ناشناس
سوال 2174
چگونه میتوان از گذشته تاثیر نگرفت؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسختقریبا غیرممکن است که از گذشته هیچ تأثیری نگیریم، پس در واقع سوال اصلی این است که «چگونه میتوان از گذشته کمتر تأثیر گرفت؟». دوّم اینکه تأثیر گرفتن از گذشته لزوما چیز بدی نیست. ذهن ما همواره اطلاعات جدید دریافتی را در ارتباط با اطلاعات قبلی خود درک میکند و فقط از این راه است که میتواند ادراک و یادگیری داشته باشد. بیشتر وقتها این موضوع فایدهاش بیشتر از ضررش است. در تولید محصولات جدید و نوآورانه از این ویژگی ذهن زیاد استفاده میشود. مثلا یک آیکون به شکل سطل زباله به شما نشان میدهند که شما بفهمید نقشی شبیه به سطل زباله در دنیای الکترونیک ایفا میکند. در غیر این صورت توضیحش خیلی دشوارتر میشد.
اما در مواردی میخواهیم این تأثیر گرفتن از اطلاعات و دانایی گذشته را کمتر کنیم و به اصطلاح خلاقانه و «خارج از جعبه» معمول فکری خود فکر کنیم. مثلا وقتی در حل مسئلهای به بنبست رسیدهایم یا میخواهیم محصولی واقعا نوآورانه خلق کنیم.
حالا که اینقدر بیرون رفتن از چهارچوبهای ذهنی قبلی دشوار است چاره چیست؟ ایدههای نو فقط از وصل کردن ایدههای دیگر به هم تولید میشوند. برای خلاقیت باید دنبال روشهایی بود که ایدههایی که به طور معمول از هم دورترند را به هم وصل کنیم. باید دنبال روشهایی بود که ما را به نقاط شناختی دور (cognitively distant) برساند. یکی از راههای این کار این است که با حوزههای شناختی متنوع برخورد کنیم و مثلا سعی کنیم کتابهایی بخوانیم یا فیلمهایی ببینیم که هیچ ربطی به حوزه کاری یا علاقههای قبلیمان ندارند یا به طور معمول ربط داده نمیشوند و سعی کنیم از آنها ایده بگیریم. در این راستا یکی از مهمترین شگردها استفاده از ورودیهای تصادفی (Random Entry) است. چون هر چیزی غیرتصادفی باشد باز تآثیرگرفته از تصمیمات شما مبتنی بر اطلاعت و دانش و علاقههای قبلی شما است.
اما در مواردی میخواهیم این تأثیر گرفتن از اطلاعات و دانایی گذشته را کمتر کنیم و به اصطلاح خلاقانه و «خارج از جعبه» معمول فکری خود فکر کنیم. مثلا وقتی در حل مسئلهای به بنبست رسیدهایم یا میخواهیم محصولی واقعا نوآورانه خلق کنیم.
حالا که اینقدر بیرون رفتن از چهارچوبهای ذهنی قبلی دشوار است چاره چیست؟ ایدههای نو فقط از وصل کردن ایدههای دیگر به هم تولید میشوند. برای خلاقیت باید دنبال روشهایی بود که ایدههایی که به طور معمول از هم دورترند را به هم وصل کنیم. باید دنبال روشهایی بود که ما را به نقاط شناختی دور (cognitively distant) برساند. یکی از راههای این کار این است که با حوزههای شناختی متنوع برخورد کنیم و مثلا سعی کنیم کتابهایی بخوانیم یا فیلمهایی ببینیم که هیچ ربطی به حوزه کاری یا علاقههای قبلیمان ندارند یا به طور معمول ربط داده نمیشوند و سعی کنیم از آنها ایده بگیریم. در این راستا یکی از مهمترین شگردها استفاده از ورودیهای تصادفی (Random Entry) است. چون هر چیزی غیرتصادفی باشد باز تآثیرگرفته از تصمیمات شما مبتنی بر اطلاعت و دانش و علاقههای قبلی شما است.