سوال 20043

سلام من ۳۰ سالمه و یکبار ازدواج کردم بعد از جدایی فرصت های رابطه و ازدواج چند بار پیش اومده ولی خوشم نیومده مشکل الانم اینه که با یه اقایی اشنا شدم که صحبت هامون خیلی احساسی شد متاسفانه قبل عکس و تصویر دیدن شناخت بعدش که فهمیدم یکم شرایطشون خیلی با من فرق داره دلزده شدم ولی اون اقا خیلی تنهاست کلا خانواده ای نداره و انگار تو همین چند روز خیلی وابسته شده حالا نمیدونم چطور بهش بگم نمیخوام که دلش نشکنه گناه داره چون خیلی تنهاست میخوام دروغ مصلحتی بگم جوری که به شرایط و ظاهر اون ربطی نداشته باشه ولی نمیدونم چی بگم میشه کمکم کنین

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ

با سلام

معمولا در این گونه مواقع شناخت احساسی که در شما ایجاد شده میتونه برای پیدا کردن راه حل و برون رفت از مسئله کمک زیادی بهتون بکنه. به نظر میرسه که به طور حداقلی احساسهایی مانند «احساس گناه»، «احساس پشیمانی» و افکاری مانند «چه فکری درباره من خواهد کرد؟»، «عجب آدم بی ملاحطه ای هستم»، «اگه من جای اون بودم چه حسی داشتم؟» و... به سراغتون میاد.

برای رهایی از این احساسهای ناخوشایند و افکار مخرب، پیشنهاد میکنم بهترین راه رو انتخاب کنید. یعنی حقیقت رو بهشون بگید و نسبت به اشتباهی که به طور ناخواسته به وجود اومده، عذرخواهی کنید.

در این صورت به ایشون این فرصت رو میدید که با حقیقت مواجه بشه و احتمالات دیگه ای که حقیقت ندارن (مثل: من در حفظ زنها بی عرضه هستم) رو از ذهنشون پاک کنن. در ضمن یقینا از اینکه با جراتورزی عمل کردید حس خوبی رو خودتون تجربه خواهید کرد.

ممکنه این کار براتون سخت باشه و احساس کنید که دل کسی رو شکوندین، اما یقین بدونید که بیان حقیقت، کم ضررترین راه هست. امیرالمونین میفرمایند: «نجات در راستگویی است.» و به قول معروف، قورباغه ات رو زودتر قورت بده.

برای اینکه راحتتر بتونید حقیقت رو به زبون بیارید، جملات رو چند بار پیش خودتون تکرار کنید و تمرین کنید تا ذهنتون آماده بشه و خودتون در وجود خودتون، مسئله رو پذیرفته باشید.

موفق باشید.