ناشناس

سوال 20213

سلام وقت بخیر خسته نباشید من پسری 25 ساله هستم توی یک خانواده چهار نفره بودیم اما متاسفانه اتفاقاتی افتاد و این خانواده نتونستن کنار هم بمونن هرکدوم جدا از هم افتادیم پدر مادرم جدا شدن من اینو نمیگم که کسی برام دلسوزی کنه چون بزرگ ترین اتفاق زندگی من بود توی اون چند سالی که پدرمادر جدا شده بودن چندین شغل عوض کردم هیچ کدومشون هرجا رفتم کار میکردم صاحب کارم حقوقم رو به درستی نمیداد و ازیت میکردن به خاطر همین یه یک سالی کلا از کار کردن عقب نشینی کردم یه جورای سرد شدم اما دوباره بلند شدم یه دعوای کوچیک با پدرم کردم اخه پدرم متسفانه تو دام اعتیاد افتاده بودن وخوب من دقیقا برعکس پدرم هیچ وقت سمت هیچ موادی ازجمله سیگار نرفتم باورتون شاید نشه حتا چایی هم نمیخورم و از خونه زدم بیرون بعد از چقدر بالا پاین یه کار پیدا کردم وکار کردم توی این بالا پایین زندگی نشد که درس بخونم اما هیچ وقت احساس اینو نداشتم که ادم کم سواد یا پوچی بهم دست بده چون انقدر بالا پایین داشتم که خودم احساس کردم این خودش برام یک درس خیلی بزرگ بود خیلی هم افتخار میکنم کار دارم کارگری میکنم و روزی حلال در میارم سرمم همیشه بالا بوده چند وقیته که شروع کردم به همه اینابه کنار همه اینا چند وقتی شروع کردم به نماز خوندن و فقط یک چیز خواستم یکی بیاد تو زندگی باهم زندگیمون بسازیم انقدر خودمو قوی ومحکم میبینم که بتونم حالا میخوام بدونم ایا خانومی در همدم هست که همچین فکری داشته باشه که با کمک هم به همه چیز برسیم من الان از لحاظ روحی یکم نیاز به انگیزه دارم یه سری حرفا رو نمیشه با دوست یا خانواده درمیون بزاری از نظر عاطفی و ایا الان برای ازدواج زود هست یا بزارم چند سالی بگذره بعد به فکر ازدواج باشم لطفا میشه راهنمایی کنید دوستان

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ

به نظر من هنوز زوده. یکی دو سال دیگه که زندگیتون به یک ثباتی رسید اونوقت اقدام کنید

خدا پشت و پناهتون باشه انشالله