سوال 21743

سلام و صبح بخیر، دیشب سؤالی در مورد نیاز به صحبت با جنس مخالف پرسیدم و خانم دکتر (فرزانه) پاسخ دادن، برای توضیح بیشتر باید بگم من 37 سال دارم و دو خواهر و فرزند آخر هستم، دلیل اینکه فکر میکنم این مسئله یه مشکل باشه اینه که توی همسن های خودم و حتی سنین پایین تر نمی بینم این همه نیاز رو و به نظر میاد زندگی عادی شونو میکنن، رابطه خاصی هم با کسی شاید نداشته باشن، این مشکل سالهاست با منه، شاید قبلا حل کردنش راحت تر بود، اما چیزی که در حال حاضر مضاعفش کرده مسئله طلاق هست که این نیاز رو در من بیشتر کرده، البته میگم این حالت از حدود 20 سالگی شروع شد

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

2 پاسخ
profile-photo
باسلام
علت جدایی شما از همسرتان چیست؟
شما علاقه دارید با خانم ها صحبت کنید آیا همین احساس را به همسرتان نداشتید؟
آیا در حال حاضر درباره مشکلاتی که با همسرتان دارید با دیگران صحبت می کنید؟
کمی به افکار خودتان دقت کنید شاید متوجه شوید چه دلایلی برای توجیه این رفتار دارید.
چون دیگران کاری را انجام نمی‌دهند یا علنی انجام نمی دهند دلیل بر آسیب زا بودن رفتار نیست.
ولی اگر خودتان علی رغم اینکه نسبت به این رفتار احساس خوبی ندارید باز هم احساس می کنید کنترلی روی آن ندارید بهتر است به روانشناس مراجعه کنید تا حداقل احساس و عملتان همسو شود . موفق باشید
سلام. پیام اول شما رو هم خوندم. با توجه به اینکه گفتید دو خواهر دارید و فرزند آخر هستید، آیا احساس نیازتون به صحبت با خانم به همین دلیل نیست؟
چون در فضایی رشد کردید که تک‌پسر بودید و ارتباط‌هاتون بیشتر با خانم‌ها بوده. اینطوری بزرگ شدید و با خواهرها و احتمالا مادرتون انس گرفتید. به نظرم این وضعیت در شما نهادینه شده.
دلیل اطمینانم اینه که خودمم در شرایط مشابهی بزرگ شدم. دختری بودم که نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین دوستانم، پدر و برادرم بودن و با مادر و خواهرها ارتباط عاطفی و صمیمانه نداشتم. بنابراین الان هم گرایشم به سمت آقایون هست. از سبک زندگی خانم‌ها، حرفایی که میزنن درباره لباس و وسایل خونه و مد روز و امثالش حوصله‌م سر می‌ره و بجاش ترجیح میدم درباره مسائل اساسی‌تر بگم و بشنوم و این‌ها رو معمولا آقایون درباره‌ش صحبت می‌کنن.
ولی البته من هم در چند سال اخیر متوجه شدم که برداشت دیگران چه خانم‌ها و چه آقایون از این گرایش من یه جور دیگه‌ست. اون‌ها فکرشون به هوس‌بازی و گناه می‌ره. در صورتی که من این منظور رو ندارم و فقط دنبال تبادل اطلاعات و انجام فعالیت موثر هستم.
نتیجه اینکه کنترل‌شده‌تر رفتار می‌کنم و سعی میکنم درباره این گرایشم نه با کسی حرف بزنم، نه زیاد دنبال ارتباط با افراد باشم. چسبیدم به خوندن و نوشتن که عشق اول و دومم هستن😊