ناشناس
سوال 209665
شرایط توکل حقیقی کدامند؟<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و تحیت.
دوست گرامی!
توكل به معنای تلاش و کوشش در راه رسیدن به مقصود و هدف، همراه با اتکاء و تکیه بر اراده الهی است. یعنی اول باید فعالیت را شروع کرد و در حین انجام نیز بر خداوند متعال اعتماد داشت كه اگر نتیجه آن فعالیت واقعا به مصلحت من باشد خداوند به من كمك خواهد كرد و نقائص كار من را جبران خواهد نمود. از اینرو نباید تصور نمود كه توكل و دعا به معنای دست روی دست گذاشتن و تلاش نكردن است، بلكه مراد از آن امید داشتن از یك سو و تواضع و پذیرش ربوبیت خدا از سوی دیگر است. همچنانكه رضا نیز نباید ما را از تلاش برای وصول به وضعیت بهتر بازدارد.
توضیح مطلب آن كه خداوند امور را بر پایه اسباب و علل استوار كرده، و ما را امر به شناخت و توجه به این اسباب نموده است. لذا هر گاه اسباب و علل خواسته ای برای ما معلوم و هویدا است، می بایست برای دستیابی به آن تلاش، و از آن استفاده كرد. ولی در عین حال، نمی بایست برای آن اسباب و علل سببیت مستقل از خواست خدا قائل شد، و لذا امكان عدم تأثیر اسباب را به هیچ وجه منتفی ندانست.
در حدیث قدسی است كه "نمك طعامتان را هم از من بخواهید."
مولی جلال الدین می فرماید:
"گفت پیغمر به آواز بلند* با توكل زانوی اشتر ببند"
"گر توكل میكنی در كار كن* كشت كن پس تكیه بر جبار كن"
و از سوی دیگر اگر اسباب و علل امری بر ما پوشیده بود، توكل و دعا امید به موفقیت را در متوكل زنده نگه می دارد. گر چه توكل و دعا رابطه تنگاتنگی با هم دارند و هر دو، در جای خود، به معنای اعتماد كردن بر خدا و استمداد طلبیدن از او است، اما اگر انسان به مراتب عالی توكل دست یابد، «چه بسا ترك دعا و سوال كند … وقتی حضرت ابراهیم را در منجنیق نهادند كه به آتش افكنند، جبرئیل از او پرسید: آیا خواهش و خواسته ای داری؟ ابراهیم پاسخ داد: با تو نه، جبرئیل گفت: از آن كس كه حاجت داری، نجات خود را طلب كن. در پاسخ فرمود: علم خدا به حال من مرا كافی است و نیازی به سوال و دعا نیست. [و البته] این مرتبه از توكل بسیار نادر و عزیز الوجود است و [لازمه] مرتبة یقین است.» (معراج السعادة، ملا احمد نراقی، صفحه 592)
بنابر این به طور خلاصه می توان گفت: از آنجا كه رضا مرتبه ای از توكل و جلوه ای از آن است، مقام رضا هیچ منافاتی با دعا ندارد؛ زیرا خداوند عالم از ما خواسته دعا كنیم و آن را مفتاح سعادت و كلید حاجات قرار داده است … و اگر آشامیدن آب به جهت رفع تشنگی و خوردن غذا به جهت گرسنگی با مرتبه رضا مخالفت داشته باشد، دعا هم با رضا مخالفت خواهد داشت. (معراج السعاده، ملا احمد نراقی، ص608)
در ادامه متذكر می شویم ملامحسن فیض كاشانی توكل را از حیث قوت و ضعف به سه درجه تقسیم كرده است، كه خلاصه ای از بیان او را می آوریم:
1- مرحله اول آن است كه حالت شخص در مورد خداوند و وثوق به كفایت و عنایت او نظیر حالت او در وثوق به وكیل خویش باشد.
2- حالت متوكل در این مرحله در برابر خداوند مانند حالت كودك در برابر مادرش است، زیرا كودك جز مادر خود كسی را نمی شناسد و جز به او پناه نمی برد و بر كسی جز او اعتماد ندارد.
3- بالاترین درجه توكل آن است كه شخص در حركات و سكنات خود را در برابر خداوند مانند مرده در دست غسال می داند، و شخص خود را مانند مرده ای می انگارد كه قدرت ازلی خداوند او را می جنباند.
هرگاه بر نفس انسان ثابت گردید كه فاعلی جز خداوند نیست، و ورای قدرت بی منتهای او قدرتی، و بالاتر از علم بی نهایت او علمی، و سوای عنایت و رحمت بی پایان او عنایت و رحمتی وجود ندارد، و او با تمام علم و قدرتی كه دارد، امور بندگانش را كفایت، و با تمام عطوفت و عنایت و رحمت خود یكایك بندگانش را زیر نظر و راهبری دارد، ناگزیر قلب آدمی به او اعتماد می كند، و به هیچ روی به غیر از او توجهی نخواهد داشت. اگر این حالت در نفس وجود ندارد یا به سبب ضعف یقین به هدایت، قدرت، قوت و شفقت خداوند است، و یا بر اثر ضعف دل و بیماری آن به سبب چیرگی ترس و تشویش است، كه دل به پیروی از وهم خویش آشفته و پریشان می شود، هرچند ممكن است در یقین او نقصانی حاصل نباشد.
دوست گرامی!
منابع زیر می تواند راهنمای شما در این زمینه باشد:
1- "راه روشن"، تألیف ملامحسن فیض كاشانی، ترجمه سید محمدصادق عارف، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی. این كتاب یكی از ارزنده ترین كتابهای اخلاقی و معارفی ما است، كه در آن آراء دو متفكر بزرگ شیعه و سنی مطرح شده است؛ یعنی مرحوم ملا محسن فیض فیض كاشانی و امام محمد غزالی.
2- "عین الحیاة"، تألیف علامه محمدباقر مجلسی، تهران: علمی.
3- "توكل از دیدگاه قرآن"، تألیف سید محمدحسین بهشتی، اصفهان: مسجد امام علی(ع).
4- "توكل"، تألیف علی منذر، قم: كوثر.
پیروز باشید.
دوست گرامی!
توكل به معنای تلاش و کوشش در راه رسیدن به مقصود و هدف، همراه با اتکاء و تکیه بر اراده الهی است. یعنی اول باید فعالیت را شروع کرد و در حین انجام نیز بر خداوند متعال اعتماد داشت كه اگر نتیجه آن فعالیت واقعا به مصلحت من باشد خداوند به من كمك خواهد كرد و نقائص كار من را جبران خواهد نمود. از اینرو نباید تصور نمود كه توكل و دعا به معنای دست روی دست گذاشتن و تلاش نكردن است، بلكه مراد از آن امید داشتن از یك سو و تواضع و پذیرش ربوبیت خدا از سوی دیگر است. همچنانكه رضا نیز نباید ما را از تلاش برای وصول به وضعیت بهتر بازدارد.
توضیح مطلب آن كه خداوند امور را بر پایه اسباب و علل استوار كرده، و ما را امر به شناخت و توجه به این اسباب نموده است. لذا هر گاه اسباب و علل خواسته ای برای ما معلوم و هویدا است، می بایست برای دستیابی به آن تلاش، و از آن استفاده كرد. ولی در عین حال، نمی بایست برای آن اسباب و علل سببیت مستقل از خواست خدا قائل شد، و لذا امكان عدم تأثیر اسباب را به هیچ وجه منتفی ندانست.
در حدیث قدسی است كه "نمك طعامتان را هم از من بخواهید."
مولی جلال الدین می فرماید:
"گفت پیغمر به آواز بلند* با توكل زانوی اشتر ببند"
"گر توكل میكنی در كار كن* كشت كن پس تكیه بر جبار كن"
و از سوی دیگر اگر اسباب و علل امری بر ما پوشیده بود، توكل و دعا امید به موفقیت را در متوكل زنده نگه می دارد. گر چه توكل و دعا رابطه تنگاتنگی با هم دارند و هر دو، در جای خود، به معنای اعتماد كردن بر خدا و استمداد طلبیدن از او است، اما اگر انسان به مراتب عالی توكل دست یابد، «چه بسا ترك دعا و سوال كند … وقتی حضرت ابراهیم را در منجنیق نهادند كه به آتش افكنند، جبرئیل از او پرسید: آیا خواهش و خواسته ای داری؟ ابراهیم پاسخ داد: با تو نه، جبرئیل گفت: از آن كس كه حاجت داری، نجات خود را طلب كن. در پاسخ فرمود: علم خدا به حال من مرا كافی است و نیازی به سوال و دعا نیست. [و البته] این مرتبه از توكل بسیار نادر و عزیز الوجود است و [لازمه] مرتبة یقین است.» (معراج السعادة، ملا احمد نراقی، صفحه 592)
بنابر این به طور خلاصه می توان گفت: از آنجا كه رضا مرتبه ای از توكل و جلوه ای از آن است، مقام رضا هیچ منافاتی با دعا ندارد؛ زیرا خداوند عالم از ما خواسته دعا كنیم و آن را مفتاح سعادت و كلید حاجات قرار داده است … و اگر آشامیدن آب به جهت رفع تشنگی و خوردن غذا به جهت گرسنگی با مرتبه رضا مخالفت داشته باشد، دعا هم با رضا مخالفت خواهد داشت. (معراج السعاده، ملا احمد نراقی، ص608)
در ادامه متذكر می شویم ملامحسن فیض كاشانی توكل را از حیث قوت و ضعف به سه درجه تقسیم كرده است، كه خلاصه ای از بیان او را می آوریم:
1- مرحله اول آن است كه حالت شخص در مورد خداوند و وثوق به كفایت و عنایت او نظیر حالت او در وثوق به وكیل خویش باشد.
2- حالت متوكل در این مرحله در برابر خداوند مانند حالت كودك در برابر مادرش است، زیرا كودك جز مادر خود كسی را نمی شناسد و جز به او پناه نمی برد و بر كسی جز او اعتماد ندارد.
3- بالاترین درجه توكل آن است كه شخص در حركات و سكنات خود را در برابر خداوند مانند مرده در دست غسال می داند، و شخص خود را مانند مرده ای می انگارد كه قدرت ازلی خداوند او را می جنباند.
هرگاه بر نفس انسان ثابت گردید كه فاعلی جز خداوند نیست، و ورای قدرت بی منتهای او قدرتی، و بالاتر از علم بی نهایت او علمی، و سوای عنایت و رحمت بی پایان او عنایت و رحمتی وجود ندارد، و او با تمام علم و قدرتی كه دارد، امور بندگانش را كفایت، و با تمام عطوفت و عنایت و رحمت خود یكایك بندگانش را زیر نظر و راهبری دارد، ناگزیر قلب آدمی به او اعتماد می كند، و به هیچ روی به غیر از او توجهی نخواهد داشت. اگر این حالت در نفس وجود ندارد یا به سبب ضعف یقین به هدایت، قدرت، قوت و شفقت خداوند است، و یا بر اثر ضعف دل و بیماری آن به سبب چیرگی ترس و تشویش است، كه دل به پیروی از وهم خویش آشفته و پریشان می شود، هرچند ممكن است در یقین او نقصانی حاصل نباشد.
دوست گرامی!
منابع زیر می تواند راهنمای شما در این زمینه باشد:
1- "راه روشن"، تألیف ملامحسن فیض كاشانی، ترجمه سید محمدصادق عارف، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی. این كتاب یكی از ارزنده ترین كتابهای اخلاقی و معارفی ما است، كه در آن آراء دو متفكر بزرگ شیعه و سنی مطرح شده است؛ یعنی مرحوم ملا محسن فیض فیض كاشانی و امام محمد غزالی.
2- "عین الحیاة"، تألیف علامه محمدباقر مجلسی، تهران: علمی.
3- "توكل از دیدگاه قرآن"، تألیف سید محمدحسین بهشتی، اصفهان: مسجد امام علی(ع).
4- "توكل"، تألیف علی منذر، قم: كوثر.
پیروز باشید.