سوال 21829
سلام یه سوال داشتم چند وقته که کارام درست پیش نمیره انرژی قبلا رو ندارم نمیتونم شاد باشم از صب که بیدار میشم نمیتونم فکرای خوب کنم انرژی منفی میاد نمیتونم با خودم بجنگم همش دارم نقش بازی میکنم حتما میخوایید بگید به چیزای خوب فکر کنم ولی چجوری
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخبا سلام
خوش بین بودن امری است که نیاز به یادگیری است. به همین دلیل از خوش بینی به «خوش بینی آموخته شده» تعبیر میشه. این مفهوم یعنی اینکه باید برای خوش بین شدن، تلاش کرد و وقت گذاشت.
روش کار اینجوریه: الف.ب.پ. «الف»: اتفاق (اتفاقی که منجر به بدبینی شده). «ب»: باورهایی که در بدبینی موثر هستند. «پ»: پیامدها (احساسات و اعمالی که در اثر بدبینی بوجود اومده).
فعلا با الف کاری نداریم. و یک راست سراغ «ب» میریم. یعنی وقتی افکار و باورهای بدبینانه در سرمون میچرخه و مرتبا تکرار میشه و به نشخوار فکری تبدیل میشه رو به طور واضح مینویسیم. مثلا «روزگار، من رو بی عرضه کرده». این یک باور منفی است.
برای مقابله با این باور منفی باید این باور زیر سوال بره و باهاش چالش کرد. مثلا «روزگار با من چه دشمنی داره؟» یا «من که خیلی موفقیتها دارم ولی چرا در این مورد خودم رو بی عرضه میبینم؟» و...
با زیر سوال بردن باورها و افکار منفی، اعتبار و ارزش افکار رو کم میکنیم.
سپس سراغ پیامدها میریم. پیامد یعنی احساساتی که برام بوجود اومده. مثل عصبانیت، دلخوری، افسردگی. بعد از شناسایی احساسات، به مقابله با احساسات میپردازیم. (این قسمت نیاز به آموزشهای مخصوص خودش هست و مفصله). یا کارهایی که بر اثر بدبینی انجام دادم. مثلا برای فرار از بدبینی، بیش از انتظار خوابیدم، یا مثلا صبحانه نخوردم و... در این حالت باید جلوی این کارها رو بگیرم و تکرار نکنم.
در نهایت، تصمیم گیری برای اتفاقی مثبت و تفسیر اتفاق به افکار مثبت است. اقدامی عملی با اتفاقی مثبت و سازنده.
همانطور که عرض شد، این روند و فرایند به تمرین نیاز داره تا به الگوی ذهنی در مقابل بدبینی تبدیل بشه.
پیشنهاد میکنم برای نهادینه شدن خوش بینی یا با روانشناس به صورت حضوری مطرح کنید و یا کتابهایی در این زمینه مطالعه کنید.
موفق باشید.
خوش بین بودن امری است که نیاز به یادگیری است. به همین دلیل از خوش بینی به «خوش بینی آموخته شده» تعبیر میشه. این مفهوم یعنی اینکه باید برای خوش بین شدن، تلاش کرد و وقت گذاشت.
روش کار اینجوریه: الف.ب.پ. «الف»: اتفاق (اتفاقی که منجر به بدبینی شده). «ب»: باورهایی که در بدبینی موثر هستند. «پ»: پیامدها (احساسات و اعمالی که در اثر بدبینی بوجود اومده).
فعلا با الف کاری نداریم. و یک راست سراغ «ب» میریم. یعنی وقتی افکار و باورهای بدبینانه در سرمون میچرخه و مرتبا تکرار میشه و به نشخوار فکری تبدیل میشه رو به طور واضح مینویسیم. مثلا «روزگار، من رو بی عرضه کرده». این یک باور منفی است.
برای مقابله با این باور منفی باید این باور زیر سوال بره و باهاش چالش کرد. مثلا «روزگار با من چه دشمنی داره؟» یا «من که خیلی موفقیتها دارم ولی چرا در این مورد خودم رو بی عرضه میبینم؟» و...
با زیر سوال بردن باورها و افکار منفی، اعتبار و ارزش افکار رو کم میکنیم.
سپس سراغ پیامدها میریم. پیامد یعنی احساساتی که برام بوجود اومده. مثل عصبانیت، دلخوری، افسردگی. بعد از شناسایی احساسات، به مقابله با احساسات میپردازیم. (این قسمت نیاز به آموزشهای مخصوص خودش هست و مفصله). یا کارهایی که بر اثر بدبینی انجام دادم. مثلا برای فرار از بدبینی، بیش از انتظار خوابیدم، یا مثلا صبحانه نخوردم و... در این حالت باید جلوی این کارها رو بگیرم و تکرار نکنم.
در نهایت، تصمیم گیری برای اتفاقی مثبت و تفسیر اتفاق به افکار مثبت است. اقدامی عملی با اتفاقی مثبت و سازنده.
همانطور که عرض شد، این روند و فرایند به تمرین نیاز داره تا به الگوی ذهنی در مقابل بدبینی تبدیل بشه.
پیشنهاد میکنم برای نهادینه شدن خوش بینی یا با روانشناس به صورت حضوری مطرح کنید و یا کتابهایی در این زمینه مطالعه کنید.
موفق باشید.