ناشناس

سوال 20343

سلام وقتتون بخیرمن دختر ۲۲ ساله ای هستم که متاسفانه خانواده ای دارم که من را در چهارچوب و محاصره ای سخت قرار دادند و طرز فکر ما باهم همخونی ندارد.من رو قبول ندارند من رو باور ندارند افراد دیگر رو به من ترجیح میدهند.من نگران اینده و زندگی و موفقیت خودم هستم و خانواده ی من تنها مسئله ی غیر مهم زندگیشان این مسئله هست و من را در چهارچوب بیشتری قرار میدهند که توانایی بیرون امدن هم ندارم.از هر راهی که میرم فایده ای ندارد.حتی با وجود این سنی که دارم گاهی درگیری پیش می آيد بخاطر نگرانی من از اینده ی خودم چون دوست دارم کاری را انجام بدهم که برای خودم و ایندم و موفقیتم موثر است ولی آنها مانع من میشوند و در نهایت درگیری.برای همین تصمیمم به ازدواج بیشتر شده حتی به اشتباه

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
سلام دوست عزیز
در مورد تفاوت نگرش ها و اینکه برای آینده ت چکار کردی که مانع شدن را با مثال بگی مشاور های محترم بهتر میتونند راهنمایی کنند
اختلاف عقیده اکثر خانواده ها هست شما حتی گه ازدواج کنی بازم با همسرت در بعضی مسائل اختلاف خواهی داشت بهتره کلاس های روانشناسی شرکت کنی و تکنیک های حل مسئله را یاد بگیری
سلام عزیزم
برای فرار از وضعیتی که داری، ازدواج نکن.
خود ازدواج باید برات مهم باشه.
ضمنا اگه ازدواج اشتباه داشته باشی، مطمئن باش از چاله‌ای که الان توش هستی، میفتی توی یه چاه عمیق. اونوقت آرزو میکنی زمان به عقب برگرده و این اشتباه رو انجام ندی.