سوال 22091

با تشکر از خانم عطاریان بابت پاسخ به مسئله و مشکل من پوزش بابت ناقص بودن توضیحاتم، باید عرض کنم که یکسال تنهایی بعد از جدایی دوم رو پشت سر گذاشتم عدم دقت کافی، شتابزدگی ،اعتماد بیش از حد ، عدم تحقیق کافی و سهل انگاری توی برخورد با مشاهداتم از اصلیترین مشکلات شخصیتی من بوده درخصوص ازدواج دوم چند مسئله باعث وقوع این اشتباه شد، اول اینکه تحت فشار روانی و زیار بار مشکلات و هجمه ی تهمت هایی بودم که برام پیش آورده بودن، دوم اینکه خانواده ی اون خانم خیلی با آبرو و دارای نام نیک بودن و چیزی که واقعا باعث شد من متوجه مشکل اون خانم نشم این بود که چندین مقام قهرمانی توی رشته های رزمی داشتن که موقع اطلاع از مشکلشون واقعا شوکه بودم، ولی با بررسی مشاور متوجه شدم که نقطه ی قوت و قدرتش توان فیزیکی و قدرت بدنی بالا بود و توی زمینه ها و ورزشهایی که نیاز به تمرکز فکری داشت نتونسته بود پیش بره ، پسر خاله خودم هم چنین مشکلی داره ولی اون تا پنجم ابتدایی پیش رفته بود و این خانم سوم راهنمایی رو نتونسته بود به اتمام برسونه ( با معدل ۸) که البته این مسایل رو بعد از ازدواج متوجه شدم و ایشون بیان میکرد که بخاطر وظایفش توی منزل و پیگیری ورزش علاقه ای به درس نداشته و حتی معدلشون رو هم نمیدونستم ( سهل انگاری خودم) با کمک مشاورین مختلف ایرادهای شخصیتی خودم رو هم تا حدودی پیدا کردم مثل کمال طلبی، خودایثاری، رهاشدگی و ... در خصوص نگرشم به مقوله ی ازدواج هم اهداف و خواسته هام مشخصه و تا حدودی یاد گرفتم که چجوری دنبال نقاط اشتراک و تضاد بگردم و چجوری تفاهم و تقابل ها رو پیدا و بررسی کنم، بخاطر همین عرض کردم که توی روابط سختگیر شدم و اگرچه زوایایی رو برای انعطاف پذیری در نظر گرفتم و میدونم پیدا کردن یکی شبیه ایده آلهای من ممکنه دور از امکان باشه، ولی خوب در خصوص نگرش طرف مقابلم در خصوص مذهب، فرزند، علایق، سلایق، استعداد ها، سطح ارتباط اجتماعی، استقلال شخصیتی، بروز احساسات، انعطاف پذیری توی شرایط بحرانی و مسایلی از قبیل این موارد حداقلهایی توی ذهنم هست تا بتونم یک رابطه ی درست و اصولی رو داشته باشم. احساس میکنم الان دقیقا رفتم نقطه ی مقابل سهل انگار بودنم و خیلی سختگیر شدم. الان از اونور بوم افتادم ولی جدای از این حرفها مشکل من الان اینه که من درآمد دارم ولی بخاطر پرداخت جرایم دادگاه استقلال مالی ندارم و یک شخص بیکار مطمئنا مشکلاتش خیلی کمتر از منه حتی بوده خانمی که سنشون بیشتر از من و توان مالی حمایت از منو داشته، من وسوسه شدم که باهاشون وارد رابطه ی جدی و رسمی بشم، ولی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم و تحمل تنش های درونی، با توجه به تفاوتهای زیادی که با هم داشتیم از ایشون جدا شدم، ایشون حاضر بود برای بودن با من هر کاری میتونه بکنه ولی من ازش میخواستم که برام توصیف کنه توی زندگیمون چه اتفاقاتی قراره بیافته و فراز و نشیبش چجوریه، ایشون با اینکه خصوصیات اخلاقی و خواسته های من رو میدونست، بخاطر اختلاف نظرهای زیادمون هیچ نقطه ی اتکایی رو نمیتونست بیان کنه، البته ایشون ابتدای رابطه هم خیلی مسائل رو پنهان کرده بود و هم خیلی ها رو خلاف واقع بیان کرده بود، مثل سن و اسم و تحصیلات و... . بخاطر همین الان من دچار یه بحران دیگه هم شدم و اون اینه که خانمهای برای شروع رابطه دوست دارن رمزالود باشن و من اصلا نمیتونم به کسی که برام شفاف نیست و گنگه نزدیک بشم، خوب شروع میکنم ولی همینکه تعداد سوالهای بی جوابم از یه حدی بالا میره، خیلی قاطع خداحافظی میکنم. مشکل اصلی من اینه که الان استقلال مالی ندارم و جامعه ی هدفم برای برقراری ارتباط، من رو نمیپذیرن و معیار اصلی این روزهای خانم ها شده توان مالی، که البته بهشون حق میدم من از حدود چهار سال پیش تا الان یک رابطه ی حدود دو ماهه داشتم که خودش شد قوز بالای قوز ، یکی از دوستانم که مشاور هستن میگفت تو افسردگی نداری و فقط غمگینی، که البته با توجه به شرایط کار الانم با هیچکس نمیتونم ارتباط خاصی داشته باشم، توی یک روستا پیش یک سالمند دارای آلزایمرم و ضمن مراقبت از ایشان کارهای هنری انجام میدم. با تمام عیب یابی ها و محدود کردن عواطف عجولانه ام من روحیه ی احساسی و عاطفی دارم، معماری خوندم و نقاشی، مجسمه سازی، ماکت سازی، گرافیک و طراحی صحنه انجام میدم و این روحیه باعث میشه که درونم احساس یک سیاه چاله ی عظیم داشته باشم، منی که قبلا بیش از پونصد رابطه ی کاری و دوستی داشتم، الان تقریبا تنهای تنهام

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی با توجه به توضیحاتی که دادید، در ادامه باید به چند مساله توجه جدی کنید👇
📍شرایط کاری تان در حال حاضر دشوار است اما دلیل نمی‌شود که به انزوا روی بیاورید، سعی کنید حداقل از طریق تماس تلفنی و... دائما با دوستان و اطرافیان خود در تعامل باشید
📍برای انتخاب همسر حتما از افراد قابل اعتماد کمک بگیرید، خانواده، دوستان و آشنایان امین، می توانند کمک زیادی به شما بکنند
توصیه جدی دارم خودتان اقدامی نکنید، حتما از اطرافیان کمک بگیرید چون کمک و حمایت اطرافیان، یعنی همفکری و همفکری یعنی کاهش خطا در انتخاب.
📍با توجه به اینکه خودتان معتقدید دچار سخت گیری شده اید، پس یعنی هنوز موانع جدی برای انتخاب همسر دارید، با مشاور در ارتباط باشید تا این نقطه ضعف هم تعدیل یافته و بتوانید انتخابی موفق داشته باشید
📍حس تنهایی بسیار بد است اما نباید باعث شود که برای ازدواج عجله کنید ، کمی صبور باشید، برای رفع مشکلات وقت بگذارید، اجازه دهید به ثبات نسبی برسید و با کمک خانواده موردی مناسب برای ازدواج بیابید
موفق باشید 🎯🎯🎯🎯