و می گویند تا برای خودت شغل و پول نداشته باشی ما برایت خواستگاری نمی آییم . پس مشکلات من اینها هستند : ۱_ بیکار و بی پول هستم و مجبورم با وام ازدواج و خود اشتغالی ازدواج کرده و برای خودم زندگی درست کنم.۲_ والدینم برای من خواستگاری نمی آیند و من مجبورم به تنهایی به خواستگاری بروم .۳_ سنم ۳۱ سال است و دارد برای ازدواجم دیر می شود و باید هرچه زودتر ازدواج کنم .سوالات من از شما این است که :۱_ از آنجایی که اغلب خانواده های ایرانی عدم حضور خانواده ی پسر را توهین به خود می دانند به نظر شما دختری در همدم هست که خانواده اش من را بدون خانواده ام به عنوان خواستگار بپذیرد ؟ ۲_ به نظر شما آیا به یک پسر بیکار و بی پول دختر می دهند ؟ ۳_ دوستم می گوید تو باید با دختری ازدواج کنی که وضع مالی خوبی داشته باشد تا کمی سرمایه در اختیارت بگذارد و تو بتوانی کار و کاسبی راه بیندازی و با او زندگی کنی . من با این موضوع که زنم و خانواده اش سطح مالی بالاتر از من داشته باشند به شرطی که بعداً به من سرکوفت نزنند هیچ مشکلی ندارم . به نظر شما اصلا چنین دختر و خانواده ای پیدا می شود ؟من توکلم به خدای بزرگ است و اصلا ناامید نیستم و پیش از ثبت نام در همدم استخاره کردم که خیلی خوب آمد .باتشکر

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
سلام آقا فردین
با توجه به مطالبی که عنوان کردید. به نظر می‌رسد شما باید به مؤلفه‌های مهمی که در ازدواج سالم لازم است توجه کنید. از جمله رسیدن به استقلال بخصوص استقلال مالی. زیرا تأمین بودن شرایط اقتصادی جزء نیازهای اساسی و اولیه هر زندگی می‌باشد.
به نظر شما کمی دیرتر ازدواج کنید تا با فراهم کردن شرایط اقتصادی بتوانید به یک ازدواج موفق و پردوام برسید .حتی در صورت پیدا شدن دختری پولدار فکر می‌کنید به زندگی با دوام و آرامی دست خواهید یافت؟ قطعا استقلال شما در زندگی تحت‌الشعاع قرار گرفته در نتیجه شروع تعارضات و ناسازگاریها خواهد بود.

سلام. ۳۱ سالگی برای یک پسر در این دوره و زمانه هنوز دیر نیست. پس نگران نباشید.

بهتره به فکر کار پیدا کردن یا کارآفرینی یا هر نوع فعالیت مناسبی که به درآمدزایی و اشتغال شما منتهی میشه بپردازید و اصلا در شرایط فعلی روی ازدواج با دختر پولدار حساب باز نکنید.

وقتی شغلی داشته باشید و پس‌اندازی برای خودتون جمع کرده باشید و به قول معروف یک حرکتی کرده باشین و توانایی خودتونرو نشون داده باشین، احتمالا خانواده برای خواستگاری همراهی تون می‌کنن. چه بسا بتونید اعتمادشون رو هم جلب کنید و حمایت مالی هم از طرفشون دریافت کنید.

پس اول خودتونو اثبات کنید و قدم‌های اول رو بردارید، بعد انتطار و امید کمک از طرف خانواده رو داشته باشین.

بهتره یه برنامه سه تا پنج ساله کاری برای خودتون داشته باشین و حتما هم مقدار مناسبی از درآمد ماهانه تونو پس‌انداز کنید.

بنظر میاد خودتون هم میدونید با این شرایط احتمال پیدا کردن مورد مناسب براتون خیلی کمه!!!

پس بهتره بجای دنبال راحتترین راه بودن واسه حل مشکلاتتون و پیدا کردن کسی ک شما رو با کلی مشکلات قبول کنه !!!

سعی و تلاش خودتون رو برای ساختن آینده تون مضاعف کنید .

سلام. اول اینکه شما نباید به هیچ عنوان روی سرمایه طرف مقابلتان حساب کنید‌ چون حتی اگر موردی هم پیدا شود در اینده مشکلات خاص خود را دارد.

دوم اینکه زلزله یا هر بلایایی واقعا سخت است ولی اگر دقت کنید بیشتر ازدواج ها با هیج شروع می شود (البته کمی از افراد هم توسط والدین حمایت نی شوند.)

سوم شما قبل از هر اقدامی باید مجدد روی پا خود بایستید و یا حداقل عرضه ان را داشته باشید.

شما باید پدر و مادرتان را از هر طریقی که ممکن است مثل کمک گرفتن از اقوام و با اطمینان سازی از اینکه خودتان میتوانید زندگی را بچرخنید قانع کنید.

سعی کن با خانوادت به تفاهم بررسی