ناشناس
سوال 21317
چی میشه ک یه پسری عاشق یه دختر میشه. همه چیزشو وقف اون میکنه. من واقعا واسم جای سواله. چرا کسی پس عاشق من نمیشه. من میگم قیافه و ظاهر ولی باکسی ک 2 سال بودم با دختری بهم خیانت کرد ک خیلی خیلی از من تو سطح پایین بود. یعنی هم از نظر قد هم قیافه ظاهری. جالبه ک همین پسر سر یه هفته بخاطر این دختر منو از همه جا بلاک کرد.انگار اصلا منی وجود نداشته. بگذریم ک چقد حالم بده چقد در عذابم. حتی قرار ازدواج با دختره گذاشته بود. فقط برام سواله چرا وچجوری اینقد بقول خودش عاشق دختره شده. من ک هیچ جذابیتی تو این دختر ندیدم. حتی پسره همیشه دنبال دخترای قدبلند بود چون خودش هم قدش بلنده. منم قدم بلنده ولی باورم نمیشد وقتی تو عکساشون دیدم دختره تازیر سینه پسرس<br><br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخباسلام
احساس شما قابل درک است. علامت سوال های زیادی در ذهنتان وجود دارد و در جستجوی پیدا کردن علت هستید ، فکر می کنید در هر اتفاقی باید منطقی وجود داشته باشد در نتیجه هرچه بیشتر می خواهید این تکه های پازل را کنار هم بگذارید بیشتر تعجب می کنید.
ولی در رفتار ، سلیقه، انتخاب، انتظار و ...... انسان ممکن است منطقی وجود نداشته باشد که بتوان بر اساس آن همه چیز را فهمید و توضیح داد.
شما یک فریم از زندگی این دو نفر را می بینید، ولی آیا چند سال بعد ,باز در کنار هم خوشبخت هستند؟ اشاره ای به سن خودتان و این آقا نکرده اید، ولی چرا فکر می کنید باید بداند، چرا .... چطور ......
اگر محتوای افکارتان حول چرا، چطور ، باید و نباید ، درست و نادرست است باید بدانید که این افکار را خطاهای شناختی می دانند. شما با این افکار در جستجوی چه چیزی هستید؟ چرا بر چیزی تمرکز کرده اید که کنترلی روی آن ندارید؟
بهتر است هیجان منفی را با افکار مثبت کم کنید و به خودتان بگویید حتما چیزی داره که من نمی بینم، چقدر خوب که زودتر شناختمش یا.......
از خودتان بپرسید چرا ذهنم درگیر فردی است که خودش نمی داند از زندگی چه می خواهد.
شما شاید بتوانید افکار خودتان را کنترل کنید ولی روی رفتار و انتخاب دیگری هیچ کنترلی ندارید. پذیرش این موضوع کمک می کند تا با گذر زمان این اتفاق را کم کم فراموش کنید. ذهنتان را درگیر جواب نکنید، صحبت ها و خاطرات را مرور نکنید تا جوابی پیدا کنید. این اتفاق تجربه ای است که متوجه شوید شناخت دیگران دشوار است.موفق باشید
احساس شما قابل درک است. علامت سوال های زیادی در ذهنتان وجود دارد و در جستجوی پیدا کردن علت هستید ، فکر می کنید در هر اتفاقی باید منطقی وجود داشته باشد در نتیجه هرچه بیشتر می خواهید این تکه های پازل را کنار هم بگذارید بیشتر تعجب می کنید.
ولی در رفتار ، سلیقه، انتخاب، انتظار و ...... انسان ممکن است منطقی وجود نداشته باشد که بتوان بر اساس آن همه چیز را فهمید و توضیح داد.
شما یک فریم از زندگی این دو نفر را می بینید، ولی آیا چند سال بعد ,باز در کنار هم خوشبخت هستند؟ اشاره ای به سن خودتان و این آقا نکرده اید، ولی چرا فکر می کنید باید بداند، چرا .... چطور ......
اگر محتوای افکارتان حول چرا، چطور ، باید و نباید ، درست و نادرست است باید بدانید که این افکار را خطاهای شناختی می دانند. شما با این افکار در جستجوی چه چیزی هستید؟ چرا بر چیزی تمرکز کرده اید که کنترلی روی آن ندارید؟
بهتر است هیجان منفی را با افکار مثبت کم کنید و به خودتان بگویید حتما چیزی داره که من نمی بینم، چقدر خوب که زودتر شناختمش یا.......
از خودتان بپرسید چرا ذهنم درگیر فردی است که خودش نمی داند از زندگی چه می خواهد.
شما شاید بتوانید افکار خودتان را کنترل کنید ولی روی رفتار و انتخاب دیگری هیچ کنترلی ندارید. پذیرش این موضوع کمک می کند تا با گذر زمان این اتفاق را کم کم فراموش کنید. ذهنتان را درگیر جواب نکنید، صحبت ها و خاطرات را مرور نکنید تا جوابی پیدا کنید. این اتفاق تجربه ای است که متوجه شوید شناخت دیگران دشوار است.موفق باشید
عشق به دلایل مختلفی به وجود میاد. بستگی به روحیات اون کسی داره که عاشق شده و چیزی که در طرف مقابل دیده. حتی ممکنه لحظهای باشه و خیال کنه عاشقه ولی در واقع فقط تصوری از عشق باشه و در نهایت پوچ!
ضمن اینکه لزوما دیگران اون چیز رو در معشوقش نخواهند دید حتی اگه عشق واقعی باشه و به خوشبختی بینجامه.
بهتره خودتونو بخاطر انتخابهای دیگران ناراحت نکنید. البته درک میکنم که رها شدن و مورد خیانت قرار گرفتن خیلی دردناکه ولی اینم میدونم که سودی برای شما نداره و فقط دوره رنجتونو طولانیتر میکنه.
بهتره روی خودتون و نقاط ضعف و قوتتون متمرکز باشید. شما در نهایت کسی رو جذب خودتون میکنید که با درونیاتتون تناسب بیشتری داره. پس خوبیها رو در خودتون تقویت کنید تا خوبیها به طرفتون جذب بشن.
ضمن اینکه لزوما دیگران اون چیز رو در معشوقش نخواهند دید حتی اگه عشق واقعی باشه و به خوشبختی بینجامه.
بهتره خودتونو بخاطر انتخابهای دیگران ناراحت نکنید. البته درک میکنم که رها شدن و مورد خیانت قرار گرفتن خیلی دردناکه ولی اینم میدونم که سودی برای شما نداره و فقط دوره رنجتونو طولانیتر میکنه.
بهتره روی خودتون و نقاط ضعف و قوتتون متمرکز باشید. شما در نهایت کسی رو جذب خودتون میکنید که با درونیاتتون تناسب بیشتری داره. پس خوبیها رو در خودتون تقویت کنید تا خوبیها به طرفتون جذب بشن.
