ناشناس
سوال 21453
سلام من یکبار ازدواج داشتم وبعداز ۸سال جدا شدم ویک دختر ده ساله دارم که ۴ سال پیش جداشدم اون موقع قبل از جدایی و در آستانه جدایی خانمم گف من میخوام دخترم پیشم بمونه نه مهریه میگیرم نه چیزی فقط دخترمو بمن بده منم البته دلم نمیومد دختروازمادرش جداکنم چون اون موقع دخترم ۶ ساله بود قبول کردم اما دلمم نمیومد که بعداز طلاق دخترم آواره شه معرفت به خرج دادم و به خانم سابقم گفتم شماها اینجا بمونید ومن ازاین خونه میرم همه اساس منزل برای تو وبچه فقط لباسموبردمورفتم حالا صفرواقعی هستم صفرصفر وسنم هم ۳۷ ساله دلم میخواد توی رابطه باشم وخیلی زیاد موقعیتهایی پیش اومد که ازکسی خوشم اومده که دوست داشتم باش وارد رابطه شم اما وقتی به نداری خودم فکرمیکنم وقتی به صفربودنم فکرمیکنم اعتمادبنفسم خیلی ضعیف میشه طوری که اون انرژی ایی که داشتم و میخواستم بادخترهمصحبت شم تا وارد رابطه شیم اون انرژی تحلیل میره و سرجام میخ میشم نمیتونم برم جلو تا وارد رابطه شم ،درصوزتی که ازدواج اولم یادمه هیچی مثل الان نداشتم ولی تا عقد کردم همچیز بترتیب وپشت سرهم نهایتا درعرض یک سال همه خونه زندگیموکامل کرده بودم اما الان بازم هیچی ندارم ولی این نداری من اعتمادبنفسموضعیف کرده طوری که نمیتونم به کسی همصحبت شم وبعدازمدت کوتاهی پیشنهاد بدم مشکلی شده واسم اهتمادبنفسموازدست دادم بخاطر مشکل اقتصادیم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخباسلام
دوست گرامی در اوایل جوانی، به طور طبیعی چون افراد دیدگاه مثبت تری به مسائل داشته و پرانرژی تر و با انگیزه تر هستند، مسائل و مشکلات را خیلی راحت تر می توانند هضم کنند و لذا به همین دلیل است که ازدواج در جوانی خیلی راحتتر خواهد بود الان شما با تجربه تلخی که پشت سر گذاشته اید، هم روحیه تان تضعیف شده و هم از لحاظ مالی تحت فشار هستید
📌من از شرايط مالی شما اطلاع چندانی ندارم اما در صورتی که توانایی اجاره یا رهن یک منزل را دارید، برای ازدواج اقدام کنید، به مرور همه چیز اصلاح میشود
شرایط مالی برای خیلی ها دشوار است اما به هر حال باید ادامه زندگی داد، شما هم سعی کنید با اتخاذ دیدگاهی منطقی از شرایط فعلی تان مساله ازدواج مجدد را در اولویت قرار دهید
توصیه می کنم در این زمینه حتما با یک فرد امین یا حتی مشاور مشورت داشته باشید، یک ناظر بیرونی بسیار آگاهانه تر و منطقی تر می تواند راهنمایی تان کند، چرا که تمرکز کمتری بر روی نقاط ضعف تان دارد و داشته های واقعی تان را در نظر گرفته و راهنمایی تان می کند
موفق باشید 🎯🎯🎯
دوست گرامی در اوایل جوانی، به طور طبیعی چون افراد دیدگاه مثبت تری به مسائل داشته و پرانرژی تر و با انگیزه تر هستند، مسائل و مشکلات را خیلی راحت تر می توانند هضم کنند و لذا به همین دلیل است که ازدواج در جوانی خیلی راحتتر خواهد بود الان شما با تجربه تلخی که پشت سر گذاشته اید، هم روحیه تان تضعیف شده و هم از لحاظ مالی تحت فشار هستید
📌من از شرايط مالی شما اطلاع چندانی ندارم اما در صورتی که توانایی اجاره یا رهن یک منزل را دارید، برای ازدواج اقدام کنید، به مرور همه چیز اصلاح میشود
شرایط مالی برای خیلی ها دشوار است اما به هر حال باید ادامه زندگی داد، شما هم سعی کنید با اتخاذ دیدگاهی منطقی از شرایط فعلی تان مساله ازدواج مجدد را در اولویت قرار دهید
توصیه می کنم در این زمینه حتما با یک فرد امین یا حتی مشاور مشورت داشته باشید، یک ناظر بیرونی بسیار آگاهانه تر و منطقی تر می تواند راهنمایی تان کند، چرا که تمرکز کمتری بر روی نقاط ضعف تان دارد و داشته های واقعی تان را در نظر گرفته و راهنمایی تان می کند
موفق باشید 🎯🎯🎯
سلام
من خواهرم شرایطی شبیه به شما داشت البته ایشون خانم هستن و میدونید شرایط برای خانما سخت تره و ایشون دوتا فرزند دارن.من تجربه ایشون رو بهتون پیشنهاد میکنم که بهترین کار تو شرایط شماست
به نظرم یک مقدار پول تهیه بفرمایید حالا با وام یا قرض حتی کم اما یه کار و کسب و کار رو شروع کنید میتونید یه مغازه کوچیک اجاره کنید و یک کسب و کار رو بسته به علاقه تون و میزان پولتون راه بندازید دخترتونم تو مغازه راحت میتونه کنار خودتون باشه بعد مدتی حتما کار دستتون میاد و درآمد خوبی دستتون میاد و اینطوری اگر به خانمی هم پیشنهاد ازدواج بدین راحت تر میتونید ازدواج کنید، به نظر من استارت کار شما با راه اندازی یه مغازه که مثلا دخترتون یه تایم بره مدرسه و بقیه روز کنار خودتون تو مغازه باشه و بعد با هم برید خونه ...بعد از یکی دوسال هم خونه میتونی اجاره کنی و هم تا حدی هزینه زندگی در این حین دنبال یه همسر خوب هم باشید.از فکر کار کارگری و کارمندی هم بیاید بیرون ...تو این دوره زمونه کار آزاد میتونه درآمد بهتری داشته باشه فقط باید راه و چاه اون کار دستت بیاد...یه تحقیق کنید ببینید تو شهر محل زندگی شما چه کسب و کاری بهتر جواب میده یا علی بگید و پر قدرت شروع کنید .حتما میتونید
درپناه حق
موفق باشید
من خواهرم شرایطی شبیه به شما داشت البته ایشون خانم هستن و میدونید شرایط برای خانما سخت تره و ایشون دوتا فرزند دارن.من تجربه ایشون رو بهتون پیشنهاد میکنم که بهترین کار تو شرایط شماست
به نظرم یک مقدار پول تهیه بفرمایید حالا با وام یا قرض حتی کم اما یه کار و کسب و کار رو شروع کنید میتونید یه مغازه کوچیک اجاره کنید و یک کسب و کار رو بسته به علاقه تون و میزان پولتون راه بندازید دخترتونم تو مغازه راحت میتونه کنار خودتون باشه بعد مدتی حتما کار دستتون میاد و درآمد خوبی دستتون میاد و اینطوری اگر به خانمی هم پیشنهاد ازدواج بدین راحت تر میتونید ازدواج کنید، به نظر من استارت کار شما با راه اندازی یه مغازه که مثلا دخترتون یه تایم بره مدرسه و بقیه روز کنار خودتون تو مغازه باشه و بعد با هم برید خونه ...بعد از یکی دوسال هم خونه میتونی اجاره کنی و هم تا حدی هزینه زندگی در این حین دنبال یه همسر خوب هم باشید.از فکر کار کارگری و کارمندی هم بیاید بیرون ...تو این دوره زمونه کار آزاد میتونه درآمد بهتری داشته باشه فقط باید راه و چاه اون کار دستت بیاد...یه تحقیق کنید ببینید تو شهر محل زندگی شما چه کسب و کاری بهتر جواب میده یا علی بگید و پر قدرت شروع کنید .حتما میتونید
درپناه حق
موفق باشید
