ناشناس
سوال 219633
حدود۳سال قبل با بسری آشناو به شدت به ایشان علاقه مندشدم با وجود سن کم و مخالفت های شدید خانواده با هم نامزد شدیم و عقد موقت کردیم چون این آقا آن زمان ۱۹ سال داشت و تازه وارد دانشگاه شده بود ما در دوران نامزدی زن وشوهر شدیم و هیچ کس از این موضوع اطلاعی نداشت تا اینکه چند ماه بعد بین ما اولین اختلاف بوجود آمدوخانواده من که از ابتدا مخالف بودند به من گفتند که باید از این آقا جدا بشم و همین باعث شد من موضوع را مطرح کنم مادرم با این که این اتفاق بیش آمده بود از من میخواست که از او جدا بشم اما آن آقا الان شوهر من بود و من هرگز نمیتوانستم به خواسته مادرم عمل کنم روابط بین دو خانواده تیره وتار بود ومن همچنان برای داشتن شوشرم میجنگیدم در ضمن این آقا خیلی من علاقه دارد وعلاقه خود را بارها ثابت کرده اما متاسفانه در آن زمان فوقالاده متعصب بود وما دائما بر سر مسائل کوچک بحث و دعوا داشتیم این جریان ادامه داشت تا حدود ۴ماه بیش که برادر ۲۷ ساله این آقا تصادف کرد وفوت شد از آن زمان تمام کدورت ها بین دم خانواده بر طرف شد و من برای مادر شوهرم مثل دختر خودشان عزیز شدم ضربه بسیار بسیار سختی بود فکر میکردم بعد از این جریان همه چیز درست خواهد شد اما نامزدم باوجود آنکه ۳ماه از تصادف میگذشت تمام روحیاتش عوض شد دیگر متعصب نبو د بلکه نسبت به من خیلی بی تفاوت شده بود و فقط از من دوری میکرد ۱ماه بیش او به خانه ما آمد و به مادرم گفت خسته شده و دیگر نمیتواند به این رابطه ادامه دهد اما به طور رسمیاقدام به جدایینکردو رفت (او هیچ دلیلی برای حرف خود نداشت) برای اولین بار ۱ماه با هم قهر بودیم و کوچکترین تماسی با هم نداشتیم اما چند روز بیش بعد از ا ماه من از ایشان خواستم که با من حرف بزند من از او خواستم که تکلیف را معلوم کند ا ایشان مایل به ادامه رابطه هست اما بعد از۱ ماه نظر من تغییر کرده و دچار دو گانگی شدم از طرفی موقعیت خود را در نظر دارم که دانشجوی کارشناسی هستم با ظاهری بسیار جذاب و خانواده خوب و روشن فکر که فقط ۲۰ سال دارم و به خاطر این آقا همه چیز که یک دختر داره از دست دادم و او به جای قدر شناسی این طور به من بی مهر هست وثبات اخلاقی ندارد یک روز شیفته من و روز دیگر تحمل من را نداردهنوز شغلی ندارد و سربازی نرفته بس به خود حق میدهم که این رابطه را تمام کنم آیندهای بهتر داشته باشماما از طرف دیگرآن مسئله بزرگ هست که من با او روابط زناشویی داشتم وبا فکر کردن به این موضوع از همه تصمیماتی که گفتم منصرف میشوم از شما میخواهم به عنوان یک زن مرا راهنمایی کنید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام.دوست عزیز!ارتباط زناشویی شما و اینكه الان دیگر دختر نیستید مساله مهمیه ولی نباید این مساله باعث بشه محكوم به ادامه زندگی با دیگری بشید.البته من اصلا منظورم این نیست كه از ایشون جدا بشید.طلاق آخرین راهه نه بهترین راه.بهتون پیشنهاد می كنم اول نزد یك مشاور مجرب برید(كاری كه لازم بود از ابتدای آشناییتون انجام بدید)با كمك ایشون همه جوانب رو بررسی كنید و ببینید واقعا میخواید چیكار كنید و برای بهبود این زندگی و روابطتون تا حالا چیكار كردید و چكارهایی هست كه هنوز انجام ندادید.بهتره ابتدا شما همه تلاشهاتون رو برای بهتر شدن این زندگی بكنید ولی اگر نتیجه ای نداشت به فكر جدایی باشید.اگر الان هم از روی احساس تصمیم بگیرید(تصمیم به ادامه زندگی یا جدایی) ممكنه چند سال بعد از این تصمیمتون پشیمون بشید.در صورت تمایل مشاور خوبی رو بهتون معرفی می كنم.فراموش نكنید كه سرنوشت را نمی توان از سر نوشت.منتظر جوابتون هستم.تا بعد...روحانی